تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

از شرق تا غرب

Wed 20 Sep 2006-4:17 PM -امیرحسین اعتمادی

شرق توقیف شد.ماهنامه فرهنگی-سیاسی نامه به بایگانی رفت.کاریکاتوری که از دلایل توقیف شرق عنوان شدفعالین دانشجویی از سوی کمیته های انظباطی به  تعلیق و محرومیت از تحصیل محکوم شده اند.قبول شدگان در مقطع کارشناسی ارشد به جرم منتقد بودن،از ادامه تحصیل باز مانده اند.دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت مورد هجوم و تفتیش ضابطین قضایی قرار می گیرد.دبیر کل این سازمان پس از صد روز،همچنان در بازداشت انفرادی به سر می برد.رییس جمهور اسلامی به ونزوئلا و کوبا می رود تا محور شرارت را تکمیل کند.هاوانا پاکسازی شده است.از بیرون آمدن مادران و زنان زندانیان سیاسی در این شهر جلوگیری می شود تا کوفی عنان به دیدار رفیق فیدل برود و با او عکس یادگاری بگیرد.سخنان پاپ بندیکت شانزدهم در آلمان مبنی بر مجاز بودن خشونت طلبی در دین اسلام،خشم مسلمانان افراطی را بر می انگیزد تا با حمله به کلیساها و آتش زدن پرچم ملتها شاهدی بر این سخنان پدید آورند.کمی دورتر احمدی نژاد-نه به راحتی خاتمی-ویزای ورود به ایالات متحده را دریافت می کند.تصویرش بر روی جلد مجله تایم قرار می گیرد.برای چندمین بار به دولت آمریکا برای عادیسازی روابط چراغ سبز نشان می دهد.دولت امریکا نیز هرگونه مذاکره با حکومت اسلامی را به تعلیق غنی سازی اورانیوم منوط می کند.تعلیقی که شواهد از پذیرش آن از سوی جمهوری اسلامی خبر می دهد،هرچند که برچسب داوطلبانه بر روی آن خورده باشد.پرزیدنت بوش در سخنرانی اش انوشه انصاری با پرچم سه رنگ ایراندر مجمع عمومی سازمان ملل،حساب ملت ایران را از حاکمان آن جدا کرده حکمرانان ایران را به محروم کردن ایرانیان از آزادی و استفاده از منابع کشورشان برای کمک مالی به تروريستها و دامن زدن به آتش افراطی گری و دستيابی به سلاح هسته ای متهم می نماید.تنها ساعاتی بعد،این بار محمود احمدی نژاد است که در غیاب هیات نمایندگی ایالات متحده بار دیگر بر صلح آمیز بودن برنامه اتمی حکومتش تاکید می کند.و دقیقا در چنین دقایقی است که شبکه های خبری از استقرار سفینه حامل "انوشه انصاری"،نخستین توریست فضایی زن،در ایستگاه فضایی خبر می دهند.زنی که به نماد پیشرفت و موفقیت ایرانیان در جهان بدل گشته است.ایرانیانی که پرزیدنت بوش آنان را "صاحب فرهنگی زنده" و "دارای نقش در تمدن جهانی" توصيف می کند.و چنین ملتی از داشتن روزنامه ای با حداقل مولفه های استاندارد محروم می شود تا مبادا برخلاف میل دولت مهرورزی سخنی رانده شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کاسترو،آزادی و عدالت

Sat 9 Sep 2006-0:4 AM -امیرحسین اعتمادی

حتما می دانید که رییس جمهوری اسلامی و رهبران این حکومت،به محبوبیتی کم نظیر در میان ملت عرب دست یافته اند.محبوبیتی که از نطقهای ضد آمریکایی-اسراییلی این رهبران ناشی می شود.هرچند این ضدیت را تنها در چنین نطقهایی می توان یافت.درواقع مردمی که از سیاستهای امیران خود در دوستی با آمریکا راضی نیستند،سیاست به ظاهر خصمانه حاکمان ایران را در رویارویی با غرب ستایش می کنند.سیاستهایی که با خواست نخبگان جامعه ایران که همان نزدیکی با غرب و ایالات متحده امریکا است،در تضاد می باشد.در واقع حکومت اسلامی به ویژه پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و تندرویان حامی او،به جای حفاظت از حقوق فردی ایرانیان(آزادی،مال و جان)،در حال کسب محبوبیت در میان توده های عرب می باشد.سیاستی که دیکتاتورهایی چون کاسترو و چاوز نیز در آمریکای لاتین به نوعی دیگر دنبال می کنند. وجه اشتراک این رهبران،از سویی سرکوب هرگونه صدای مخالف و آزادی بیان و مخالفت با اقتصاد بازار آزاد است که نتیجه ای جز فقر و فساد اداری و فحشا برای مردم این کشورها نداشته است و از سویی دیگر گرفتن پز ضد آمریکایی تا از این طریق تنها راه نجات توده های فقیر را مبارزه با امپریالیسم آمریکا  عنوان کنند،از ناتوانی خود در اداره کشورشان بگریزند.حکومتهایی که با برگزاری انتخاباتی فرمایشی و غیر آزاد به جنگ جهان آزاد می روند.با مخالفت مصلحتی با جنگ عراق و افغانستان،هرگونه حرکت مخالف در داخل را به گام برداشتن در جهت براندازی آمریکایی متهم می نمایند.اما این فقط توده های عرب نیستند که احمدی نژاد را ستایش می کنند.در ایران ما نیز توده هایی وجود دارند که از صلح دفاع می کنند!!آزادی و عدالت را فریاد می زنند!!و البته بر کاسترو درود می فرستند که در آستانه اجلاس غیرمتعهدها با کم کردن هجده کیلوگرم از وزن خود همچنان قصد حکومت بر مردم رنجدیده کوبا را دارد.او هیچگاه از مبارزه دست نشسته است حتی به قیمت دست شستن ملتی از جان و مال و ناموس خود.آیا این ایرانیان به راستی دغدغه آزادی و عدالت دارند؟

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کلینتون در ایران!!

Tue 5 Sep 2006-3:30 PM -امیرحسین اعتمادی

بیاییم فرض کنیم که بیل کلینتون رییس جمهور سابق ایالات متحده به دعوت چند تشکل مدنی و جامعه مسیحیان یا یهودیان ایران برای ایراد چند سخنرانی به ایران دعوت شود.فرض کنیم که مکان یکی از این سخنرانیها مثلا یکی از تالارهای دانشگاههای معتبر تهران باشد.بعد فرض کنیم که دولت جمهوری اسلامی در اقدامی نادر مجوز ورود پرزیدنت کلینتون به خاک ایران را صادر کند.به این ترتیب رییس جمهور سابق آمریکا پس از ورود به ایران در یکی از بهترین هتلهای تهران اقامت می کند.در روز سخنرانی به محل سخنرانی می رود.در کمال امنیت و با آسودگی خاطر از اینکه می تواند آزادانه هرچه می خواهد بر زبان آورد،سیاستهای دولت اسلامی در حمایت از تروریسم و نابودی اسراییل و نقض گسترده حقوق بشر  را با تندترین عبارات به باد انتقاد می گیرد.به سوالات خبرنگاران در مورد جنگ افروزیهای ایالات متحده پاسخ نمی دهد و سوار بر اتومبیل تشریفاتی شده،محل سخنرانی را به قصد هتل ترک می کند.پس از آن چند روز بعد در جمع اقلیتهای دینی ایران حاضر می شود و مورد استقبال گسترده ای از سوی حاضرین واقع می گردد.از محدودیتهای اعمال شده بر آنان از سوی حکومت اسلامی سخن می گوید،از دولت اسلامی می خواهد که حقوق بهاییان ایران را به رسمیت بشناسد و سخنانش از صداوسیمای جمهوری اسلامی به دفعات پخش می گردد.سفر پرزیدنت تا یک هفته دیگر ادامه پیدا می کند و در روز مقرر بدون هیچ گونه پیشامد غیرمنتظره در فرودگاه،از ایران خارج می شود.دعوت کنندگان از رییس جمهور آمریکا نیز به فعالیتهای خود در ایران ادامه می دهند.

در چنین وضعیتی بهتر است چشمان خود را باز کنید.آبی به سر و صورت خود بزنید.اکنون شما به مقصد رسیده اید.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زنجیره،امپراطوری،آمریکایی سازی و...

Thu 31 Aug 2006-9:0 PM -امیرحسین اعتمادی

« وقتی بحث دموكراسی درجهان مطرح می‌شود، دموكراسی سازی مساوی با آمريكايی سازی جهان جلوه داده مي‌شود كه بنده با آن هميشه مخالف بودم و اينكه در چند كنفرانسی شركت كردم به معناي آن نيست كه با آن موافق بوده‌ام. درحال حاضر كه به گذشته نگاه می‌كنم حالت قربانی را پيدا كردم زيرا عملا در حلقه و زنجيره‌ای افتادم كه كار و هدف من نبوده است...»

« نسبت به انديشه‌ای كه مي‌خواهد بگويد اگر شما با ما نيستيد پس ضد ما هستيد و ما می‌خواهيم به شما ياد دهيم كه چگونه دموكراسی داشته باشيد و اينكه چگونه در صحنه بين‌المللی رفتار كنيد، نقد شديد دارم.»

« به اين نتيجه رسيدم بحث‌هايی كه موسسات آمريكايی می كنند و پول‌هايی كه خرج می‌شود و تماس‌هايی كه با نخبگان ما می‌گيرند و اتفاقاتی كه در خاورميانه می‌افتد در مجموعه‌ای قرار می‌گيرد كه اسم آن را امپراطوری می‌گذارم.»

 « اقدام عليه امنيت ملی را به اين صورت پذيرفتم كه گفتم ارتباط با بيگانگان داشتم و در اين زنجيره قرار داشتم. يعني به اين شكل كه اتهام اقدام عليه امنيت ملی را پذيرفتم منتها با اين عنوان كه نمی‌دانستم آنچه انجام می‌دهم اقدام عليه امنيت ملی است.»

« چيزی كه هميشه برايم جالب بود كار روشنفكری بود، اما عملا در مسير نهادهای آمريكايی قرار گرفتم و كارم به طرفی رفت كه نميیخواستم؛ و نتيجه اين بود كه من عملا رو در روی يك سری منافع ملی قرار گرفتم كه نمی‌خواستم قرار بگيرم. اين حقيقت امر است و در آينده هم كار سياسی نخواهم كرد.»

« ...يك مقدار زيادی از بحثی كه من مطرح كرده بودم بحث نظری و تئوريك و درباره‌ی ساختار روشنفكری در اروپای شرقی و ايران بود. آن‌چه كه موجب شده بود كه به اين نتيجه برسند اين بحث استراتژيك است اين بود كه نهادهای آمريكايی به خاطر اين مساله خيلی پول خرج می‌كنند و آن هم به بحث امپراطوری‌سازی و سياست آمريكا در خاورميانه برمی‌گردد.»

« يك امپراطوری وجود دارد كه می‌گويد هركس با من نيست عليه من است و در حقيقت نماينده يا رسالت را براي خود قائل است كه بيايد در دنيا تمدن‌سازی يا دموكراسی‌سازی كند مثل موضوع عراق.»عکس از ایسنا

اینها تنها بخشی از مصاحبه دکتر رامین جهانبگلو با خبرگزاری ایسنا بلافاصله پس از آزادی از زندان می باشد.مصاحبه ای که از قرار معلوم جای فیلم اعترافاتی را گرفته است که در دوران بازداشت از او گرفته شد و احتمالا به دلیل مخالفت بخشی از حکومت پخش نگردید.شاید هم ارزش این مصاحبه از نظر مقامات اطلاعاتی بیشتر از آن فیلم باشد.چرا که ظاهرا دکتر جهانبگلو با پای خود به دفتر خبرگزاری ایسنا رفته و حتی ابراز ندامت از عملکرد گذشته برایش اینقدر مهم بوده که ترجیح داده پیش از رفتن به منزل،مسیر اوین تا خیابان انقلاب را طی کند.احتمالا در طول این مسیر با کسی حرف هم نزده است.البته اگر مامورین محترم خود زحمت رساندن او را نکشیده باشند.اگر کسی گمان می کند که این مصاحبه شرط آزادی از زندان بوده به بیراه می رود.جهانبگلو خود به این نتیجه رسیده است.چهار ماه زندان انفرادی کافی بود تا به اشتباه خود در نقش داشتن در پروژه امپراطورسازی آمریکا پی ببرد.همانطور که برای شخص من،دو ماهش کفایت کرد.وفور کلمات و عباراتی چون "امپراطوری"،"زنجیره"،"آمريكايی سازی جهان"و... خود گویای همه آن اتفاقاتی هستند که در این چهار ماه برای دکتر رامین رخ داده است. 

بیاییم جهانبگلو را درک کنیم.بیاییم به خاطر هزینه ای که داده قدرش بدانیم.بگذاریم راحت و آسوده در کنار خانواده اش به استراحت بپردازد.او خود می داند که به مسافرت نیاز دارد.مدتی زمان لازم است تا به جای اولش برگردد...

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خبر فوری

Wed 30 Aug 2006-5:45 PM -امیرحسین اعتمادی

خبر فوری:

  "رامین جهانبگلو ساعتی قبل با قرار وثیقه از زندات اوین آزاد شد."

این آزادی بر همه آزاداندیشان مبارک!!!

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این است دولت اسلامی

Mon 28 Aug 2006-3:31 PM -امیرحسین اعتمادی

سال قبل در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی،تحلیل من -که از تحریم کنندگان بودم-از نتیجه انتخابات این بود،که با انتخاب احمدی نژاد ظاهر و باطن حکومت اسلامی یکسان می شود.اگر تا پیش از این دولت سید محمد خاتمی ویترینی پر زرق و برق برای فروشگاهی پر از اجناس دسته چندم به شمار می رفت،دولت احمدی نژاد ماهیت جمهوری اسلامی را برای جهانیان شفاف خواهد کرد.امروز پس از یک سال از روی کار آمدن دولت مهرورزی!!! شواهد از درستی این تحلیل حکایت می کند.سردادن شعار محو اسراییل از نقشه جهان،حمایت علنی از حزب الله،اتخاذ سیاستی ستیزه جویانه با جهان غرب بر سر پرونده هسته ای در حوزه رفتارهای بین المللی و برخورد با آزادیهای اجتماعی،سرکوب تجمعات زنان و کارگران،دستگیری و ربودن فعالین سیاسی و دانشجویی این بار از جانب وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و برخورد با روشنفکران به بهانه مقابله با انقلاب مخملی در داخل،همه و همه در یک سال از عمر دولت احمدی نژاد به وقوع پیوسته است.به اینها اضافه کنید شدت یافتن فیلترینگ اینترنت و فشار بی سابقه بر مطبوعات و ناشرین را که منجر به خودسانسوری شدید در حوزه اطلاع رسانی شده است.البته محدود کردن آزادیهای سیاسی و اجتماعی  از سوی حکومت اسلامی،مساله ای جدید و خاص دوران احمدی نژاد نیست.عکس از ایسناتفاوت در اینجاست که اگر در دوران خاتمی برخوردی با فعالین سیاسی و تجمعات صورت می گرفت،دولت از آن تبری می جست و پای نیروهای خودسر و دستگاههای اطلاعات موازی را به میان می کشید.از سویی در داخل به ناتوانی خود در تامین امنیت شهروندان و تجمعات اذعان می کرد و از سوی دیگر با گرفتن ژستی اصلاح طلبانه در خارج،بر اقدامات نافی حقوق مردم اقتدارگرایان سرپوش می نهاد.اما اکنون دولت احمدی نژاد خود در صف اول برخورد قرار گرفته است.این بار نیازی به دستگاههای اطلاعاتی موازی نیست،وزارت اطلاعات دولت احمدی نژاد مقابله با براندازی نرم را خود برعهده گرفته است!!در همین راستا دور جدید برخورد با فعالین دانشجویی با دستگیری سومین نفر ادامه پیدا کرد.پس از دستگیری دو دانشجو به نام های "ابولفضل جهاندار" و "خیر الله درخشندی"،"جمال ظاهرپور" دبیر پیشین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دبیرکل خیلی مستقل!!

Fri 25 Aug 2006-5:36 PM -امیرحسین اعتمادی

چند وقتی بود که می خواستم درباره یکی از رهبران جدید التاسیس جنبش دانشجویی که به تازگی به آمریکا رفته است،مطلبی بنویسم.ولی هربار با این استدلال که نوشتن در مورد افرادی اینچنینی سبب کسب اعتبار برایشان می گردد،از این کار خوددداری کردم.خوشبختانه در مورد ماهیت و سوابق این شخص،در بین فعالین سیاسی و دانشجویی داخل کشور،اتفاق نظر وجود دارد.ولیکن همزمان تبلیغات وسیعی بر روی او به عنوان نماینده جنبش دانشجویی ایران از سوی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور صورت می گیرد که روز به روز هم در حال افزایش است.سردمدار این تبلیغات نیز،بخش فارسی صدای آمریکا(VOA) است که بیان کننده سیاستهای رسمی دولت آمریکا در قبال ایران می باشد.از این رو مانور تبلیغاتی با چنین حجم بالا،بر روی دانشجوی سابق دروه کاردانی دانشگاه ارومیه به عنوان نماینده دانشجویان ایرانی،می تواند لطمه جبران ناپذیری به کارایی جنبش نصفه و نیمه دانشجویی ایران وارد نماید.متاسفانه تا به امروز نیز تبلیغات صورت گرفته،بر روی قشر وسیعی از مخاطبان کم اطلاع VOA تاثیر خود را به جای گذاشته است که این تاثیرگذاری می تواند از سویی ناشی از اعتبار بالای صدای آمریکا درمیان بخش قبال توجهی از ایرانیان و از سوی دیگر به دلیل سخنوری و سفسطه گری بیش از حد رهبر خیالی باشد.از این رو نه به سبک افشاگریهای صورت گرفته از جانب عده ای از رفقای غالبا کمونیست،که در قالب چند نکته به بررسی این موجود متوهم و در عین حال زیرک می پردازم:

۱) شخص مورد نظر که برای تغییر رژیم حاکم بر ایران فعالیتهای فراوانی کرده است،در تازه ترین اقدام خود از واژه رژیم چینج Regime Change به جای براندازی استفاده کرده است تا به ظن خود مامورین کم اطلاع جمهوری اسلامی را گیج کند!!! در فاصله این گیجی مردمی که قصد براندازی ندارند و فقط می خواهند رژیم را چینج کنند به خیابانها می آیند و فخر می آورند!!!

۲)نامبرده با تشکیل جنبش مستقل دانشجویی،ضمن قبول پست دبیرکلی این جنبش از رهبری جنبش غیرمستقل دانشجویی استعفا داده است تا به اتهامات وارده پاسخی دندان شکن بدهد.

۳)شخص دبیرکل با کلیه فعالین دانشجویی و غیر دانشجویی،نویسندگان و روزنامه نگاران،زندانیان سیاسی و غیر سیاسی(به ویژه منکراتی) دوستی و آشنایی دیرینه ای دارد،هرگونه تکذیب ارتباط با وی تحت فشار ناصرخان بوده از حیث اعتبار خارج است.

۴)از آنجاییکه حکومت اسلامی به شدت در مورد اینترنت و زبان انگلیسی کم اطلاع است،با راه اندازی چند روم ROOM گفتگو می توان پایه های این حکومت را سست و در زمان مناسب با حمله هوایی،فرو ریخت.

۵)خروج از کشور و گرفتن ویزای ایالات متحده با کمک "ریچارد پرل" و گرفتن عکس یادگاری با "مایکل لدین" که از قضا هر دو نفر از صاحب نظران نئوکان طرفدار حمله به ایران به شمار می روند،کاملا اتفاقی بوده،رهبر مورد نظر،ضد جنگ بودن خود را با جان و دل اثبات کرده و می کند.

در پایان نامه ی یکی از هم بندان فرد فوق را بدون تایید صحت و سقم ادعاهای مطرح شده در نامه،در اینجا قرار می دهم.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مقدمات حمله به ایران

Wed 23 Aug 2006-4:20 PM -امیرحسین اعتمادی

روز سه شنبه،سفیران اروپایی در انتظار پاسخ لاریجانی-عکس از رویترعلی لاریجانی،مسوول پرونده هسته ای جمهوری اسلامی،پاسخ حکومت اسلامی به بسته پیشنهادی کشورهای ۵+۱ را در شرایطی به سفیران این کشورها تحویل داد،که با توجه به سخنان روز دوشنبه رهبر حکومت اسلامی مبنی بر عزم ايران برای ادامه فعايت های اتمی،انتظار هرگونه پیشرفت در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی،انتظاری بیهوده به نظر می رسد.هرچند لاریجانی بازگشت به میز مذاکره را هدف این پاسخ بیست صفحه ای،عنوان کرده است اما با توجه به تاکید جمهوری اسلامی بر ادامه غنی سازی اورانیوم،این پاسخ از جانب آمریکا و متحدانش پاسخی منفی تلقی خواهد شد.امری که با نزدیک شدن به مهلت تعیین شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل برای تعلیق کلیه فعالیتهای اتمی از جانب جمهوری اسلامی،تحریم هایی را برای ایران در پی خواهد داشت.پیش از این نیز پرزیدنت بوش خواستار اقدام سریع شورای امنیت در برابر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی شده بود.برنامه ای که به گفته وی،با توجه به حمایت حکومت اسلامی از حزب الله لبنان،درصورت منجر شدن به سلاح هسته ای مشکلات منطقه را پيچيده تر خواهد کرد.شاید برای جلوگیری از چنین مشکلاتی است که سناتور برجسته جمهوریخواه،جان مک کین،رد گزینه نظامی در برابر جمهوری اسلامی را غیرممکن می داند.جنگ اخیر اسراییل با حزب الله بار دیگر این مساله را برای دولتمردان این کشور و متحدانشان در کاخ سفید آشکار ساخت که با وجود حکومتی بنیادگرا در ایران،دستیابی به صلحی پایدار در منطقه دست نیافتنی تر از همیشه جلوه می کند.اکنون تضعیف رژیم حاکم بر ایران،به هدف اصلی دولت آمریکا تبدیل شده است.عقب نشینی بازوی اصلی حکومت اسلامی از نزدیکی مرزهای اسراییل در جنوب لبنان در کنار حضور ۱۵ هزار نیروی بین المللی تحت حمایت مالی-تجهیزاتی آمریکا در این منطقه را می توان در همین راستا ارزیابی کرد.بدون تردید از این پس تلاشهای آمریکا به خلع سلاح حزب الله منطبق بر قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل معطوف خواهد شد.خلع سلاحی که به گفته "کاندلیزا رایس" مقدمه ای برای خلع سلاح کلیه شبه نظامیان خواهد بود.می توان از هم اکنون پیش بینی کرد که شبه نظامیان متعلق به مقتدی صدر هدف بعدی به شمار می روند تا بازوی دیگر جمهوری اسلامی این بار در عراق قطع گردد.سیاستمداران آمریکایی در حال فراهم کردن مقدمات حمله به ایران هستند؛طرح حمله به ايران،مدتهاست که در کشوهای دفاتر پنتاگون قرار گرفته است.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin