تبليغاتX
من بلاگر نیستم
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

چهار گروه سیاسی در بیانیه‌ای مشترک: این‌گونه دادگاهها را میراث شوم استالین می دانیم

Fri 7 Aug 2009-4:28 PM -امیرحسین اعتمادی

چهار گروه سیاسی در بیانیه‌ای مشترک، با نمایشی و مضحک خواندن دادگاه تعدادی از بازداشت‌شدگان حوادث اخیر، تاکید کردند که اینگونه دادگاه‌ها و سرکوب‌ها نمی تواند مانع از اعتراض مردم به دیکتاتوری شود و بالعکس مسیر مردم را برای رسیدن به آزادی هموارتر و زمان آن را کوتاهتر می کند. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، جبهه دموکراتیک ایران، جبهه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و جبهه متحد دانشجویی، چهار گروهی هستند که این بیانیه را امضا کرده‌اند. متن کامل این بیانیه بدین شرح است: ملت بزرگ ایران! نمایش مضحک و نخ نمای اخیر با نام بی مسمای "دادگاه" که در حقیقت توهین به منصب قضا و موجب وهن دستگاه قضاوت در همه زمانها و مکانها بود، نشان داد که کودتاگران نه تنها به دنبال دلجویی و جبران آنچه که در این روزها بر سر مردم آوردند، نیستند، بلکه اقدامات غیرقانونی و مستبدانه آنها رشته ای است که سر دراز دارد. در باب نمایش دادگاه همین بس که ابتدایی ترین اصول دادرسی که حتی در عقب افتاده ترین کشورها رعایت می شوند، فدای عجله آقایان برای پخش این تئاتر مضحک قبل از مراسم تحلیف ریاست جمهور انتصابی می شود تا به خیال خود آبی باشد بر آتش خشم مردم و مقدمه ای برای ناامیدی آنها به منظور عادی سازی فضای سیاسی و اجتماعی و شروع به کار دولت کودتا. اگر چه وقاحت پنهان شده در پشت این دادگاه و دیگر اقدامات کودتاچیان در این روزها بر کسی پوشیده نیست و تشت رسوایی آنها مدتهاست که از بام افتاده، اما اشاره به چند نکته در این باره را خالی از فایده نمی دانیم. الف- این گونه اعتراف گیری ها و دادگاههای تشریفاتی را میراث شوم استالین و دیکتاتوریهای بدنامی می دانیم که در زباله دان تاریخ مدفون شده اند و حتی نمایش اعتراف و ندامت مخالفان هم نتوانست بر عمر ننگین آنها بیفزاید. افرادی را بدون اطلاع از محل و شرایط نگهداری از خانه و خیابان می ربایند و بعد از مدتها شکنجه روحی و جسمی ناگهان بر صفحه تلویزیون ظاهر می سازند که از گفتار و کردار سابق خویش ابراز ندامت کنند و آنگاه انتظار دارند که مردم هم این گفته ها را باور کنند! این کارخانه تواب سازی چه ویژگی هایی دارد که هنوز هیچ دانشمند و روانپزشکی موفق به فهم و یا کشف آن نشده است؟! ب– متن کیفرخواست و اقدامات مرتبط با آن نشان داد که غده سرطانی که در نهادهای نظام ریشه کرده است و بخشی از آن در زمان خاتمی و در رابطه با قتل های زنجیره ای کشف شد، نه تنها ریشه کن نشده است، بلکه بسیار بزرگتر شده و ارکان بیشتری را آلوده کرده است. سعید امامی در سطحی وسیع تکثیر شده و اینک ابایی از افشای اقدامات خود ندارد. متن کیفرخواست که بسیار شبیه لجن‌پراکنی های کیهان بود بدون شک از سوی این باند تهیه شده است و به نهادی بی اراده و آلت دست به نام قوه قضاییه تحویل شده است. چنانچه برای مبارزه با این غده خطرناک تدابیری اندیشیده نشود، زود باشد که رهبران طراز اول جمهوری اسلامی هم بر جایگاه اعتراف تکیه دهند. ج- شیوه مواجهه قوه قضاییه با حوادث اخیر نشان می دهد که ویرانه قوه قضاییه هر روز ویرانه تر می شود و جناب شاهرودی یا نمی خواهد و یا نمی تواند این ویرانه را بازسازی کند. آنچه در زندانهای مخوف ایران بر سر جوانان این مرز و بوم آمد، هزاران مرتبه دردناکتر از حوادث ابوغریب و گوانتانامو و... بود و فهمیدن این مساله با یک مقایسه ساده را کار دشواری نمی بینیم. نه در ابوغریب و نه در گوانتانامو هیچ فردی زیر شکنجه جان نداد و ناخنهای کسی را نکشیدند و تا حد مرگ کسی را کتک نزدند. جوانان حق دارند از این زمان به بعد از دیدن هیچ فرد شکنجه شده و کشته شده ای اعم از فلسطینی و لبنانی و عراقی و... متاسف نشوند چرا که دردناکتر از آن را بارها در خیابانهای تهران و نیز در زندانهای قوه قضاییه دیده اند. د– این دادگاه و این سرکوبها نمی تواند مانع از اعتراض مردم به دیکتاتوری شود و بالعکس مسیر مردم را برای رسیدن به آزادی هموارتر و زمان آن را کوتاهتر می کند. تاریخ به یاد ندارد دورانی را که ظلم و ستم بر عمر هیچ دیکتاتوری افزوده باشد و در مورد ایران نیز همین قانون حکمفرماست. ما بر شهیدان راه آزادی درود می فرستیم و بر ادامه راه آنان یعنی راه سبز آزادی تاکید می کنیم. این جنبش سبز و جهانی را بدون توسل به خشونت ادامه می دهیم و برای مجازات جنایتکاران و قاتلان مردم تلاش می کنیم. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران جبهه دموکراتیک ایران جبهه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران جبهه متحد دانشجویی

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روزی که دیر نیست

Fri 31 Jul 2009-6:25 PM -امیرحسین اعتمادی

حس عجیبی است که بخندی بعد پشیمان باشی از خنده‌ات. فیلم ببینی و بعد احساس عذاب وجدان کنی. حتی از اینکه تو می توانی بخوانی و بنویسی اما دوستانت، چه نزدیکترین‌شان و چه آنکه به تو دورتر است، در انفرادی، از همین خواندن و نوشتن هم منع باشد. بی‌گناه‌ترین جوانان این سرزمین را غرق در خون ببینی و از زنده بودن خودت احساس شرم کنی. از جنایات کهریزک بخوانی و بشنوی و بعد تنها نظاره‌گر وقاحت آمران این جنایات باشی که دستور تعطیلی آن را می‌دهند. هیچ‌وقت تصور چنین قساوتی را نداشتم. همیشه می‌گفتم که در عصر اطلاعات و اینترنت و ماهواره اینها جسارت بازگشت به دهه اول انقلاب را ندارند که مردم را در بی‌خبری دنیا، بکشند و کسی هم صدایش درنیاید. اما حالا معلوم شد که اینها اصولا آبرویی ندارند که نگران از دست رفتنش باشند. این حکومت رو به زوال است. تردیدی ندارم که نابودشدنی است. چرا که این ملت باز هم برخلاف تصور من نشان داد که زنده است. غرور این ملت جریحه‌دار شده است. این ملت دیگر نمی‌ترسد. سینه‌ی سپر کرده مردان و زنان ایرانی در مقابل گلوله و باتوم مزدوران حکومت، بهترین گواه است که حکومت ظلم آقای خامنه‌ای و سپاهیان حامی‌اش، ماندنی نیست. "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" که از آموزه‌های خودشان است. این ملت تا تقاص خون ندا و سهراب و اشکان و داوود و یعقوب و محسن و ترانه و دهها شهید دیگر را بازپس نگیرد، آرام نمی‌گیرد. آن روز آنقدرها هم دور نیست.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin