تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

آخرین تلاشها برای گرفتن تصمیم نهایی

Sun 18 May 2008-7:53 PM -امیرحسین اعتمادی

حضور دوباره رییس جمهور ایالات متحده در منطقه خاور میانه به فاصله تنها چهار ماه از دیدار قبلی اش، بار دیگر زنگ خطر را برای حکومت اسلامی به صدا در آورده است.همزمانی این سفر با کودتای حزب الله -تحت فرمان جمهوری اسلامی-در لبنان، دست رییس جمهور آمریکا را در هرچه بیشتر همراه کردن متحدین عربی اش به ویژه عربستان سعودی و مصر در مسیر مقابله با گسترش نفوذ عوامل جمهوری اسلامی در عراق و لبنان و نوار غزه، باز خواهد گذاشت.این در حالی است که چند روزی قبل از سفر بوش، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا خبر برگزاری نشستی ویژه میان رییس جمهور و مقامات عالی رتبه در پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا و  معاونین بوش برای بررسی اوضاع ایران را تایید کرد.نشستی که با توجه به مکان برگزاری آن در وزارت دفاع، بار دیگر احتمال حمله نظامی به پایگاههایی در داخل خاک ایران را بالا برده است.اتفاقی که با توجه به حوادث اخیر لبنان و اعلام آمادگی جرج بوش برای کمک نظامی به ارتش لبنان جهت خلع سلاح حزب الله که با استقرار ناو آمریکایی در شمال لبنان همراه گردیده کاملا محتمل به نظر می رسد.به جرات می توان گفت که شدت حملات لفظی رییس جمهور بوش به حکومت اسلامی ایران در آستانه سفر به منطقه و در جریان آن -که هنوز نیز ادامه دارد- در تمام این سالها بی سابقه بوده است.نام بردن از حکومت ایران به عنوان " بزرگترین «حامی تروریسم در جهان»" و مقایسه رییس جمهوری اسلامی با هیتلر که "می خواهد خاورميانه را به قرون وسطی برگرداند." تنها گوشه ای از تندتر شدن لحن بوش در خصوص حاکمان تهران است.به عقیده برخی از تحلیلگران، این گونه سخن راندن از سوی رییس جمهور  آمریکا، تنها چند ماه پیش از حمله به عراق سابقه داشته است.اینکه رییس جمهور آمریکا برای گشایش جبهه ای جدید چه تدابیری اندیشیده است موضوعی است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.اما نباید این موضوع را از خاطر برد که در صورت هرگونه حمله احتمالی به ایران، شانس پیروزی "جان مک کین" کاندیدای جمهوریخواهان بر کاندیدای دموکراتها- چه "اوباما" باشد و چه "کلینتون"- بسیار بیشتر خواهد بود.چه سابقه نظامی سناتور جمهوریخواه که با اسارت در ویتنام نیز همراه بوده برگ برنده ای است که جمهوریخواهان را برای بررسی آغاز جنگی جدید در منطقه به فکر واداشته است.

۱)اگر تا به امروز جلوگیری از افزایش قیمت نفت،بزرگترین مانع در راه طرفداران حمله نظامی به ایران به شمار می رفته است،امروز با عبور بی سابقه قیمت نفت از مرز ۱۲۵ دلار،این مانع بزرگ خود به دلیلی موجه برای آغاز تهاجم نیروهای آمریکایی به ایران محسوب می شود.حمله ای با هدف تغییر حکومتی مذهبی که بازار نفت را تحت تاثیر بی ثبات کردن های گاه و بیگاهش قرار داده است.به همین منظور تحلیلگران مسایل جنگی،تلاش برای جلب نظر عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت جهان،برای تامین نفت جایگزین نفت ایران در زمان وقوع جنگ احتمالی را به عنوان یکی از مهمترین اهداف بوش در سفر جاری اش به منطقه ارزیابی می کنند.

۲)پیشتر،مانع بزرگ بعدی،چگونگی کنترل حملات تلفی جویانه حکومت ایران از طریق وابستگانش در عراق و لبنان و فلسطین بوده است.امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که حزب الله به عنوان بازوی اجرایی جمهوری اسلامی گوش به فرمان است تا در صورت هرگونه حمله به ایران،بار دیگر لبنان را به آشوب بکشاند و اسراییل را مورد هدف موشکهای اهدایی ساخت ایران خود قرار دهد.اما کودتای اخیر حزب الله علیه دولت سینیوره، ایالات متحده و متحدین دولت سینیوره را مطمئن کرده که باید یکبار برای همیشه منطقه را از شر این گروه شبه نظامی وابسته به جمهوری اسلامی پاک کنند.نتایج مثبت ناشی از وقوع اتفاقی مشابه در خصوص شبه نظامیان المهدی وابسته به مقتدا صدر،خلع سلاح همیشگی حزب الله را به یکی از اهداف آمریکا برای آرام کردن منطقه تبدیل نموده است.نارضایتی اخیر عربستان سعودی به عنوان بزرگترین متحد دولت سینیوره از کودتای چند روزه حزب الله،می تواند کمک فراونی به جرج بوش برای برداشتن این مانع باشد.حضور ناو آمریکایی در نزدیکی لبنان را باید در همین راستا دانست.دفاع از اسراییل و البته نابود کردن پایگاههای حزب الله در لبنان و شاید حماس در نوار غزه.از سوی دیگر با آرام تر شدن اوضاع عراق پس از سرکوب وسیع شبه نظامیان وابسته به مقتدا صدر،امروز امکان کنترل عملیات متقابل وابستگان جمهوری اسلامی در عراق بیشتر از قبل شده است.

در چنین شرایطی تنها مانع بر سر گرفتن تصمیمی قطعی از سوی رییس جمهوری آمریکا،عدم همراهی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس است که همراه کردن آنان مهمترین هدف بوش در سفر فعلی اش به شمار می رود.هدفی که با توجه به نارضایتی حکام سعودی و دیگران سران کشورهای عربی از همجواری با حکومتی شیعی -که در حال گسترش نفوذ خود در تمام کشورهای منطقه است- دست یافتنی تر از همیشه به نظر می رسد.درخواست امروز بوش در اجلاس اقتصادی خاورميانه در شرم الشیخ مصر مبنی بر اینکه «خاورمیانه با بلندپروازی های اتمی ایران مقابله کند» آخرین تلاشها پیش از اعلام تصمیم نهایی است.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آیا این جامه برای سرکار گشاد است؟

Sun 20 Apr 2008-11:56 PM -امیرحسین اعتمادی

احکام سنگین دادگاه تجدید نظر در  مورد سه دانشجوی دربند پلی تکنیکی همچون تیر خلاصی بود که بر بدنه نحیف جنبش دانشجویی وارد شد.تیر خلاص از آن جهت که این حکم که از یکسو به تایید حکم اولیه دادگاه کیفری پرداخته و از سوی دیگر حکم قاضی شجاع دادگاه عمومی تهران را نقض کرده است به فاصله چند روز از رسانه ای شدن آن،کوچکترین اعتراضی را از سوی اشخاص و نهادهای حقوق بشری برنینگیخت تا این فرضیه که دیگر نقض حقوق اولیه مان از سوی حکومت برای خود ما نیز عادی شده است بیش از پیش رنگ واقعیت به خود بگیرد.این مساله که اثرگذاری بر عزم اقتدارگرایان در صدور احکامی اینچنینی ناممکن می نماید یک وجه قضیه است و به چالش کشیدن رویه فعلی در تریبونهایی که در اختیار داریم وجه دیگر آن.اگر کسانی که قاعدتا در جایگاهی قرار گرفته اند که وظیفه دیدبانی حقوق بشر بر دوششان سنگینی می کند و به همین منظور جوایز آنچنانی!! دریافت نموده اند، اینک با دیدن نامه ای تهدید آمیز سکوت را ترجیح می دهند چرا خود ما این بار سنگین را از دوششان برنداریم.سال گذشته و در جریان دستگیری دوستانمان در سازمان ادوار تحکیم در جمعی دانشجویی پیشنهاد دادم که برای وارد آوردن فشار بر حکومت برای آزاد کردن هر چه زودتر دستگیر شدگان،نامه ای از سوی جمعی از فعالین دانشجویی و مدنی خطاب به رییس سازمان ملل و دیگر مراجع بین المللی تدوین کنیم و این نامه را به صورت نمادین توسط خانوم برنده جایزه صلح نوبل به دفتر این سازمان در ایران تحویل دهیم.این ایده در آن زمان به دلایلی که چندان گفتنی نیست عملی نشد.هرچند،چند روز بعد و در اثر اصرارهای صورت گرفته، سرکار خانوم عبادی حاضر شدند که در رابطه با این موضوع مصاحبه هایی را انجام دهند که به عقیده من این اظهارنظرها در آزادی زودتر بازداشت شدگان، بی تاثیر نبود.واقعیت این است که امروز اگر استاد ارجمند دکتر دادخواه- که حق فراوانی بر گردن من و بسیاری از دانشجویان دارند- سخنی در باب احکام ظالمانه صادره برای سه دانشجوی زندانی می گویند نمی تواند به اندازه اظهارنظری هرچند کوتاه از جانب شخصیتی مورد توجه مجامع بین المللی به نام شیرین عبادی،مهم تلقی شود.با این وجود نمی دانم که این همه معذوریتی که شخص ایشان دارند که کمتر خود را درگیر مسایل می کنند از کجا نشات می گیرد.اگر این معذوریت از ترس جان خود و یا نزدیکانشان می باشد -که اتفاقا به عقیده من معذوریتی منطقی و قابل قبول است- یکبار برای همیشه ارتباط این دو موضوع را علنی کنند تا انتظارات از ایشان برای همیشه پایان یابد.این معذوریت آنقدر مهم تلقی خواهد شد که مورد قبول واقع گردد.اما اگر این بی توجهی نه از سر ترس جان که به دلیل عدم آگاهی بر جایگاهی که قرار دارند باشد لازم است که به ایشان یادآوری شود که در کجا قرار گرفته اند و به چه منظور جایزه صلح نوبل به ایشان تعلق گرفته است.تلاش برای شکستن حکم اخیر حتی اگر به احتمال فراوان بی نتیجه باشد کمترین انتظاری است که فعالین دانشجویی و خانواده دانشجویان از خانوم عبادی دارند.مطمئنا این تلاش باید علنی باشد که تجربه نشان داده است که پشت درهای بسته نتیجه ای حاصل نخواهد شد.در غیر اینصورت اجازه بدهید باور کنیم که از آغاز هم این جامه برای تن ایشان گشاد بوده است.


بیانیه دانشجویان لیبرال درباره فشارهای تازه بر جنبش دانشجویی

 

سرانجام پس از قریب به یک سال، دستگاه قضایی کشور احکام حبس طویل­المدتی را برای سه دانشجوی دربند آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی صادر کرد. گرچه از همان نخستین روزهای بازداشت این سه دانشجو، به نظر می رسید که پروژه جدیدی برای تهدید دانشجویان و تحدید جنبش­های دموکراسی­خواه کلید خورده است اما چندان گمان نمی رفت که این پروژه، به چنین نتیجه ای ختم شود. صدور حکم 78 ماه زندان برای یاران دبستانی ما بیش از هرچیز گویای این واقعیت است که هم اینک، عدالتخانه جمهوری اسلامی، سخت تحت نفوذ و تأثیر نیروهای امنیتی – اطلاعاتی قرار گرفته است.

با این حال تجربه تاریخی نشان داده که جنبش دانشجویی ایران، نه تنها با اینگونه فشارها و برخوردها متوقف نخواهد شد بلکه اهداف دموکراتیک و حقوق بشری خود را آگاهانه­تر و هوشمندانه­تر پی خواهد گرفت. از این رو جای تردید نیست که دود این نوع برخوردها به چشم کسانی خواهد رفت که قدرت سیاسی و رانت­های اقتصادی را مستانه در آغوش گرفته­اند و اینگونه، دانشجویان و فعالان حقوق بشری و دموکراسی خواه را به مسلخ می­برند.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن محکوم کردن این احکام، آزادی بی­قید و شرط آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را خواستار هستند. ناگفته پیداست بار سنگین جفایی که به حق یاران دبستانی ما می رود به دوش خانواده­های این عزیزان است که صبورانه، بهار آزادی فرزندان بی گناهشان را به انتظار نشسته­اند. از این رو دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران، صمیمانه با خانواده­های پژمرده اما صبور دانشجویان دربند، ابراز همدردی می کند.

اگرچه در این پرونده عده ای سرانجام به نیت خود در محبوس ساختن یاران­مان دست یافتند اما بی­شک وجدان عمومی جامعه و مهمتر از همه، تاریخ در آینده ای نه چندان دور درباره تمامی رفتارها و عملکردها به قضاوت خواهد نشست .

ما همچنین فشار های وارده بر دانشجویان از طریق احضارهای دوباره به کمیته های انضباطی بخصوص احضار دانشجویان دانشگاههای شیراز و علامه طباطبایی را محکوم کرده ، خواستار توقف برخوردهای غیرقانونی مسئولین دانشگاهها و برکناری روسای دانشگاههای علامه و شیراز می باشیم.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin