تبليغاتX
تا آزادی پلی تکنیکی های دربند

بيانيه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه های تهران در سالگرد قيام دانشجويی ۱۸ تير

۱۸ تير بي شك، صفحه اي ماندگار در تقويم جنبش دانشجويي كشورمان محسوب مي شود؛ به گونه اي كه تاريخ كوشش هاي دموكراسي خواهانه و اعتراضي دانشجويان در كشورهاي استبدادي، همواره با ديده احترام و بغضي فروخورده به آن مي نگرد.

اگر دوم خرداد را گواهي بر مطالبات سياسي و آرمان هاي دموكراتيك ايرانيان تلقي كنيم اما حوادث تلخ و خونبار تيرماه سال 78 آشكارا نشان داد كه نظام سياسي حاكم، تا چه اندازه اي از ظرفيّت انتقاد و اعتراضات دانشجويي برخوردار است. از اين رو بيراهه نيست اگر استدلال كنيم كه فاجعه 18 تير، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پيشاپيش و به گونه اي آشكار، به تصوير كشيد و سيماي پنهان امّا حقيقي استبداد ديني آغشته به نفت را عيان ساخت. براستي افسوس بر نظامي كه در مواجهه با اعتراض هاي دانشجوياني كه در همين سرزمين پرورش يافته اند، به انواع سلاح هاي گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادي متوسل مي شود.

 گرچه پيگيري قضايي اين فاجعه، همچنان كمترين خواسته جنبش دانشجويي و افكار عمومي محسوب مي شود امّا تقليل 18 تير تا حد «دزديده شدن يك ريش تراش» عملاً دهن كجي گستاخانه اي به مجموعه آزادي خواهان، فعالان حقوق بشر و حتي جامعه ايراني است كه به خاطره اي دردناك تر از فجايع آن چند روز تبديل شد.

 جامعه ايران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتيك و آزادي خواهانه است و 18 تير نيز، كوششي خونبار و ماندگار در راستاي نيل به همين آرمان هاي پاك و مقدس محسوب مي شود. اگر بپذيريم كه زايش و تكوين دموكراسي، همچون هر تولد ديگر، با رنج و مصائب گريزناپذيري همراه است پس چنين به نظر مي رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوين دموكراسي در جامعه ايراني افزوده مي شود و در اين ميان، جنبش دانشجويي همچنان اين صليب شكسته را به دوش مي كشد و در اين مسير، مظلومانه امّا مصمم، بيشترين هزينه ها را مي پردازد.

 ما فعّالان سياسي- دانشجويي ليبرال دانشگاه هاي تهران، ياد و خاطره عزت ابراهيم نژاد و تمامي دانشجويان رنج كشيده اي را كه در سال هاي عشق و شور جواني، به بند در آمدند، گرامي مي داريم و بار ديگر، آزادي بي قيد و شرط ياران دبستاني در بندمان را خواستاريم.

 باشد تا روزي نه چندان دور، در همين كوچه هايي كه اينك سرد و استبداد زده اند، در هواي دموكراسي استنشاق كنيم.

دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه هاي تهران

+ نوشته شده توسط امیرحسین اعتمادی در Sun 6 Jul 2008 و ساعت 8:12 PM |
پس از کودتای خزنده نظامیان که منجر به تصرف دولت و مجلس گردید،با پخش گسترده اظهارات افشاگرانه نیروهای رده چندم این جریان در خصوص مفاسد اقتصادی گروهی از سران روحانی نظام جمهوری اسلامی،تلاش برای در اختیار گرفتن آخرین سنگر تحت اختیار روحانیت- قوه قضائیه - وارد فاز اجرایی گردید.سنگری که با وجود رسوخ قابل توجه نیروهای امنیتی راست افراطی به بخشهایی از آن هنوز به عنوان پایگاه اصلی روحانیت سنتی به شمار رفته می تواند در جنگ قدرت روحانیان با نظامیان،دسته اول را در موقعیت ممتازتری قرار دهد.در واقع این نزاع از اواسط بر سرکار آمدن دولت سرداران به نمایندگی محمود احمدی نژاد آغاز شد.آنجاییکه آیت الله هاشمی شاهرودی در حمایت از بخش خصوصی،ادعاهای رییس دولت مبنی بر مقابله با مفسدان اقتصادی را به باد انتقاد گرفت تا بر همگان آشکار شود که روحانیت سنتی چندان دل خوشی از شرایط موجود ندارد.آنان که در جریان انتخاب محمود احمدی نژاد،تلویحا تمایل خود را به انتخاب هاشمی رفسنجانی نشان داده بودند اکنون با گذشت سه سال، خطر حذف خود از ساختار حکومت اسلامی را،بیش از هر زمان دیگری احساس می کنند.حذفی که در صورت وقوع،قدرت را به طور کامل و انحصاری به سرداران تفویض خواهد کرد که پیش از این سایر جریان های حاضر در انقلاب از چپ های مذهبی گرفته تا ملیون و سکولارها،یکی یکی توسط همین روحانیت سنتی از گردونه خارج شده اند.

اما در جریان قدرت گرفتن سپاهیان،نمی توان نقش رهبری حکومت اسلامی را نادیده گرفت.آنجایی که بر خلاف سلف خود نه تنها از ورود نظامیان به سیاست جلوگیری نکرد که برای به حاشیه راندن هم لباسان خود به یارگیری از میان سرداران پرداخت تا با اتکا به گوش به فرمان بودن آنان بتواند قدرت خود را افزایش دهد و در همین راستا نقش مجلس خبرگان رهبری را در حد مجلسی "بله قربان گو" پایین آورد.به حاشیه راندن هاشمی رفسنجانی به عنوان پرقدرت ترین مرد نظام اسلامی در تمامی عمر ۳۰ ساله این حکومت،تنها از طریق بها دادن به سردارانی ممکن بود که هیچگاه در زمره یاران رقیب قرار نگرفته بودند.اینچنین شد که به تدریج همان سرداران بدون آنکه سلاح را به کناری نهند،بر منابع مالی عظیم نفتی نیز دسترسی پیدا کردند تا از جمع اسلحه و پول،صاحب قدرت شوند.قدرتی که با توجه به ساختار سیاسی حکومت اسلامی،غیر پاسخگو است و هرگز به زیر نخواهد آمد مگر توسط قدرتی فراتر از خود.از این روست که سرداران تمام تلاش خود را برای در اختیار گرفتن آخرین سنگر موجود آغاز کرده اند.افشاگریهای گسترده عباس پالیزدار که ماهها قبل به صورت محدودتر توسط عبدالله شهبازی در شیراز آغاز شده بود، هشداری بود به شخص هاشمی شاهرودی تا راه را برای نفوذ هر چه بیشتر افراطیون در قوه قضائیه باز کرده در آستانه انتخابات بعدی،مقدمات ردصلاحیت کاندیداهای باالقوه روحانیت همچون حسن روحانی و ناطق نوری و حتی خاتمی را فراهم آورد.هرچند که دستگیری پالیزدار و اعلام بدهی میلیاردها تومانی او به شبکه بانکی،حاوی این پیام روشن به حامیان دولت بود که روحانیت تا آخرین لحظه برای حفظ تنها سنگر موجود ایستاده است.بدون تردید آنها نیز در پرونده سازی برای رقبای نظامی خود بیکار ننشسته اند.

+ نوشته شده توسط امیرحسین اعتمادی در Fri 20 Jun 2008 و ساعت 5:49 PM |

بیانیه جمعی از وبلاگ‌نویسان در اعتراض به موج اخیر فیلترینگ وبلاگ‌ها (فراخوان برای امضا)

در ادامه روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه اطلاع‌رسانی در كشور، متاسفانه در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم كه موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگ‌های سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگ‌های فعال در حوزه زنان كه دارای خط مشی منتقدانه و اصلاح‌طلب هستند را گرفته است و كمتر روزیست كه وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاكم به محاق فیلتر فرو نرود.

 

این در شرایطی است كه وبلاگ‌های طرفدار دولت نهم و گفتمان حاكم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاه‌های خود كه غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحول‌خواه و دموكراسی‌طلب است، مشغولند.

 

بی‌شك، فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

 

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

 

پی نوشت:برای امضا فراخوان به اینجا بروید.

+ نوشته شده توسط امیرحسین اعتمادی در Wed 18 Jun 2008 و ساعت 6:40 PM |
حضور دوباره رییس جمهور ایالات متحده در منطقه خاور میانه به فاصله تنها چهار ماه از دیدار قبلی اش، بار دیگر زنگ خطر را برای حکومت اسلامی به صدا در آورده است.همزمانی این سفر با کودتای حزب الله -تحت فرمان جمهوری اسلامی-در لبنان، دست رییس جمهور آمریکا را در هرچه بیشتر همراه کردن متحدین عربی اش به ویژه عربستان سعودی و مصر در مسیر مقابله با گسترش نفوذ عوامل جمهوری اسلامی در عراق و لبنان و نوار غزه، باز خواهد گذاشت.این در حالی است که چند روزی قبل از سفر بوش، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا خبر برگزاری نشستی ویژه میان رییس جمهور و مقامات عالی رتبه در پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا و  معاونین بوش برای بررسی اوضاع ایران را تایید کرد.نشستی که با توجه به مکان برگزاری آن در وزارت دفاع، بار دیگر احتمال حمله نظامی به پایگاههایی در داخل خاک ایران را بالا برده است.اتفاقی که با توجه به حوادث اخیر لبنان و اعلام آمادگی جرج بوش برای کمک نظامی به ارتش لبنان جهت خلع سلاح حزب الله که با استقرار ناو آمریکایی در شمال لبنان همراه گردیده کاملا محتمل به نظر می رسد.به جرات می توان گفت که شدت حملات لفظی رییس جمهور بوش به حکومت اسلامی ایران در آستانه سفر به منطقه و در جریان آن -که هنوز نیز ادامه دارد- در تمام این سالها بی سابقه بوده است.نام بردن از حکومت ایران به عنوان " بزرگترین «حامی تروریسم در جهان»" و مقایسه رییس جمهوری اسلامی با هیتلر که "می خواهد خاورميانه را به قرون وسطی برگرداند." تنها گوشه ای از تندتر شدن لحن بوش در خصوص حاکمان تهران است.به عقیده برخی از تحلیلگران، این گونه سخن راندن از سوی رییس جمهور  آمریکا، تنها چند ماه پیش از حمله به عراق سابقه داشته است.اینکه رییس جمهور آمریکا برای گشایش جبهه ای جدید چه تدابیری اندیشیده است موضوعی است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.اما نباید این موضوع را از خاطر برد که در صورت هرگونه حمله احتمالی به ایران، شانس پیروزی "جان مک کین" کاندیدای جمهوریخواهان بر کاندیدای دموکراتها- چه "اوباما" باشد و چه "کلینتون"- بسیار بیشتر خواهد بود.چه سابقه نظامی سناتور جمهوریخواه که با اسارت در ویتنام نیز همراه بوده برگ برنده ای است که جمهوریخواهان را برای بررسی آغاز جنگی جدید در منطقه به فکر واداشته است.

۱)اگر تا به امروز جلوگیری از افزایش قیمت نفت،بزرگترین مانع در راه طرفداران حمله نظامی به ایران به شمار می رفته است،امروز با عبور بی سابقه قیمت نفت از مرز ۱۲۵ دلار،این مانع بزرگ خود به دلیلی موجه برای آغاز تهاجم نیروهای آمریکایی به ایران محسوب می شود.حمله ای با هدف تغییر حکومتی مذهبی که بازار نفت را تحت تاثیر بی ثبات کردن های گاه و بیگاهش قرار داده است.به همین منظور تحلیلگران مسایل جنگی،تلاش برای جلب نظر عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت جهان،برای تامین نفت جایگزین نفت ایران در زمان وقوع جنگ احتمالی را به عنوان یکی از مهمترین اهداف بوش در سفر جاری اش به منطقه ارزیابی می کنند.

۲)پیشتر،مانع بزرگ بعدی،چگونگی کنترل حملات تلفی جویانه حکومت ایران از طریق وابستگانش در عراق و لبنان و فلسطین بوده است.امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که حزب الله به عنوان بازوی اجرایی جمهوری اسلامی گوش به فرمان است تا در صورت هرگونه حمله به ایران،بار دیگر لبنان را به آشوب بکشاند و اسراییل را مورد هدف موشکهای اهدایی ساخت ایران خود قرار دهد.اما کودتای اخیر حزب الله علیه دولت سینیوره، ایالات متحده و متحدین دولت سینیوره را مطمئن کرده که باید یکبار برای همیشه منطقه را از شر این گروه شبه نظامی وابسته به جمهوری اسلامی پاک کنند.نتایج مثبت ناشی از وقوع اتفاقی مشابه در خصوص شبه نظامیان المهدی وابسته به مقتدا صدر،خلع سلاح همیشگی حزب الله را به یکی از اهداف آمریکا برای آرام کردن منطقه تبدیل نموده است.نارضایتی اخیر عربستان سعودی به عنوان بزرگترین متحد دولت سینیوره از کودتای چند روزه حزب الله،می تواند کمک فراونی به جرج بوش برای برداشتن این مانع باشد.حضور ناو آمریکایی در نزدیکی لبنان را باید در همین راستا دانست.دفاع از اسراییل و البته نابود کردن پایگاههای حزب الله در لبنان و شاید حماس در نوار غزه.از سوی دیگر با آرام تر شدن اوضاع عراق پس از سرکوب وسیع شبه نظامیان وابسته به مقتدا صدر،امروز امکان کنترل عملیات متقابل وابستگان جمهوری اسلامی در عراق بیشتر از قبل شده است.

در چنین شرایطی تنها مانع بر سر گرفتن تصمیمی قطعی از سوی رییس جمهوری آمریکا،عدم همراهی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس است که همراه کردن آنان مهمترین هدف بوش در سفر فعلی اش به شمار می رود.هدفی که با توجه به نارضایتی حکام سعودی و دیگران سران کشورهای عربی از همجواری با حکومتی شیعی -که در حال گسترش نفوذ خود در تمام کشورهای منطقه است- دست یافتنی تر از همیشه به نظر می رسد.درخواست امروز بوش در اجلاس اقتصادی خاورميانه در شرم الشیخ مصر مبنی بر اینکه «خاورمیانه با بلندپروازی های اتمی ایران مقابله کند» آخرین تلاشها پیش از اعلام تصمیم نهایی است.

+ نوشته شده توسط امیرحسین اعتمادی در Sun 18 May 2008 و ساعت 7:53 PM |