| |
انتخابات کم اهمیت |
| |
Thu 14 Dec 2006-11:12 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
چند ساعتی بیشتر تا شروع انتخابات شوراهای شهرداری ها نمانده است.تصمیم داشتم تا بعد از انتخابات در این باره سکوت کنم اما برخی تحلیل ها در این روزهای آخر از سوی شخصیت های برجسته اپوزیسیون مبنی بر لزوم شرکت در انتخابات سبب شد تا دست کم برای ثبت در تاریخ هم که شده نظر خود را ارائه کنم.خیلی شفاف بگویم که من در انتخابات فردا شرکت نمی کنم.برای این عدم شرکت هم دلایلی دارم که در ادامه خواهم گفت.دلیل اصلی و مهمترین دلیل من برای رای ندادن که از مدتها قبل هم بر روی آن تاکید داشتم،نبود تضمین کافی برای سلامت انتخابات است.در تمام روزهای منتهی به انتخابات همه شخصیتهای مهم اصلاح طلب درون نظام- از خاتمی و کروبی گرفته تا نبوی و تاج زاده بدون استثنا نسبت به وجود دستهای پنهان برای تعیین سرنوشت انتخابات و تغییر در آرای مردم صحبت کرده اند.از سوی دیگر با یکی شدن هیات های اجرایی و نظارت در انتخابات فردا،راهها برای دست بردن در صندوقها هموارتر از قبل می نماید.می ماند ناظرینی که از سوی کاندیداها و ستادهای ائتلافی بر صندوقها فرستاده می شود که با نگاهی به انتخابات گذشته و حضور گسترده ناظرین بسیجی و سپاهی مانع محکمی در برابر تقلبها به شمار نمی رود.فراموش نکنیم که در سالهای اخیر با وجود برگزاری انتخابات از سوی دولت اصلاح طلب خاتمی،باز هم این اقتدارگرایان بودند که با استفاده از اهرم نظارتی شورای نگهبان سرنوشت انتخابات را تعیین کردند.زمانی با ابطال بیش از ۷۰۰ صندوق رای و زمانی دیگر به کمک امدادهای غیبی به شهادت نامه کروبی به رهبری،و شکوائیه ای که هاشمی رفسنجانی به خدای خود کرده بود.در تایید این ادعا می توان به سخنان اخیر محسن آرمین اشاره کرد که به افزایش ۲ تا ۳ ملیونی آرای ناطق نوری در دوم خرداد ۷۶ اعتراف کرده هرچند آن را در سرنوشت انتخابات بی تاثیر دانسته است.بهتر بود که شخصیتهای محوری اصلاح طلبان همچون خاتمی،کروبی و حتی هاشمی رفسنجانی در نامه ای به رهبری حکومت اسلامی نسبت به بروز تقلب در انتخابات هشدار می دادند و مردم را نیز از محتوی نامه مطلع می کردند.اقداماتی از این دست به مراتب موثرتر از اظهار گلایه کردن پس از شکست احتمالی در انتخابات خواهد بود.اما برفرض اینکه اصلاح طلبان بتوانند با استفاده از مذاکرات پشت پرده و فشار ناظرین خود بر صندوقها از تخلفات گسترده جلوگیری کنند.آیا در چنین حالتی گزینه رای دادن منطقی است؟برای پاسخ به این سوال نظرتان را به مقاله ای از احمد زیدآبادی که امروز در روزنت روز قرار گرفت جلب می کنم.(بازی بزرگ،بازی کوچک)تصور کنید که اصلاح طلبان بتوانند اکثریت شورای شهر تهران را در اختیار بگیرند.آیا حاکمیت یکدست اقتدارگرایان راه را برای اجرای برنامه های موردنظر آنها باز خواهد گذاشت؟درحالیکه دولت احمدی نژاد از اختصاص بودجه تصویب شده برای متروی تهران به مجریان تحت حمایت قالیباف شهردار نه چندان اصولگرای تهران خودداری می کند،شهردار انتخابی اصلاح طلبان چگونه می تواند در پیشبرد طرح های اصلاح طلبانه و مردم محور در تهران موفق گردد؟آیا شورای سوم به سرنوشتی بدتر از شورای اول دچار نخواهد شد؟در چنین شرایطی اقتدارگرایان که کنترل رسانه ملی و خبرگزاریهای عمده را در دست دارند،با بزرگنمایی مشکلات احتمالا بیشتر شده شهر تهران و شهروندان آن،از سویی فضا را برای شکست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی آماده می کنند و از سوی دیگر زمینه برای اتحاد دوباره محافظه کاران برای کنترل دوباره مجلس شورای اسلامی فراهم خواهد شد و همه اینها در حالتی است که ردصلاحیتهای احتمالی را در آن انتخابات در نظر نگیریم.حال چه باید کرد؟آیا می توان چنین انتخاباتی را تحریم نمود؟
پاسخ کاملا منفی است.تجربه انتخابات ریاست جمهوری قبل نشان می دهد که در نبود رسانه ای برای آگاه سازی مردم در داخل کشور که توان مقابله با بمباران تبلیغاتی حکومت را داشته باشد هرگونه تلاش برای تحریم انتخابات نتیجه لازم را نخواهد داشت.ضمن آنکه حکومت با رای سازی و ارائه آمار نادرست،بهره برداری دلخواه خود را از انتخابات خواهد کرد.از سویی با توجه به ماهیت قومی و فامیلی انتخابات شورا در شهرهای کوچک و روستاها انتظار مشارکت حداقلی،انتظاری بیهوده است.بنابراین اگر کسی به هردلیل تصمیم به شرکت در انتخابات گرفت پیشنهاد می کنم که به چند شخصیت شناخته شده اصلاح طلب رای بدهد هرچند که با این توضیحات هزینه های شرکت در انتخابات را از فواید آن بیشتر می دانم.و در پایان اضافه می کنم که با وجود کم اثر بودن شوراها ایدآل من این است که هیچ گروهی در شورای شهر تهران اکثریت نیابد.یعنی تعدادی اصلاح طلب نظیر نجفی،ابتکار و مسسجد جامعی و... در کنار گروهی از طرفداران قالیباف و گروهی از طرفداران احمدی نژاد وارد شورا بشوند تا در جدل های موجود میان گروههای اصولگرا اقلیت اصلاح طلب بتوانند جنبه های غیرمردمی اقتدارگرایان را بیشتر آشکار کنند.با وجود این ایدآل همچنان اعتقاد دارم که گروههای حامی دولت با استفاده از آرای سازمان یافته بسیج و سپاه و درصورت لزوم دستکاری در آرای مردم این سنگر را نیز در اختیار خواهند گرفت.امید که اینگونه نباشد. |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
فیلترشکن |
| |
Thu 14 Dec 2006-4:1 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
از اونجایی که دسترسی به بیشتر لینکهایی که اینجا میذارم به علت فیلترینگ شدید در ایران ممکن نیست تصمیم گرفتم یک نرم افزار فیلترشکن در وبلاگ قرار بدم تا به نوعی با سانسور حاکم مبارزه کرده باشم.فایل نصب این نرم افزار به اسم GPASS INSTALL دارای حجم کمی بوده که با اینترنت کم سرعت هم در چند دقیقه دانلود میشه.بعد از دانلود فایل رو اجرا کنید تا بر روی سیستمتون نصب بشه.حالا بر روی ICON نرم افزار بر روی صفحه Desktop کلیک کنید تا پنجره ای کوچک بر روی صفحه ظاهر بشه.شما برای عبور از فیلتر باید از Internet Browser که در این پنجره دیده میشه استفاده کنید.فکر می کنم توضیحات کافی باشه اگه مشکلی داشتید بگین تا کمک کنم.هرچند که می دونم بازدیدکنندگان این وبلاگ باهوش تر از این حرفها هستند نکته بعد اینکه ترجیحا از ISP هایی اینترنت بگیرید که خیلی معروف نباشند تا حداقل فقط با فیلترینگ مخابرات روبرو بشین.
لینک دانلود |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
این دانشجویان آمریکایی |
| |
Mon 11 Dec 2006-10:46 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
به فاصله چند روز از تجمع بزرگ دانشجویان در دانشگاه تهران این بار دانشجویان پلی تکنیکی درحالی از رییس دولت اسلامی استقبال کردند که روز قبل از آن و در جریان تجمع اعتراضی خود محمود احمدی نژاد و دولت پادگانی اش را به شدت زیر سوال برده بودند. آنان که پیشاپیش از حضور رییس جمهوری اسلامی در روز دوشنبه در دانشگاه باخبر شده بودند علی رغم تمهیدات صورت گرفته از سوی ریاست انتصابی دانشگاه و تیم حفاظت ریاست جمهوری برای پر کردن سالن محل برگزاری مراسم توسط دانشجویان بسیجی از سایر دانشگاهها و به ویژه دانشجویان دانشگاههای امام حسین و امام صادق،موفق شدند از سد موجود بگذرند و بخشی از فضای سالن را در اختیار بگیرند تا روزی سیاه را برای احمدی نژاد و بسیجیان حامی او فراهم آورند.امروز دانشجویان شجاع پلی تکنیک در حالی که عکس احمدی نژاد را به صورت وارونه در دست گرفته و عکس دانشجویان اخراجی و سه ستاره و دکتر کیوان انصاری را در دست داشتند، شعار می دادند "محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "نظامی حیا کن دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بیرون" .و اینچنین بود که احمدی نژاد کنترل از کف داده آنها را آمریکایی دانست که از بیگانه پول می گیرند.او دانشجویان معترض را به بی حیا بودن متهم کرد اما قول داد که با آنها با مهرورزی رفتار شود.مهرورزی که در همان سالن به نمایش درآمد و با هجوم حامیان بسیجی اش به دانشجویان معترض درگیری سالن را فرا گرفت تا رییس دولت مهرورزی در همان جو متشنج به سخنان خود درباره انرژی هسته ای و اسراییل ادامه دهد.شدت اعتراضات به حدی بود که تیم حفاظتی برای مرعوب کردن دانشجویان از نارنجکهای صدازا استفاده کرد تا دانشجویان با شعار "توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد" اعتراض خود را اعلام کنند.امروز دانشجویان متحدتر از همیشه با پاک کردن اتفاقات ناگوار رخ داده در دانشگاه تهران،فریاد بلند زنده بودن دانشگاه را به گوش رییس دولت پادگانی رساندند.فریادی بلند که حتی خبرگزاریها و رسانه های دولتی و وابسته به جریان اقتدارگرا نیز توان نادیده گرفتن آن را نداشتند.ایرنا،فارس،مهر،ایسنا و سایر سایتهای خبری علی رغم میل باطنی نتوانستند صدای اعتراض دانشجویان به رییس دولتشان را سانسور کنند و تنها BBC بنگاه خبرپراکنی دولت انگلستان بود که در ادامه مشی حمایتی از جریان اقتدارگرای حاکم در ایران حرکت شجاعانه دانشجویان را به متشنج شدن سخنرانی رییس جمهوری برای مدتی کوتاه توسط برخی از دانشجویان تعبیر کرد تا بیش از پیش اعتبار خود را در میان دانشجویان و جوانان ایرانی از دست بدهد.آنچه امروز در دانشگاه پلی تکنیک رخ داد سرآغاز نقد بی رحمانه دولت پادگانی بود که از این پس با شدت بیشتری ادامه پیدا خواهد کرد.به امید پیروزی..
حامیان دانشجوی احمدی نژاد با چندین دستگاه اتوبوس به پلی تکنیک منتقل شده بودند..
برای دیدن تصاویر بیشتر به لینکهای زیر بروید:
لینک1
لینک2 |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
پرچمهای سرخ بالا می رود!! |
| |
Thu 7 Dec 2006-1:41 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
امروز ۱۶ آذر روز دانشجو است.برای من که در دوران دانشجویی هر سال در مراسمی به مناسبت این روز شرکت داشتم خاطرات فراوانی به جای مانده است که امیدوارم به همراه سایر خاطرات دوران دانشجویی ام - که بخشی از آن را هم آماده کرده ام - روزی موفق به انتشار آن بشوم.اما روز گذشته در دانشگاه تهران در مقابل دانشکده فنی اش تجمعی به دعوت دفتر تحکیم وحدت برگزار شد که شاید در نوع خود در طول این سالها بی نظیر بود.بی نظیر نه به این جهت که جمعیت خیلی زیادی در آن شرکت کرده بودند که در سالهای قبل از یکسو به دلیل شور و حال و رغبت موجود در بین دانشجویان و از سوی دیگر به خاطر فضای نسبتا بازی که در دانشگاهها فراهم بود تجمعات اینچنینی با استقبال به مراتب بیشتری از سوی دانشجویان روبرو می شد.بی مانندی تجمع دیروز دانشجویان از جهت بروز اتفاقاتی است که از سوی یک جریان عقب مانده رخ داد تا در روزی که بهترین فرصت برای خیزش دوباره دانشجویان فراهم شده بود،فریادی جز اختلاف و تفرقه در میان دانشجویان به گوش حاکمان نرسد و گروهی که به زحمت تعدادشان از ۵۰ نفر فراتر می رفت تمام تلاش خود را برای رساندن این فریاد به کار گرفتند.سران این جریان که از چند روز قبل با جوسازی به انتشار اخباری مبنی بر احضار خود و خانواده شان به وزارت اطلاعات با هدف مطرح کردن خود به عنوان افرادی تاثیرگذار در برپایی تجمع اعتراضی دانشجویان پرداخته بودند،در بیشتر زمان تجمع دیروز با به انحراف کشاندن خواستهای اکثریت حاضر فضایی را پدید آوردند که به راستی مایه تاسف و شکستی برای حرکت اعتراضی دیروز به شمار می رود.ممانعت از خواندن پیام دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی به دلیل آنچه مشی سازشکارانه!!! تشکل مطبوعش می نامیدند در حالی از سوی این جریان مخالف دموکراسی روی داد که پیش ار آن چند تن از لیدرهای آنان با استفاده از همان تریبون به بیان نظرات ضد امپریالیستی!!! خود پرداخته بودند.پیام مرادشان از زندان اوین خوانده شده بود و چنان جوی را ایجاد کرده بودند که تقی رحمانی فعال سیاسی که بیش از ۱۴ سال از عمرش را در زندان سپری کرده تمایلی به سخنرانی نداشت و تنها با اصرار برگزارکنندگان مراسم سخنانی بر لزوم تحمل مخالف در میان دانشجویان بر زبان آورد.همان چیزی که در قاموس عده ای تعریفی برای آن وجود ندارد.اینان آزادانه در نشریات خاک و گون و تابوتشان عقایدشان را مطرح می کنند چرا که کمترین تهدیدی برای حاکمیت به شمار نمی روند.در مقابل هزینه ای که فعالین لیبرال و دموکراسی خواه در این سالها داده اند و همچنان می دهند خود گویای همه چیز است.رفقا می توانند در روز روشن پرچم سرخ بلند کنند اما کوچکترین وابستگی به لیبرالیسم با زندان و خطر ممنوعیت از تحصیل روبرو می شود.دشمنی آنان با آزادی،خود بهترین مجوز برای فعالیت آزادانه شان به شمار می رود و آنچه ۱۵ آذر در دانشگاه تهران رخ داد گواهی است بر این دشمنی.به راستی در احضار رفقا به وزارت اطلاعات چه ماموریتی به آنان محول می شود؟؟

تصاویر بالا نسبت کم تعداد رفقا به کل جمعیت دانشجویان را به خوبی نشان می دهد. |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
فاز دوم:آشتی سیاسی×× |
| |
Wed 29 Nov 2006-6:22 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
با تایید صلاحیت قریب به اتفاق نامزدهای گروههای اصلاح طلب درون حکومت در انتخابات شوراها، دست کم در تهران، تلاش این اصلاح طلبان برای پیروزی در این انتخابات وارد فاز دوم خود شد.در واقع این بار این اصلاح طلبان بودند که تجربه انتخابات مجلس هفتم را سرمشق خود قرار داده با معرفی نامزدهایی میانه رو که از سابقه سیاسی کمتری برخوردار بودند راه را برای ورود خود در انتخابات شهرداری تهران هموار کردند. حضور چهره هایی تکنوکرات و فرهنگی که در عین حال سابقه وزارت در کابینه های هاشمی رفسنجانی و خاتمی را نیز با خود یدک می کشند در کنار چندین معاون وزیر و استاندار و شهردار سابق درلیست احتمالی گروههای اصلاح طلب در شهر تهران، هزینه رد صلاحیت هر یک از این چهره ها را برای محافظه کاران حاکم بر هیات های اجرایی و نظارت چنان بالا برد که به ناچار به حضور آنان در انتخابات پیش رو تن دادند.دیده نشدن نامهایی وابسته به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در این لیست مشترک را نیز می توان در همین راستا ارزیابی کرد.اکنون فاز دوم کارزار انتخابات برای آنان شروع شده است.فازی که درواقع گام اصلی برای موفقیتشان در انتخابات به شمار می رود. با بازگشتی به چهار سال قبل یعنی انتخابات شوراهای دوم مشکل اصلی اصلاح طلبان برای نشستن بر صندلیهای 15 گانه شورای شهر تهران بیشتر رخ می نمایاند. درآن انتخابات که اتفاقا یکی از آزادترین انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی پس از سالهای آغازین انقلاب به شمار می رود اصلاح طلبان درنتیجه ارائه چندین لیست انتخاباتی از یکسو و حضور کمتر از 15 درصدی شهروندان تهرانی در پای صندوقهای رای از سوی دیگر،شکست سنگینی را متحمل شدند. شکستی که آغازی بود بر شکستهای بعدی آنان تا به امروز و کنترل تدریجی اصولگرایان بر تمامی نهادهای موجود در ساختار نظام سیاسی کشور.
از این روست که امروز اصلاح طلبان با درس گرفتن از سه انتخابات گذشته،در پی ائتلاف و ارائه لیستی واحد برآمده اند.اتفاقی که هرچند وقوعش برای موفقیت آنان در آزمون بعدی لازم بود اما کافی به نظر نمی رسد.امروز در کنار ارائه لیستی واحد از سوی گروههای اصلاح طلب این اقبال عمومی است که می تواند سرنوشت انتخابات را تعیین کند که اتفاقا از دور قبل انتخابات شوراها از اصلاح طلبان روی گردانیده است.آرایی که هرچند به سبد اصولگرایان نرفته اما با توجه به آرای سنتی و همیشگی محافظه کاران،عدم شرکت مردم در انتخابات عملا به سود آنان تمام شده است.با توجه به انتخابات دور قبل شورای شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ،صرف تنوع نامزدها و فضای باز انتخاباتی نیز نمی تواند موجب داغ شدن فضای انتخابات و درنتیجه دست کشیدن مردم از قهر سیاسی شود.فراموش نکنیم که در انتخابات چهار سال پیش حتی نهضت آزادی و گروههای اپوزیسیون نیز موفق به ارائه لیست انتخاباتی شده بودند که این لیستها هم چندان تاثیری در گرم شدن فضای انتخاباتی نداشتند.در شرایط موجود به نظر می رسد عواملی چون تاثیرگذاری آرای شهروندان و اصولا موثر بودن نهاد شوراها در تصمیم گیریهای کلان مملکت نقش مهمی در مشارکت شهروندان در انتخابات ایفا می کند. به این مساله می توان تضمین سلامت انتخابات را نیز اضافه کرد که با توجه به آخرین انتخابات برگزارشده در کشور شرط اعتماد رای دهندگان به برگزارکنندگان در پاسداری از آرای آنها عاملی مهم در حضور مردم درپای صندوقها محسوب می گردد. با توجه به آنچه در بالا آمد اصلاح طلبان باید در زمان باقیمانده تا انتخابات ضمن ارائه برنامه ای مدون و شفاف، تلاش خود را بر جلب اعتماد دوباره مردم معطوف کنند و با استفاده از فضای پدید آمده،با استفاده از تجربه انتخابات ریاست جمهوری گذشته،هزینه هرگونه تخلف انتخاباتی را برای برگزارکنندگان انتخابات افزایش دهند.دراینصورت است که می توانند بر دغدغه اصلی شان که همان آشتی سیاسی با شهروندان است غلبه کنند.حضور در انتخاباتی ناسالم،تنها آنان را به هیزمی برای گرم تر شدن تنور انتخابات بدل خواهد کرد.
** این مقاله در شماره شنبه چهارم آذر در هفته نامه تازه تاسیس "رفاه ملت" پس از حذف بخشهایی از آن به چاپ رسید.واضح است که اصل مقاله نیز پس از خود سانسوری در اختیار سردبیر آن نشریه قرار گرفته بود!به زودی نظر سانسور نشده خود را در مورد انتخابات پیش رو در این وبلاگ قرار می دهم.
در همین رابطه: انتخابات پیش رو(عباس عبدی) |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
کانادا هم عددی نیست!! |
| |
Fri 24 Nov 2006-1:32 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
کمتر از یک هفته پس از محکومیت جمهوری اسلامی از سوی پارلمان اروپایی به دلیل نقض مکرر حقوق بشر،کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در قطعنامه ای مشابه رای به رو به وخامت گذاشتن اوضاع حقوق بشر در ایران از جمله حقوق زنان، اقلیت های قومی و مذهبی و عدم آزادی بیان داد.این قطعنامه که از سوی دولت کانادا پیشنهاد شده بود با رای مثبت ۷۰ کشور از جمله همه کشورهای اروپایی به جز کشور بوسنی و هرزگوین همراه بود.بوسنی از جمله ۵۰ کشوری بود که به قطعنامه پیشنهادی کانادا رای ممتنع دادند.رای ۴۸ کشور نیز به این قطعنامه منفی بود.کشورهای همسایه ایران و چین و روسیه از جمله این کشورها بودند که به نفع حکومت اسلامی رای دادند.در این میان اعتراض نماینده جمهوری اسلامی به دولت کانادا نیز در نوع خود جالب توجه است.به گزارش خبرنگار بی بی سی(BBC) نماينده ايران در کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل هنگام رأی گيری به قطعنامه به دولت کانادا اعتراض کرده و خواستار آن شده که رفتار دولت کانادا با بوميان و ساکنان اوليه اين سرزمين، يعنی سرخپوستان و اسکيموها در دستور کار سازمانهای حقوق بشری قرار گيرد.در واکنشهای بعدی مقامات جمهوری اسلامی نیز می توان خشم آنان را از دولت کانادا به دلیل ارائه این قطعنامه به وضوح مشاهده کرد.ابتدا غلامعلی حداد عادل رییس مجلس اسلامی دولت کانادا را نیز مانند انگلیس آلت دست آمریکا دانست و پیش بینی کرد که تصوير دولت کانادا در جهان نيز شبيه همان تصوير انگليس شود.سپس سخنگوی نسبتا جدید وزارت خارجه اسلامی با غیر واقعی دانستن مفاد قطعنامه صادر شده از سوی سازمان ملل،دولت کانادا را به جهت برخوردار بودن از پروندهای وخيم در زمينه نقض شديد حقوق بوميان و مهاجران، بدرفتاری و ضرب و شتم آنها توسط پليس، مظاهر مختلف نژادپرستی، تبعيض نژادی و بيگانه ستيزی،در جایگاهی ندانست که در مورد وضع حقوق بشر در کشورهای دیگر ادعانامه صادر کند.و در تازه ترین واکنش به این قطعنامه،این بار وزیر خارجه حکومت اسلامی "منوچهر متکی" بود که در اظهار نظری کاملا دیپلماتیک!!! اعتراض خود را به گوش مقامات کانادایی رساند.وی که به همراه وزیر امور خارجه مالزی در مقابل خبرنگاران قرار گرفته بود گفت: "کانادا عددی نيست که بخواهد در اين کارزار ادعايی کند ... اين کشور در حوزه بين الملل يک فرمانداری کل دارد که هنوز در بسياری از موارد بايد با لندن هماهنگ باشد."و اینچنین بود که دولت اسلامی در اقدامی متقابل پيش نويس قطعنامه ای را عليه کانادا به کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل پيشنهاد داد که در آن دولت کانادا به نقض حقوق ساکنان اوليه اين سرزمين، يعنی سرخپوستان و اسکيموها و همچنين مهاجران متهم شده بود.قطعنامه ای که با رای منفی ۱۰۷ کشور در مقابل رای مثبت و قاطع!! ایران،کوبا،سوریه،کره شمالی،برمه و بلاروس رد شد تا همچنان کانادا عددی نباشد.
خبر بد:متاسفانه روز گذشته فدراسیون بین المللی فوتبال(فیفا) کلیه امور فدراسیون ایران را به دلیل دخالتهای دولت اسلامی در امور فوتبال به تعلیق درآورد و فوتبال ایران را از حضور در رقابتهای بین المللی محروم کرد تا این بار رفتار قیم مابانه مسوولین حکومت آنان را در مقابل ملیونها جوان علاقه مند قرار دهد. |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|