نه ماه مانده به آنچه جمهوری اسلامی آن را انتخابات ریاست جمهوری دهم می نامد، میانه روها با هدف به زیر کشیدن دولت نظامی محمود احمدی نژاد،درجستجوی کاندیدای مطلوبی که بتواند از سویی از مانع سخت شورای نگهبان عبور کند و از سوی دیگر ضمن داشتن مقبولیت در میان گروههای مختلف اصلاح طلب آرای بخش قابل توجهی از تحریمیها را نیز به سوی خود جلب کند،بار دیگر به نام سید محمد خاتمی رسیده اند.رییس جمهور سابق که با برگزاری دو انتخابات ننگین مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، زمینه را برای به قدرت رسیدن تندروها به نمایندگی محمود احمدی نژاد فراهم نمود اینک به شرکت در انتخاباتی دعوت می شود که مجری اش وزیر کشوری است که به عنوان مسوول اصلی آن، ابایی از ارایه مدارک جعلی اش ندارد که اتفاقا آنچه او را مورد اعتماد تندروها نموده همان تخصص او در جعل است که در انتخابات پیش رو بسیار به کار آید.
در چنین شرایطی سید محمد خاتمی علیرغم تمام صحبتهایی که مبنی بر احتمال رد صلاحیت او می رود در صورت حضور یقینا خواهد توانست از سد شورای نگهبان بگذرد که رد صلاحیت رییس جمهور سابق که دست کم در زمان خودش رای بالایی کسب نموده و در جهان نیز چهره معتبری به شمار می رود امری محال به نظر می رسد.با این حال فرض محال که محال نیست.تصور کنید که آنچه امروز در برخی سایتها و نشریات تندروها در خصوص رد صلاحیت احتمالی خاتمی به دلیل دست دادن با نامحرم البته با هدف منصرف کردن او از شرکت در انتخابات دیده می شود،به حقیقت بپیوندد.جنبشی وسیع به حمایت از او بر خواهد خواست.در این حالت یا فشارها به شورای نگهبان نتیجه خواهد داد و چه با حکم حکومتی و چه بدون آن خاتمی وارد انتخابات خواهد شد.و یا خاتمی تسلیم فشارها خواهد شد و از هوادارانش می خواهد برای حفظ نظام هم که شده سکوت کنند.
اما در همان حالت حضور خاتمی، او چه ویژگی هایی دارد که از سویی بتواند به یگانه نامزد تمام گروههای اصلاح طلب تبدیل شود و از سوی دیگر آرای جناح خاموش معروف به تحریمیها را نیز به سوی خود جلب کند؟امروز دیگر کسی تردیدی ندارد که مهدی کروبی تحت هر شرایطی در انتخابات آتی شرکت خواهد کرد چه خاتمی باشد و چه نباشد.پس خاتمی در صورت حضور، یک رقیب درون جناحی دارد که اتفاقا در دور قبل نشان داد که با شعار توده گرایانه اش توانایی جلب توده های حامی محمود احمدی نژاد را دارد.از طرف دیگر آنچه امروز به عنوان جناح تحریمی ها شناخته می شود و انتخابات مجلس هشتم نشان داد که بیش از پنجاه درصد صاحبان حق رای را شامل می شود نطفه اش از زمان دور دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی بسته شد و می توان آن را نتیجه عملکرد ضعیف خاتمی در مقام رییس جمهور بیست میلیونی از سال ۷۸ به بعد دانست.تنها گذاشتن دانشجویان در آن سال که منجر به قدرت گرفتن تدریجی اقتدارگرایان و تعطیلی فله ای روزنامه ها شد همه و همه در زمان خاتمی رخ داد.اتفاقاتی که در دور دوم ریاست جمهوری او به امری عادی بدل گشت تا از دل آن همه ضعف و بی عملی سید خندان، مردمی مایوس و گریان در خانه بنشینند و هنرنمایی ستادهای رای سازی را نظاره کنند.به میان آوردن نام خاتمی از سوی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین که خود را پیشرو می نامند عقبگردی است که مجریان آن به جای انداختن طرحی نو بار دیگر قصد بهره بردن از فضای احساسی آن سالها را دارند.روشی که با توجه به ناسالم بودن انتخابات و خصلت محافظه کارانه خاتمی که هرگز حاضر نخواهد بود در دفاع از انتخابات سالم کاری کند،به شکست خواهد انجامید.احتمالا به همین دلایل هم او در مقابل تمام فشارهایی که بر او وارد می شود مقاومت خواهد کرد و در چنین انتخاباتی وارد نخواهد شد.
خاتمی چه دارد که مهدی کروبی ندارد؟خاتمی در هر صورت رقیبی به نام مهدی کروبی خواهد داشت که خود کروبی در صورت نیامدن خاتمی آن را ندارد.کروبی نشان داده که رگ خواب توده ها را پیدا کرده و در عین حال در صورتی که کاندیدای واحد اصلاح طلبان باشد آرای آنان را نیز با خود خواهد داشت.اتفاقی که چهار سال قبل با حضور معین و رفسنجانی نیفتاد تا در شرایط نزدیک داور به سود احمدی نژاد سوت بزند.از سوی دیگر کروبی نیز مانند خاتمی نباید امید زیادی به جلب آرای اکثریت خاموش داشته باشد.پس با حسابی سرانگشتی کروبی نه تنها از خاتمی چیزی کم ندارد که در مواردی بر او برتری نیز دارد.در این میان نباید از مقاله این هفته محمد قوچانی در هفته نامه شهروند امروز به عنوان ارگان غیر رسمی لیبرال های نزدیک به رفسنجانی در دعوت خاتمی به کنار رفتن به سود شیخ مهدی کروبی،به سادگی گذشت.حمایت احتمالی کارگزاران از کروبی، کفه ترازو را به سوی او سنگین کرده است به طوریکه احتمالا خاتمی را نیز در تصمیمش بر نیامدن استوارتر خواهد کرد.در این میان صحبتهای امروز حسن روحانی در انتقاد از احمدی نژاد و اعلام تمایلش به شرکت در انتخابات کمی شرایط را تغییر خواهد داد.آمدن روحانی به معنای نیامدن خاتمی است و دراینصورت بدون تردید کاندیدای اصلی کارگزاران شخص او خواهد بود.به عقیده من مشارکت و مجاهدین نیز او را به کروبی ترجیح می دهند که اختلاف آنان با شیخ عمیق تر از اینهاست.در آنصورت باید دید دوگانه کروبی-روحانی در مقابل دوگانه احتمالی احمدی نژاد-قالیباف چه خواهد کرد.البته دراینصورت داور نقش تعیین کننده ای در نتیجه رویارویی خواهد داشت.
می ماند ما تحریمی ها که دلمان را به حضور عبداله نوری خوش کرده ایم.شخصی مورد احترام بیشتر نیروهای دموکراسی خواه در داخل و البته خارج از کشور که در راه دفاع از حق مردم هزینه داده است.آن هم در حالی که خود در داخل سیستم حکومتی و در بالاترین مناصب آن قرار داشت.اینها برای اینکه حمایت بخش قابل توجهی از تحریمی ها را به سوی خود جلب کند کافی است.در بهترین حالت در صورت حضور او که بنا بر گفته نزدیکانش تحت شرایطی خاص رخ خواهد داد،احتمال کنار کشیدن خاتمی یا روحانی به نفع او زیاد خواهد بود که او در عین حال نیروی مورد اعتماد هاشمی رفسنجانی و طیف وسیعی از کارگزاران می باشد.می ماند کروبی که کنار کشیدن او هم هرچند کم اما محتمل است.در چنین شرایطی می توان با حمایتی همه جانبه کاندیداتوری او را به شورای نگهبان تحمیل کرد.شجاعت نوری در کنار حمایت طیف وسیعی از دموکراسی خواهان نیز این امیدواری را می دهد که بتوان سلامت انتخابات را نیز به تندروها تحمیل کرد.اما بدترین حالت- که به واقعیت هم نزدیک است- آن است که شورای نگهبان نوری را رد صلاحیت کند.دراینصورت هم جنبش اجتماعی که پشت سر او تشکیل خواهد شد آرزوی چندین ساله ما را برای ایجاد اپوزیسیونی منسجم برآورده خواهد کرد.در هر دو حالت پیش کشیدن نام نوری با هر هدفی که صورت گرفته باشد بسیار هوشیارانه بوده است.
در همین رابطه:چرا عبدالله نوری را نامزد می کنیم/احمد زیدآبادی