|
« وقتی بحث دموكراسی درجهان مطرح میشود، دموكراسی سازی مساوی با آمريكايی سازی جهان جلوه داده ميشود كه بنده با آن هميشه مخالف بودم و اينكه در چند كنفرانسی شركت كردم به معناي آن نيست كه با آن موافق بودهام. درحال حاضر كه به گذشته نگاه میكنم حالت قربانی را پيدا كردم زيرا عملا در حلقه و زنجيرهای افتادم كه كار و هدف من نبوده است...»
« نسبت به انديشهای كه ميخواهد بگويد اگر شما با ما نيستيد پس ضد ما هستيد و ما میخواهيم به شما ياد دهيم كه چگونه دموكراسی داشته باشيد و اينكه چگونه در صحنه بينالمللی رفتار كنيد، نقد شديد دارم.»
« به اين نتيجه رسيدم بحثهايی كه موسسات آمريكايی می كنند و پولهايی كه خرج میشود و تماسهايی كه با نخبگان ما میگيرند و اتفاقاتی كه در خاورميانه میافتد در مجموعهای قرار میگيرد كه اسم آن را امپراطوری میگذارم.»
« اقدام عليه امنيت ملی را به اين صورت پذيرفتم كه گفتم ارتباط با بيگانگان داشتم و در اين زنجيره قرار داشتم. يعني به اين شكل كه اتهام اقدام عليه امنيت ملی را پذيرفتم منتها با اين عنوان كه نمیدانستم آنچه انجام میدهم اقدام عليه امنيت ملی است.»
« چيزی كه هميشه برايم جالب بود كار روشنفكری بود، اما عملا در مسير نهادهای آمريكايی قرار گرفتم و كارم به طرفی رفت كه نميیخواستم؛ و نتيجه اين بود كه من عملا رو در روی يك سری منافع ملی قرار گرفتم كه نمیخواستم قرار بگيرم. اين حقيقت امر است و در آينده هم كار سياسی نخواهم كرد.»
« ...يك مقدار زيادی از بحثی كه من مطرح كرده بودم بحث نظری و تئوريك و دربارهی ساختار روشنفكری در اروپای شرقی و ايران بود. آنچه كه موجب شده بود كه به اين نتيجه برسند اين بحث استراتژيك است اين بود كه نهادهای آمريكايی به خاطر اين مساله خيلی پول خرج میكنند و آن هم به بحث امپراطوریسازی و سياست آمريكا در خاورميانه برمیگردد.»
« يك امپراطوری وجود دارد كه میگويد هركس با من نيست عليه من است و در حقيقت نماينده يا رسالت را براي خود قائل است كه بيايد در دنيا تمدنسازی يا دموكراسیسازی كند مثل موضوع عراق.»
اینها تنها بخشی از مصاحبه دکتر رامین جهانبگلو با خبرگزاری ایسنا بلافاصله پس از آزادی از زندان می باشد.مصاحبه ای که از قرار معلوم جای فیلم اعترافاتی را گرفته است که در دوران بازداشت از او گرفته شد و احتمالا به دلیل مخالفت بخشی از حکومت پخش نگردید.شاید هم ارزش این مصاحبه از نظر مقامات اطلاعاتی بیشتر از آن فیلم باشد.چرا که ظاهرا دکتر جهانبگلو با پای خود به دفتر خبرگزاری ایسنا رفته و حتی ابراز ندامت از عملکرد گذشته برایش اینقدر مهم بوده که ترجیح داده پیش از رفتن به منزل،مسیر اوین تا خیابان انقلاب را طی کند.احتمالا در طول این مسیر با کسی حرف هم نزده است.البته اگر مامورین محترم خود زحمت رساندن او را نکشیده باشند.اگر کسی گمان می کند که این مصاحبه شرط آزادی از زندان بوده به بیراه می رود.جهانبگلو خود به این نتیجه رسیده است.چهار ماه زندان انفرادی کافی بود تا به اشتباه خود در نقش داشتن در پروژه امپراطورسازی آمریکا پی ببرد.همانطور که برای شخص من،دو ماهش کفایت کرد.وفور کلمات و عباراتی چون "امپراطوری"،"زنجیره"،"آمريكايی سازی جهان"و... خود گویای همه آن اتفاقاتی هستند که در این چهار ماه برای دکتر رامین رخ داده است.
بیاییم جهانبگلو را درک کنیم.بیاییم به خاطر هزینه ای که داده قدرش بدانیم.بگذاریم راحت و آسوده در کنار خانواده اش به استراحت بپردازد.او خود می داند که به مسافرت نیاز دارد.مدتی زمان لازم است تا به جای اولش برگردد... |