تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

فقط این آقا راست می گوید

Sun 20 May 2007-5:6 PM -امیرحسین اعتمادی

محمود احمدی نژاد،رییس دولت مهرورزی-پادگانی،روز پنج شنبه بار دیگر در تلویزیون حکومتی ایران ظاهر شد تا این بار در اولین گزارش از عملکرد اقتصادی دولتش،کشور را در آستانه‌ یک جهش بزرگ اقتصادی معرفی کند،ایران را امن ترین کشور برای سرمایه گذاری قلمداد کند و تمام آمارهای رسمی ارایه شده مبنی بر کاهش سرمایه گذاری خارجی در کشور در دو سال اخیر را ساخته و پرداخته مخالفانی بداند که می خواهند مردم را دلسرد کنند.مخالفانی که در کشور "تورم القایی"ایجاد می کنند!! و افزایش قیمتها را ناشی از عملکرد دولت می دانند و نه افزایش جهانی قیمت ها!کاهش نرخ بیکاری به حدود ۱۱ درصد و ایجاد دو میلیون فرصت شغلی نیز از دیگر دستاوردهای اقتصادی دولت نهم است که از قضا برخلاف تمام دستاوردهای قبلی که با آمار بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در تناقض اند این یکی با آمار ۱/۱۲درصدی ارایه شده از سوی مرکز دولتی آمار ایران نیز نمی خواند.البته پر واضح است که رییس جمهوری اسلامی دروغ نمی گوید.همانطور که پیش از نشستن بر مسند قدرت و در جریان رقابت های انتخاباتی نیز اینچنین بوده است.همان زمان که بیرون ماندن چند تار موی دختران و پوشش جوانان مشکل اصلی کشور ما نبود می شد فهمید که این آقا دروغ نمی گوید.این فیلمها و نوارها هستند که دروغ می گویند.کارشناسان اقتصادی که دیگر جای خود را دارند.مگر یادتان رفته است که چگونه قیمت گوجه فرنگی را به کجا رسانده بودند!آری افزایش تورم دروغ است.افزایش بیکاری دروغ است.تحریم ها دروغ هستند.مسدود شدن دارایی های ایران دروغ هستند.دانشجوی ستاره دار دروغ است.بازداشت معلمان دروغ است.ما دروغ هستیم.تنها این آقا راست می گوید..

 

پی نوشت۱:می خواستم مطلبی در مورد صداهایی که این روزها از دفتر تحکیم بلند می شود بنویسم که فعلا منصرف شدم.فقط این را بگویم که دارند فاتحه دفتر تحکیم را می خوانند!

پی نوشت۲:دیروز این وبلاگ یکساله شد.خوشحالم! 

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آنان که حریم ها را شکسته بودند

Fri 11 May 2007-7:1 PM -امیرحسین اعتمادی

همان روزی که تصاویر محمود احمدی نژاد،رییس دولت پادگانی،در مقابل دیدگان خبرنگاران داخلی و خارجی،در دانشگاه امیرکبیر تهران به آتش کشیده شد،می شد انتظار داشت که دیر یا زود سرداران حامی او انتقام این اقدام جسارت آمیز را از دانشجویان معترض خواهند گرفت که اینان پیش از این نشان داده بودند که حتی کوچکترین انتقادی را به عملکرد رییس تحت الحمایت خویش برنمی تابند.اما این بار برخورد با معترضان به حریم ممنوعه،نیازمند برنامه ای حساب شده بود.احضار به کمیته های انضباطی و صدور احکام تعلیق و محرومیت از تحصیل نمی توانست حربه ای مورد  قبول برای تندروها باشد.از سوی دیگر مقامات رسمی دولت مهرورزی بارها از برخورد مهروزانه رییس جمهوری اسلامی با توهین کنندگان! خبر داده بودند.اینچنین بود که تیم امنیتی-نظامی سناریوی تازه ای را نوشتند.سناریویی برای حذف مسببان حادثه بیستم آذر ماه 1385.آنانی که مرتکب عملی نابخشودنی شده بودند.آنها که حریم ها را شکسته بودند.آنها که جهنم پلی تکنیک را برای رییس دولت سرداران،پدید آورده بودند.سناریو نوشته شده بود.

اکنون زمان مناسب،برای اجرای سناریو فرا رسیده بود.در آستانه برگزاری انتخابات سراسری انجمن دانشجویان در دانشگاه پلی تکنیک.هدف،حذف یکباره انجمن منتخب بود و زمینه سازی برای پاکسازی فضای دانشگاه از عناصر اصلاح ناپذیر.حرکت به سوی انقلاب فرهنگی دوم.انقلابی در راستای خواست دانشجویان مومن و انقلابی و نه خواست مسوولان دانشگاه و وزارت علوم.برانگیختن احساسات پرشور برادران و خواهران حزب اللهی با انتشار مطالبی توهین آمیز نسبت به پیامبر و امام اول شیعیان ممکن می شد که البته چاپ کاریکاتوری از رهبری نظام،این شور انقلابی را تشدید می بخشید.اینجاست که هدف،وسیله را توجیه می کند.به ویژه که این مطالب قرار بود به نام نشریات منتسب به دانشجویان ناصالح،منتشر گردد.بدین ترتیب،همان نشریاتی که از زمان ریاست انتصابی دانشگاه،اجازه پخش در سطح دانشگاه را نیز از دست داده بودند به یکباره به طور گسترده و همزمان در سراسر دانشگاه و حتی در آسانسورها نیز در دسترس برادران و خواهران قرار گرفتند  تا در کمتر از نیم ساعت فضا برای سردادن فریاد وامصیبتا فراهم شود.

در این میان نقش رسانه های حامی سناریو نویسان،برجسته تر از همیشه بود.خبرگزاری فارس در کنار سایت رجانیوز،در کوتاهترین زمان،اخبار اعتراض دانشجویان بسیجی به نشریات جعلی را بر روی سایت خود قرار می دادند تا به پیش بینی کیهان-ارگان نهادهای امنیتی-که از چند روز قبل،از برنامه ریزی عملیاتی انتحاری از سوی دانشجویان تندروی انجمن امیرکبیر خبر داده بود،رنگ و بوی واقعیت ببخشند.عملیاتی که به گفته کیهان، "بابک زمانیان"،دانشجوی پیش از این دستگیر شده ،به آن اعتراف کرده بود.دانشجویی که در جریان اعترض آذر ماه در دانشگاه پلی تکنیک،نقش به سزایی ایفا کرده بود و اینک از سوی همان نهادهای امنیتی نزدیک به کیهان،برای اعتراف به وابستگی به سازمان های خارجی نیز تحت فشار قرار گرفته بود.سناریو کاملا حساب شده بود!

اما اجرای دقیق این سناریوی حساب شده،نیازمند در اختیار گرفتن فضای کامل دانشگاه از سوی نیروهای وابسته به نهادهای نظامی-امنیتی بود.اتفاقی همچون انقلاب فرهنگی اول که این بار با حمایت بدنه دانشجویان پلی تکنیکی از دانشجویان منتخب شان،هیچگاه به وقوع نپیوست.هجوم نیروهای بسیج شده از درون و بیرون دانشگاه به تحصن آرام دانشجویان که با حمایت علنی انتظامات تحت امر ریاست دانشگاه صورت می گرفت هربار بر تعداد دانشجویان متحصن می افزود که در پی دستگیری مدیران مسوول نشریات دانشجویی اینک تعطیل شده،از حضور بر سر کلاسهای درس نیز خودداری می کردند.سناریو بر خلاف میل طراحان آن پیش می رفت!

حضور دانشجویان بر سر صندوقهای رای گیری انتخابات انجمن،چشمگیرتر از آنی بود که تصور آن می رفت.حضوری که مجریان انتخابات را به تمدید زمان رای گیری به روز دوم،وادار می کرد.اینچنین بود که علی رغم هجوم چندباره انتظامات دانشگاه و بسیجیان به صندوقها،انتخابات انجمن دانشجویان به سلامت برگزار شد.اینک سناریو به شکست انجامیده بود!

و در همان روزی که نتایج اولیه انتخابات از سوی هیات نظارت بر آن اعلام گردید،سه تن دیگر از دانشجویان پلی تکنیک که به دادگاه انقلاب احضار شده بودند،روانه بند امنیتی 209 در زندان اوین شدند تا در کنار سه دانشجوی پیش از این دستگیر شده،برای اخذ اعترافات ساختگی،مورد فشار و شکنجه قرار بگیرند.همزمان خبرگزاری امنیتی فارس،اظهاراتی قابل تامل از قاضی حداد،در ارتباط با دانشجویان دستگیر شده را منتشر کرد که پرده از سناریوی شکست خورده اقتدارگرایان برمی داشت.اظهاراتی که بر حکم قطعی مجرم بودن دستگیرشدگان،علی رغم رد اتهامات مطرح شده از سوی خود آنان خبر می داد.اما چه سود که این بار نیزسناریو تکراری است و محکوم به شکست!

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در دفاع از دانشجویان پلی تکنیک

Mon 7 May 2007-1:20 AM -امیرحسین اعتمادی

 

بیانیه جمعی از دانشجویان لیبرال در حمایت از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک

آنچه بر پلی تکنیک می گذرد سرنوشتی است که در انتظار همه ی ماست. مسئله ی پلی تکنیک مسئله ی پلی تکنیکی ها نیست مسئله ی کل جنبش دانشجویی در ایران است. ما به عنوان جمعی از دانشجویان لیبرال دانشگاههای ایران باور داریم سکوت در برابر هجوم ارتجاع به پلی تکنیک به عنوان نماد مقاومت به هیچ وجه جایز نیست.از این رو ما به دانشجویان سراسر کشور پیشنهاد می کنیم در حرکتی مدنی و هماهنگ اعتراض خود را  به شکل عملی نسبت به وقایع پلی تکنیک  ابراز کنند.پیشنهاد مشخص ما برگزاری تجمع های سراسری سکوت در صحن تمامی دانشگاههای کشور در حمایت از دانشجویان پلی تکنیک است. ما به عنوان دانشجویان لیبرال توان تشکیلاتی و تبلیغاتی لازم برای ساماندهی این تجمعات را درخود نمی بینیم بنا براین ما به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی ازاعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به عنوان میراثداران واقعی اپوزیسیون دانشجویی درخواست می کنیم  برای یک تجمع سکوت سراسری در تمامی دانشگاههای کشور فراخوان دهند تا همگان بدانند که پلی تکنیک تنها نیست .

پی نوشت:در رابطه با آنچه در پلی تکنیک می گذرد،در حال نوشتن مطلبی هستم که به زودی در اینجا قرار خواهد گرفت.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سندیکا حق کارگران است

Tue 1 May 2007-1:51 PM -امیرحسین اعتمادی

بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان لیبرال به مناسبت اول ماه می-روز جهانی کارگر:

سندیکا حق کارگران است
 
ما جمعی از وبلاگ نویسان لیبرال ضمن تبریک اول ماه می به تمامی کارگران جهان خصوصا کارگران شریف ایرانی با مبارزات به حق جنبش کارگری ایران برای کسب حق سندیکا و حق اعتصاب اعلام همبستگی می کنیم. داشتن سندیکاهای مستقل و مصون از دخالت حکومت حق کارگران است.کارگران با تشکیل سندیکا می توانند به بهترین وجه و بی نیاز از دخالت عناصر فرصت طلب و رویا پردازی های دایه های دلسوز تر از مادر از حقوق خود دفاع کنند.کار گران به قیم نیاز ندارند آنچه کارگران نیاز دارند سندیکاهای مستقل و تضمین امنیت و آزادی فعالین سندیکایی است که ما به عنوان جمعی از فعالین سیاسی - دانشجویی لیبرال قویا از آن حمایت می کنیم. بدون شک همبستگی و تشریک مساعی جنبش کارگری و جنبش دانشجویی گشاینده ی راه دموکراسی خواهد بود.

وبلاگهای حامی این حرکت:

لیبرالیسم رادیکال(سعید قاسمی نژاد) /از یاد مبر (احمد عشقیار) /شوکران نامه(البرز زاهدی)/صدای من(لیونا عیسی قلیان)/انزوا(مهرداد بزرگ)/تجددنامه(پیمان عارف)/من یک لیبرالم(احسان رمضانیان)/سپنتامینو(احسان دولتشاه) /من بلاگر نیستم(امیر حسین اعتمادی)/ اندیشه ی نو(یاسر مختاری)/دست نوشته های یک لیبرال دموکرات(رشید اسماعیلی)

وبلاگ نویسانی که مایلند به این حرکت بپیوندند می توانند با درج نام وبلاگشان در قسمت کامنتهای این وبلاگ و انتشار بیانیه در وبلاگهایشان همراه ما در این حرکت حق طلبانه و مدنی باشند.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انقلاب نرم فرهنگی

Sun 29 Apr 2007-12:52 PM -امیرحسین اعتمادی

باید اعتراف کنیم که این روزها،یکی از بدترین دوران تاریخ دانشگاهها را سپری می کنیم.از سویی جنبش دانشجویی کمتر زمانی همچون امروز ضعیف و سردرگم بوده است.از سوی دیگر اقتدارگرایان از این سردرگمی نهایت بهره را برده خود را برای تصفیه دانشگاهها از هر آنکه غیر خودی باشد آماده می کنند.تصفیه ای که پایه آن با بازنشسته کردن اجباری استادان دگراندیش نهاده شد و با ستاره دار کردن دانشجویان در سال گذشته و صدور احکام تعلیق و محرومیت از تحصیل برای فعالین دانشجویی شکل جدی تری به خود گرفت تا این بار "انقلاب نرم فرهنگی" را نه از سوی براندازان مخملی که در دانشگاهها و توسط دولت مهرورزی شاهد باشیم.در این انقلاب دوم،دیگر با پاکسازی یک شبه دانشگاه از عناصر فاسد و ضد انقلاب روبرو نیستیم که پروژه پاکسازی نرم،به تدریج و ظرف مدت چند سال به بار خواهد نشست.درواقع مقدمات چنین پروژه ای خواسته یا ناخواسته در زمان دولت به اصطلاح اصلاح طلب سید محمد خاتمی،فراهم شد.همان زمان که با موازی سازی در دفتر تحکیم وحدت و سنگ اندازی در فعالیت انجمن های منتخب دانشجویان،این تنها نهاد منتقد دانشجویی رفته رفته رو به تضعیف گرایید تا با تشدید اعمال چنین سیاستی در دولت مهرورزی محمود احمدی نژاد،به تدریج دفاتر انجمن ها یکی پس از دیگری تخریب و یا پلمب شوند و دفتر تحکیم وحدت به سازمان صدور بیانیه تبدیل گردد.بیانیه هایی که هیچگاه شنیده نشد که در این روزگار گوشها نیز کمتر می شنوند.اما در چنین روزگاری نیز هستند انجمن هایی که علی رغم فشار سنگینی که بر فضای فعالیتهای دانشجویی حاکم است همچنان ساختار قدرت را به نقد می کشند.صداهایی که این روزها از انجمن لیبرال دانشکده حقوق شنیده می شود نمی تواند چندان برای طیف تندروی پادگانی و عمال آنها در دانشگاهها خوشایند باشد.از این روست که این عمال آموزش دیده مهرورز،ابایی ندارند که آشکارا از انقلاب فرهنگی دوم سخن بگویند و فضا را برای پاکسازی تدریجی دانشگاه از ناخالصیها هموارتر سازند.دانشگاه مطلوب، دانشگاهی است یکدست و کم خطر که در آن تنها خالصها حق آمد و شد دارند.همانها که نه پارس می کنند و نه گاز می گیرند!

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تیشه به ریشه خود می زنند!

Mon 23 Apr 2007-6:37 PM -امیرحسین اعتمادی

دور جدید برخورد با بدحجابی که این روزها از سوی تریبونهای حکومتی و مجریان آن،به بی حجابی یاد می شود،این بار کمی زودتر و پیش از فرا رسیدن فصل گرما آعاز شده است.برخوردی که به نظر می رسد شدیدتر از موارد مشابه قبلی و با هدف نزدیک کردن جامعه به آن جامعه آرمانی اسلامی مورد قبول امام زمان صورت می گیرد.بسیج گسترده نیروهایی با نام جدید پلیس امنیتی-اجتماعی در مقابل بخش قابل توجهی از جوانان و به ویژه زنان ایرانی نشان از برنامه ای هدفدار برای ایجاد جو ارعاب در میان جوانان و خانواده هایشان دارد.گرفتن زهر چشم خیلی زود بر جوان ایرانی فراری از دردسر موثر واقع می شود.توقیف ماشین هایی با سرنشین های بی حجاب نیز حتما به سرعت جواب خواهد داد.این برنامه باید تا پیش از به پایان رسیدن دوران تسلط اقتدارگرایان حامی محمود احمدی نژاد،به نتیجه برسد.از این رو در همان برخوردهای اولیه صورت گرفته در دو روز اخیر می توان حساسیت آن را برای جناح تندرو در حاکمیت احساس کرد.همانها که در زمان تبلیغات انتخاباتی برای به قدرت رساندن نماینده حزب پادگانی شان،از زبان او مشکلات کشور را فراتر از بیرون بودن چند تار مو و پوشش جوانان توصیف می کردند،اکنون که در حل مشکلات کشور ناتوان نشان داده اند بار دیگر به شخصی ترین امور شهروندان وارد شده پاکسازی جامعه از مانکن های خیابانی! را در اولویت قرار داده اند تا از یکسو تورم لجام گسیخته را از یادها ببرند و از سوی دیگر پرونده هسته ای و قطعنامه های مرتبط با آن را به تیتر چندم روزنامه ها تبدیل کنند تا در نهایت راه را برای ظهور عاجل! آسفالت کرده باشند.به اینها اضافه کنید دهن کجی به جنبش زنان و خواسته های آن را که علی رغم سرکوبهای صورت گرفته و بازداشت فعالان آن،همچنان سرپا ایستاده است.اما این تنها یک روی سکه است.جامعه جوان ایرانی برخوردهای شدیدتر از این را نیز تجربه کرده است.بدون تردید شلاق زدن جوانان در میدانهای شهر در ملا عام و قرار دادن پای دختران در کیسه های سوسک و اقدامات تهوع آور دیگر در همان سالهای آغازین پس از دوم خرداد،چیزی نیست که به این زودیها از خاطر نسل ما پاک گردد.اما نتیجه آن همه فشار چه بوده است جز آنکه روسریها پس از کمتر از یک دهه به روبانی تبدیل شده اند و مانتوها هر روز کوتاه تر گردیده اند.ایجاد فضای پلیسی-امنیتی می تواند در کوتاه مدت نتیجه دهد و ظاهر افراد جامعه را موقتا به شکلی که حاکمان بیخرد و حامیان تندرو آنان می خواهند،درآورد اما آنچه در جهت معکوس تغییر می کند فکر و اندیشه است که در این 28 سال با وجود تبلیغات شبانه روزی رادیو تلویزیون دولتی و تدریس دین رسمی و حکومتی در مدارس و دانشگاهها،ملت ایران را به یکی از سکولارترین ملتهای منطقه تبدیل نموده است.آنچه حکومت می کند نه در جهت اسلامی کردن مردم که در راستای هرچه بی دین کردن آنان است.پس به کار خود ادامه دهید که تیشه به ریشه خود می زنید!

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin