تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

به پاس خنده هایی...

Fri 18 Jul 2008-11:25 PM -امیرحسین اعتمادی

خسرو شکیبایی امروز از دنیا رفت.خبر مرگش بهت انگیز بود و باور نکردنی.ولی راست بود.سایتهای خبری در تعطیلی روزنامه ها از مرگ "حمید" فیلم "هامون" خبر دادند.هرچند که برای من شکیبایی بازیگر "خانه سبز" بود و "روزی روزگاری"...به پاس تمام خنده هایی که بر لبان من آوردی این پست را به تو تقدیم می کتم آقای شکیبایی!!

و چه زیباست که با نامی نیک از میان ما رفتی...

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

همراهی با شیطان بزرگ، با کدام منطق؟

Sat 12 Jul 2008-0:40 AM -امیرحسین اعتمادی

اظهارات مسلامت جویانه علی اکبر ولایتی به نمایندگی از رهبری جمهوری اسلامی در قالب مقاله ای در روزنامه فرانسوی لیبراسیون که با پاسخ عجولانه محمود احمدی نژاد از مالزی همراه گردید، بار دیگر به این فرضیه که میان دستگاه رهبری نظام اسلامی از یکسو و نظامیان طرفداران دولت از سوی دیگر اختلافات اساسی وجود دارد، قوت بیشتری بخشید.طرفداران تز "عدم عقب نشینی حتی به اندازه یک قدم" آنچنان از چراغ سبز رهبری حکومت اسلامی در آستانه اجلاس سران گروه G8 خشمگین شدند که نه تنها در نامه ای با امضاء محمود احمدی نژاد خطاب به رهبران هشت کشور صنعتی،تسلیم ناپذیری ملت ایران!! را به آنان یادآوری نمودند که همزمان با حضور وزیر خارجه ایالات متحده در اروپا برای امضا توافقنامه استقرار سپر دفاع موشکی در چک،با آزمایش دوباره موشکهای دوربرد و میان برد سپاه،افکار عمومی مخالف این توافقنامه را نیز با آن همراه کردند تا سران ایالات متحده پیروزمندانه در مقابل خبرنگاران حاضر شوند و از اصرار طولانی خود بر استقرار این سپر، دفاعی مستدل بنمایند.این همزمانی که با چاشنی اظهارات جنگ طلبانه فرماندهان سپاه پاسداران بر ضد اسراییل همراه بود، بهترین هدیه ای بود که در جریان اجلاس سران G8 به جرج بوش و تیم مشاوران و معاونان همراهش می شد داد تا در بزرگنمایی خطرات ناشی از حکومت اسلامی ایران، همواره شاهدی زنده بر روی میز داشته باشند.اما سوال اینجاست که این همراهی با دشمن شماره یک و مواردی نظیر این که در منازعات سیاسی درون دستگاه حاکمه ایران بسیار از آن سراغ داریم با چه هدفی صورت می گیرد؟به بیان دیگر چرا گروهی در حکومت اسلامی - که اتفاقا دارای قدرت فراقانونی نیز هستند- تمام تلاش خود را برای بحرانی تر کردن شرایط به کار می بندند؟

در این نوشته تلاش می کنم که احتمالات پیش رو را در این خصوص مورد بررسی قرار دهم.این بررسی بر مبنای این پیش فرض صورت می گیرد که تقابل نظامی میان حکومت اسلامی و ایالات متحده نتیجه ای جز شکست کامل برای اولی در بر نخواهد داشت.

۱)ساده ترین پاسخی که برای این سوال به ذهن می رسد این است که عده ای جاسوس و حقوق بگیر دولت آمریکا در بالاترین سطوح تصمیم گیری ارگانی نظامی چون سپاه پاسداران رخنه کرده اند و هم جهت با منافع تندروها در دستگاه رهبری آمریکا عمل می کنند تا شرایط را به سوی یک درگیری تمام عیار نظامی پیش ببرند.چنین احتمالی با توجه به ساختار امنیتی-اطلاعاتی حکومت ایران و به ویژه سپاه پاسداران بعید به نظر می رسد.

۲)تندروها چه در ایران و چه در آمریکا، تداوم قدرت خود را در شرایط جنگی و یا شبه جنگی می بینند.امروز با بالا رفتن شانس پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا،بسیاری از تحلیل گران از تلاش جمهوریخواهان در گشایش جبهه جنگی جدید در ایران سخن می گویند تا بدین طریق رای دهندگان آمریکایی را به سوی مک کین که نسبت به کاندیدای رقیب از توان و تجربه بیشتری در رهبری یک جنگ برخوردار است،سوق دهند.بدون تردید در شرایطی مشابه در ایران،نظامیان توان آن را دارند که محمود احمدی نژاد را برای یک دوره چهار ساله دیگر بر سر کار نگه دارند.چه با برگزاری انتخاباتی ساختگی باشد چه با به تعویق انداختن آن.بر مبنای چنین تحلیلی،هرگونه عادی شدن روابط با آمریکا می تواند به ضرر تندروها باشد.

۳)آنچه از رفتار و گفتار محمود احمدی نژاد و فرماندهان سپاه به عنوان بزرگترین گروه حامی او بر می آید، اعتقاد راسخ به این موضوع است که ایالات متحده با توجه به درگیر بودن در دو جبهه عراق و افغانستان و بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت، توان گشایش جبهه جنگی دیگری را در ایران ندارد.غیر قابل پیش بینی بودن نتایج چنین حمله ای برای دولتمردان آمریکایی نیز دلیلی دیگر برای اتخاذ سیاستی است که پیشتر از آن به عنوان تز "عدم عقب نشینی حتی به اندازه یک قدم" نام بردم.حامیان این تز علی رغم اینکه بر توان نظامی ایالات متحده اشراف کامل دارند با این پیش فرض که حمله نظامی آمریکا به ایران غیر ممکن است به اغراق در توان نظامی و حتی علمی خود می پردازند تا شاید از این طریق امتیازات بیشتری را از اروپا به عنوان نماینده گروه۱+۵ در مذاکرات بگیرند.هرچند چنین احتمالی با توجه به قراین موجود به واقعیت نزدیک تر است،اما با توجه به رفتار دولت بوش - که از منطقی دیگر پیروی می کند - بسیار خطرناک می باشد.

پی نوشت:در همین رابطه مقاله  دکتر احمد زید آبادی با عنوان "خطر جنگ؟بستگی دارد..." را بخوانید.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بيانيه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه های تهران در سالگرد قيام دانشجويی 18 تير

Sun 6 Jul 2008-8:12 PM -امیرحسین اعتمادی

بيانيه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه های تهران در سالگرد قيام دانشجويی ۱۸ تير

۱۸ تير بي شك، صفحه اي ماندگار در تقويم جنبش دانشجويي كشورمان محسوب مي شود؛ به گونه اي كه تاريخ كوشش هاي دموكراسي خواهانه و اعتراضي دانشجويان در كشورهاي استبدادي، همواره با ديده احترام و بغضي فروخورده به آن مي نگرد.

اگر دوم خرداد را گواهي بر مطالبات سياسي و آرمان هاي دموكراتيك ايرانيان تلقي كنيم اما حوادث تلخ و خونبار تيرماه سال 78 آشكارا نشان داد كه نظام سياسي حاكم، تا چه اندازه اي از ظرفيّت انتقاد و اعتراضات دانشجويي برخوردار است. از اين رو بيراهه نيست اگر استدلال كنيم كه فاجعه 18 تير، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پيشاپيش و به گونه اي آشكار، به تصوير كشيد و سيماي پنهان امّا حقيقي استبداد ديني آغشته به نفت را عيان ساخت. براستي افسوس بر نظامي كه در مواجهه با اعتراض هاي دانشجوياني كه در همين سرزمين پرورش يافته اند، به انواع سلاح هاي گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادي متوسل مي شود.

 گرچه پيگيري قضايي اين فاجعه، همچنان كمترين خواسته جنبش دانشجويي و افكار عمومي محسوب مي شود امّا تقليل 18 تير تا حد «دزديده شدن يك ريش تراش» عملاً دهن كجي گستاخانه اي به مجموعه آزادي خواهان، فعالان حقوق بشر و حتي جامعه ايراني است كه به خاطره اي دردناك تر از فجايع آن چند روز تبديل شد.

 جامعه ايران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتيك و آزادي خواهانه است و 18 تير نيز، كوششي خونبار و ماندگار در راستاي نيل به همين آرمان هاي پاك و مقدس محسوب مي شود. اگر بپذيريم كه زايش و تكوين دموكراسي، همچون هر تولد ديگر، با رنج و مصائب گريزناپذيري همراه است پس چنين به نظر مي رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوين دموكراسي در جامعه ايراني افزوده مي شود و در اين ميان، جنبش دانشجويي همچنان اين صليب شكسته را به دوش مي كشد و در اين مسير، مظلومانه امّا مصمم، بيشترين هزينه ها را مي پردازد.

 ما فعّالان سياسي- دانشجويي ليبرال دانشگاه هاي تهران، ياد و خاطره عزت ابراهيم نژاد و تمامي دانشجويان رنج كشيده اي را كه در سال هاي عشق و شور جواني، به بند در آمدند، گرامي مي داريم و بار ديگر، آزادي بي قيد و شرط ياران دبستاني در بندمان را خواستاريم.

 باشد تا روزي نه چندان دور، در همين كوچه هايي كه اينك سرد و استبداد زده اند، در هواي دموكراسي استنشاق كنيم.

دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه هاي تهران

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin