تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

دیده بان کجاست؟

Fri 16 Feb 2007-8:40 PM -امیرحسین اعتمادی

در حالی که تنها یک هفته به پایان مهلت پنجاه روزه جمهوری اسلامی برای تعلیق غنی سازی و فرآوری اورانیوم باقی مانده،خبر به نتیجه رسیدن مذاکرات شش جانبه با حکومت کره شمالی برای توقف برنامه های هسته ای این کشور در مقابل دریافت سوخت و انرژی،بار دیگر رهبران جمهوری اسلامی را در این موضع قرار داده که با در پیش گرفتن الگوی کره شمالی تا گرفتن امتیازات قابل توجه از سوی ایالات متحده،به سرکشی در مقابل جامعه جهانی ادامه دهند.امتیازاتی که در کنار بسته اقتصادی ارایه شده از سوی سه کشور اروپایی در تابستان گذشته،تضمین های امنیتی از سوی آمریکا را نیز شامل می شود.این همان چیزی است که صادق خرازی سفیر سابق ایران در فرانسه و از نزدیکان رهبری حکومت اسلامی در مصاحبه با خبرگزاری آفتاب بر آن تاکید می کند." تضمین های محکم" به جای "تضمین های عینی".این در حالی است که در سکوت احمدی نژاد که به نظر می رسد با دستور اکید آیت الله خامنه ای صورت گرفته است،کشاندن آمریکا به پای میز مذاکره به عنوان هدف اصلی مقامات جمهوری اسلامی تعیین گردیده است.هدفی که در ابتدای هفته گذشته از سوی علی لاریجانی در مونیخ مشخص شد و پس از آن از سوی علی ولایتی،مشاور عالی رتبه رهبری حکومت اسلامی ـ که دوباره فعال شده است ـ در مصاحبه با اشپیگل دنبال گردید تا در پایان هفته با موضعگیری صریح هاشمی رفسنجانی مورد توجه خبرگزاریها و رسانه های بین المللی قرار بگیرد.هدفی که هرچند با ملایم تر شدن لحن مقامات آمریکایی،شرایط برای رسیدن به آن مهیاتر از قبل به نظر می رسد اما با اصرار آمریکا و اروپا بر پیش شرط اصلی آغاز مذاکرات،تمام پیامهای صادر شده از سوی ایران تاکنون با پاسخ منفی آمریکا روبرو شده است تا راه برای در پیش گرفتن الگوی کره شمالی از همان آغاز بسته باشد.الگویی که به دلیل خروج کره شمالی از پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی و آزمایش هسته ای این کشور در سال گذشته چندان قابل تطابق برای رهبران حکومت ایران نمی باشد.در واقع دولت آمریکا با اصرار بر پیش شرط تعلیق غنی سازی از سوی حکومت ایران،قصد دارد از تکرار اشتباهی که در مورد کره شمالی مرتکب شد جلوگیری کند.برای رسیدن به این مقصود از یکسو فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی در حال افزایش است و از سوی دیگر با حرکت احتمالی سومین ناو آمریکایی به سوی خلیج فارس،حمله نظامی بر فضای تصمیم گیریهای مقامات جمهوری اسلامی سایه انداخته کوچکترین لغزشی با برخورد شدیدتر روبرو خواهد گردید.در چنین شرایطی که زمان به سرعت به ضرر ایران در حال تمام شدن است و سران حکومت شجاعت لازم برای نوشیدن جام زهری دیگر برای خروج کشور از بحران پیش آمده را ندارند،فقدان نیروهایی خارج از حاکمیت که بتوانند برای نجات ایران حکومت را به عقب نشینی در برابر جامعه جهانی وادار کنند،به چشم می آید.دیده بانی جامعه مدنی را باید در عمل نیز به تصویر کشید.در این مورد بیشتر خواهم نوشت.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاید روز موعود فرا نرسد

Fri 9 Feb 2007-8:15 PM -امیرحسین اعتمادی

درحالی که در طول هفته گذشته مقامات آمریکایی از جمله وزیر امور خارجه این کشور،دکتر رایس،با اتخاذ لحنی ملایم تر هرگونه برنامه برای حمله نظامی به ایران را تکذیب کرده اند،پخش آگهی های تبلیغاتی ضد ایرانی از سه تلویزیون خبری عمده آمریکا CNN,NBC,FOXNEWS با هدف برانگیختن حساسیت مردم این کشور در خصوص خطر هسته ای جمهوری اسلامی،شرایطی همچون ماههای پیش از حمله نظامی به خاک عراق را برای ایرانیان مقیم آمریکا تداعی کرده است.در این آگهی ها که در دو بخش ۳۰ ثانیه ای و به مدت یک هفته در حال پخش است تلاش شده است تا دولت ایران به عنوان دولتی "حامی تروریسم" نشان داده شود که از "کشتار سربازان آمریکایی" در عراق پشتیبانی می کند.و در کنار دست گذاشتن بر روی حس وطن پرستانه آمریکاییان،با هشدار نسبت به "خطر دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته ای" از مردم آمریکا درخواست می شود که با کاخ سفید تماس بگیرند و برای افزایش تحریم ها علیه حکومت ایران،دولت آمریکا را تحت فشار قرار دهند.از سوی دیگر در داخل ایران در نبود فضای باز اطلاع رسانی و رسانه های مستقل و آزاد،نمی توان نسبت به میزان آگاهی مردم از بروز خطر احتمالی جنگ ارزیابی صحیحی داشت.چنین وضعیتی در مورد میزان مخالفت مردم با مورد هجوم قرار گرفتن کشور از سوی نیروهای آمریکایی نیز ملموس است.فراموش نکنیم  که علی رغم  اینکه حکومت  سعی دارد به جهانیان اینگونه القا کند که اکثریت مردم ایران برای دستیابی به قله های انرژی هسته ای حاضر به فدا کردن جان و مال خود هستند کم نیستند جوانانی تحصیل کرده و دانشگاه دیده که در ناامیدی از بهبود شرایط موجود،در انتظار نشسته اند تا آمریکا دموکراسی و آزادی و وضعیت اقتصادی مناسب را برایشان به ارمغان بیاورد.شکست پروژه اصلاحات در داخل در کنار هزینه های فراوانی که بر دانشجویان و فعالین سیاسی در این سالها وارد آمده،روز به روز بر طرفداران این دیدگاه افزوده است.دیدگاهی که اظهار علنی آن علاوه بر خطراتی که برای دارنده آن به همراه خواهد داشت در میان بخش عمده ای از روشنفکران و نخبگان نیز جایی برای ابراز وجود نخواهد یافت.اینچنین است که منتظران منجی سکوت پیشه کرده اند و شاید در میان جامعه فعلی همینان از هم اکنون خود را برای روز موعود آماده کرده اند.روزی که حتی اگر هیچگاه فرا نرسد،تا عادی نشدن اوضاع،همواره همچون چماقی در بالای سر کشور قرار خواهد داشت.خطری بالقوه که ملت ایران همچون همیشه تا بالفعل نشده آن را جدی نخواهد گرفت.در واقع ملتی که اکثریتش دست خود را در مقابل دولت دراز کند زمانی خطر را احساس خواهد کرد که دولت ناتوان از برآوردن خواسته هایش باشد.اتفاقی که تا زمانی که درآمدهای نفتی چنین دولتی در معرض خطر نباشد رخ نخواهد داد.شاید آن زمان که بنا به هر دلیلی دست حکومت از این منبع بی پایان کوتاه بماند دیگر نیازی به حمله آمریکا هم نباشد.ملایم تر شدن لحن مقامات آمریکایی را نیز باید از همین زاویه جستجو کرد. 

 

در همین رابطه:چگونه می توان مانع جنگ شد؟/عباس عبدی

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سکوت رهبری؛ناتوانی میانه روها

Wed 24 Jan 2007-11:45 PM -امیرحسین اعتمادی

در شرایطی که با افزایش تحرکات نیروهای آمریکایی و البته انگلیسی در مرزهای زمینی و دریایی ایران،احتمال حمله نظامی به خاک ایران از همیشه بیشتر شده است،موضع حکومت جمهوری اسلامی در قبال چنین حمله ای تا حدود زیادی مبهم و دو گانه بوده است.از سویی بخشی از نیروهای معتدل و میانه رو از هر دو جناح عمده،تلویحا خطر حمله نظامی از سوی آمریکا را جدی دانسته بر پیدا کردن چاره ای برای بازگشت به میز مذاکره تاکید نموده اند.از سوی دیگر نیروهای تندروتر حکومت که در دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای جمع شده اند امکان حمله نظامی به ایران از سوی آمریکا را رد کرده اخبار منتشرشده را حمله روانی برای ایجاد خلل در عزم مردم ایران!!! برای دستیابی به قله های هسته ای عنوان کرده اند.نگرشی که در سخنان شب گذشته محمود احمدی نژاد به روشنی آشکار بود.هرچند کیهان بخش رسانه ای تندروها در سرمقاله چند روز قبل خود احتمالی اندک به آنچه حماقت آمریکا!! در حمله به ایران می خواند،داده بود.در این میان در سکوت سوال برانگیز رهبری حکومت اسلامی به عنوان تصمیم گیرنده نهایی در ارتباط با پرونده هسته ای،که منجر به رواج شایعاتی در ارتباط با مرگ وی نیز شده است،هنوز مشخص نیست که با افزایش تهدیدهای دولتمردان ایالات متحده که آخرینش در سخنرانی صبح امروز پرزیدنت بوش در کنگره آمریکا رخ داد،آیت الله خامنه ای در کجای این جریان ها قرار گرفته است.هرچند پاره ای از گزارش های غیر رسمی سکوت رهبری جمهوری اسلامی را به منزله نارضایتی او از دولت احمدی نژاد به عنوان عامل اصلی به خطر افتادن اساس حکومت قلمداد کرده اند.درحالی که مشخص نیست که احمدی نژاد بدون حمایت شخص رهبری چگونه توانسته است موجبات انزوای بین المللی حکومت اسلامی را فراهم کند.انزوایی که با حمایت اتحادیه اروپا از قطعنامه تحریم موشکی-هسته ای می رود تا شدت بیشتری نیز پیدا کند.در چنین شرایطی میانه روها که حول محور رفسنجانی-خاتمی گرد آمده اند و کروبی را نیز همراه خود می بینند در روزهای اخیر بر حجم دیدارها و رایزنیهای خود با مقامات ارشد نظام افزوده اند تا شاید بتوانند از تقابل بیشتر حکومت با سازمان ملل و به ویژه آمریکا جلوگیری کنند.رسیدن به چنین هدفی مستلزم عقب نشینی از مواضع قبلی و پذیرفتن پیش شرط توقف فعالیتهای هسته ای است.امری که در سخنان امروز هاشمی رفسنجانی در دیدار با سفیر انگلیس،هیچ نشانه ای از آن یافت نشد و به نظر نمی رسد که در حال حاضر،خواست و توان لازم برای چنین تصمیمی در میان سران حکومت وجود داشته باشد.اما آن زمان که اولین موشک به خاک ایران برخورد کند،دیگر برای گرفتن تصمیم دیر شده است.مطلب بعدی را به رفتار مردم ایران در قبال جنگ احتمالی اختصاص خواهم داد.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin