تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

چگونه چپها غیر قابل تحمل شدند؟

Fri 18 Jan 2008-10:16 PM -امیرحسین اعتمادی

با بازداشت گروهی دیگر از دانشجویان چپگرا در هفته ای که گذشت،تقریبا تمام اعضای فعال و حتی حاشیه ای این طیف راهی زندان شدند تا موضوع برخورد با چپها برای بازجویان امنیتی جذاب تر از
آنی باشد که در ابتدا تصور می شد.در واقع برخلاف بسیاری از تحلیل ها آنچه شدت برخورد و زمان بازداشت افراد را در پرونده هایی از این دست تعیین می کند،میزان جذابیت موضوع برای تیم کارشناسی پرونده است نه نظر قاضی پرونده!اما اینکه چرا پرونده گروهی کم اثر در فضای دانشگاه که به زحمت توان همراه کردن ۱۰۰ نفر دانشجو را در تجمعات دانشجویی داشته اند اینقدر برای آقایان جذاب بوده است مساله ای است که منطق خاص خودش را می طلبد.مروری بر سابقه فعالین چپ در این سالها نشان می دهد که این گروه از دانشجویان بیش از آنکه خطری برای پایگاههای حکومت در دانشگاه باشند به عنوان اهرمی برای فشار بر سایر نیروهای تاثیرگذار جنبش دانشجویی عمل کرده اند.کافی است تا به نشریات و وبلاگهای فعالین چپ در این سالها نگاهی بیندازید تا ببینید که چگونه همصدا با تشکل های حامی حکومت در دانشگاهها،به پرونده سازی علیه دانشجویان غربگرا چه در انجمنهای دانشجویی و چه در گروه دانشجویان لیبرال می پرداخته اند.در مبارزه با امپریالیسم و برافراشتن پرچم آمریکا ستیزی نیز که گوی سبقت را از برادران بسیجی ربوده بودند.منطق حکم می کند که حکومتی غرب ستیز از چنین بلندگوی غیر رسمی در جهت کاهش توان نیروهای دموکراسی خواه- که بیشتر در انجمن های عضو دفتر تحکیم متمرکز شده اند- استفاده کرده با تشدید دودستگی های موجود نظیر آنچه در ۱۶ آذر امسال و پیشتر اتفاق افتاد به هدف اصلی خود که همان تضعیف جنبش دانشجویی است دست یابد.به نظر می رسد که حکومت تا پیش از برخورد اخیر بر مبنای همین منطق عمل می کرده به طوریکه آزادی عمل نیروهای چپ، آن هم از نوع افراطی مارکسیست-لنینیست،در سالهای اخیر بی سابقه بوده پلاکاردهای سرخ رنگ در تمام تجمعات اعتراضی این سالها بدون هیچگونه مداخله ای از سوی مدیریت دانشگاه،برافراشته می شده است.اما ناگهان درحالیکه قرار بود پس از چند همکاری ناموفق با طیف غالب دانشجویان تحکیمی،برای اولین بار چپ ها در تجمعی جداگانه،وزن سیاسی خود را به همگان نشان دهند،مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار می گیرند تا اتفاقا در نبود دانشجویان بازداشت شده،تجمعی با شکوه تر از آنچه پیش بینی می شد، برگزار گردد.تجمعی که مطمئناً هدف اصلی از دستگیریهای اولیه ممانعت از برگزاری آن بود تا شاید در همان سال اول از برگزاری دو مراسم به مناسبت ۱۶ آذر در دو روز مختلف جلوگیری شود.اما در کنار این هدف اصلی،ادامه بازداشتها که تا هفته قبل نیز ادامه داشته و به نیروهای دسته چندم چپ نیز رسیده است،چند نکته را برجسته می سازد که می تواند در همکاریهای آتی طیف های مختلف دانشجویی مورد توجه قرار بگیرد:

۱)حضور چپ ها در صحنه دانشگاه تا جایی برای حکومت قابل پذیرش بود که به عنوان نیرویی ناهماهنگ در تجمعات دانشجویی ساز خود را بزنند و با ایجاد آشوب و بلوا فضا را در اختیار نیروهای سرکوبگر قرار دهند تا در فضای ایجاد شده نیروهای تاثیرگذار جنبش دانشجویی بازداشت و بایکوت شوند.حضور مستقل و جداگانه در فضای دانشگاه آن چیزی نبود که مورد پسند حکومت باشد.به همین دلیل بود که نخستین و در واقع تنها حرکت اثرگذار جریان چپ خشم نیروهای امنیتی را بر می انگیزد.

۲)برای حکومت سرکوبگر پذیرش این مساله که گروهی از افراد با اکثریت دانشجویی تشکلی ۱۰۰الی۲۰۰ نفره خارج از قواعد رسمی ایجاد کنند که توان سازماندهی تجمعاتی هرچند محدود را داشته باشد،غیر قابل قبول است.دستگیریهای روزهای اخیر نشان می دهد که در ابتدای امر چنین برآوردی از گستردگی فعالیت طیف چپ وجود نداشته و پس از بازجویی های اولیه جذابیت موضوع سبب ادامه بازداشتها شده است.این موضوع می تواند مورد توجه سایر گروههای فعال در دانشگاه قرار بگیرد که در برابر برخوردهای اینچنینی آمادگی لازم را داشته باشند.

۳)به باور من بازداشت فعالین چپ نمی تواند زیان چندانی به کل جریان دانشجویی وارد کند که اصولا این جریان در این سالها با تکروی و تفرقه افکنی بیشتر آب به آسیاب مخالفان آزادی می ریخته است.تجربه زندان و به ویژه سلول انفرادی به من آموخته است که پس از آزادی شاهد تغییراتی بنیادی در دوستانمان خواهیم بود.تغییراتی که شاید به سود کل جریان چپ و در نهایت جنبش دانشجویی تمام شود.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

و اینک نوبت ماست(به بهانه شجاعت قاضی شعبه 1043 دادگاه عمومی تهران)

Sat 22 Dec 2007-10:47 AM -امیرحسین اعتمادی

دادگاه عمومی تهران حکم برائت سه دانشجوی دربند پلی تکنیکی را صادر کرد.محمدعلی دادخواه،وکیل زبردست این سه دانشجو،خبر از آزادی قطعی آنان در روز شنبه(امروز) داد.دانشجویان پلی تکنیکی در اقدامی خودجوش به پخش شیرینی در دانشگاه پرداختند تا به پیشواز جشنی بزرگتر پس از آزادی همکلاسیهایشان بروند.اما ناگهان دادگستری تهران در اقدامی غیرمعمول و عجیب در روز جمعه -که اتفاقا با عید بزرگ مسمانان جهان(قربان) مصادف شده بود-با صدور اطلاعیه ای از باز بودن پرونده ای دیگر برای این سه دانشجو به اتهام های امنیتی خبر داد و با اعلام احکام بدوی زندان صادر شده برای آنان،هرگونه پیش داوری در خصوص آزادی منصوری،قصابان و توکلی را به روزهای آتی موکول کرد تا بدین ترتیب آزادی قریب الوقوع سه دانشجو در هاله ای از ابهام قرار گرفته،شیرینی این حکم به کام خانواده و دوستان آنان تا حدودی تلخ گردد.اما عیدی دادگستری تهران(بخوانید باند امنیتی مرتضوی-حداد) به همین هم ختم نشد که امنیتی ها از قابل تغییر بودن این حکم برائت در دادگاه تجدیدنظر خبر داده اند تا از هم اکنون سرنوشت قاضی صادر کننده این رای نیز بر همگان معلوم باشد.سرنوشتی همچون قاضی "بخشی" که پیش از این در پرونده ای برای اکبر گنجی حکم شش سال زندان او را به شش ماه کاهش داده بود تا برای همیشه ردای قضاوت را به کناری نهد و زودتر از موعد مقرر به بازنشستگی اجباری برود.وجود چنین افرادی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی،زنگ خطری است برای تمامیت خواهان که به آنها نشان می دهد که با وجود صافی های گسترده موجود،همچنان هستند انسانهایی آزاده که خطر توبیخ و تبعید و اخراج را به جان می خرند و شاید "یک تنه" به جنگ آنان می روند.اینک نارضایتی از عملکرد حکومت به درونی ترین لایه های آن رسیده است.نیاز امروز جامعه سرخورده و سرکوب شده ما،تقدیر از شجاعت این آزادمردان است.انفعال و سکوت در برابر اطلاعیه دیروز دادگستری تهران،این قاضی شجاع و کسانی چون او را از آنچه کرده اند و شاید قصد آن را دارند،پشیمان خواهد کرد.آن مرد وظیفه اش را به انجام رسانده است.اینک نوبت ماست.

پی نوشت)پیمان عارف که این روزها "از آنجا رانده و از اینجا مانده" شده،به بهانه دفاع از تمامیت ارضی ایران،به حلقه دانشجویان لیبرال تاخته و همان هایی را گفته که برادر حسین بازجو می گفت.چه بسا در این کار گوی رقبت را از او هم ربوده تنه ای هم به حکمتیستها زده تا شاید چند روزی دیگر نقل محافل باشد.پیمان جان!خودت هم خوب می دانی که دغدغه تو تمامیت ارضی ایران نیست که هر جا مقامی بالاتر به تو مبذول دارند تو سنگ همانجا را به سینه می زنی.خواه لیبرال ها باشند،خواه ملیون.خواه تحکیم باشد خواه مشارکت.حال هم به سعید می تازی چون اجازه نداد جمع لیبرال ها را به نام خودت مصادره کنی و از اعتبار آن بکاهی.آنچنان که روز به روز از ارزش و اعتبار خودت کم کردی.نمی دانم چرا تو من را یاد همشهری ات "علی دایی" می اندازی.همانکه خودش بزرگترین دشمن خودش است.تمام می کنم.این چند خط را هم به احترام زحمات و تلاشهای سعید نوشتم که اعتبار مجموعه ماست. 

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin