| |
چهار گروه سیاسی در بیانیهای مشترک: اینگونه دادگاهها را میراث شوم استالین می دانیم |
| |
Fri 7 Aug 2009-4:28 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
چهار گروه سیاسی در بیانیهای مشترک، با نمایشی و مضحک خواندن دادگاه تعدادی از بازداشتشدگان حوادث اخیر، تاکید کردند که اینگونه دادگاهها و سرکوبها نمی تواند مانع از اعتراض مردم به دیکتاتوری شود و بالعکس مسیر مردم را برای رسیدن به آزادی هموارتر و زمان آن را کوتاهتر می کند. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، جبهه دموکراتیک ایران، جبهه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و جبهه متحد دانشجویی، چهار گروهی هستند که این بیانیه را امضا کردهاند.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
ملت بزرگ ایران!
نمایش مضحک و نخ نمای اخیر با نام بی مسمای "دادگاه" که در حقیقت توهین به منصب قضا و موجب وهن دستگاه قضاوت در همه زمانها و مکانها بود، نشان داد که کودتاگران نه تنها به دنبال دلجویی و جبران آنچه که در این روزها بر سر مردم آوردند، نیستند، بلکه اقدامات غیرقانونی و مستبدانه آنها رشته ای است که سر دراز دارد. در باب نمایش دادگاه همین بس که ابتدایی ترین اصول دادرسی که حتی در عقب افتاده ترین کشورها رعایت می شوند، فدای عجله آقایان برای پخش این تئاتر مضحک قبل از مراسم تحلیف ریاست جمهور انتصابی می شود تا به خیال خود آبی باشد بر آتش خشم مردم و مقدمه ای برای ناامیدی آنها به منظور عادی سازی فضای سیاسی و اجتماعی و شروع به کار دولت کودتا. اگر چه وقاحت پنهان شده در پشت این دادگاه و دیگر اقدامات کودتاچیان در این روزها بر کسی پوشیده نیست و تشت رسوایی آنها مدتهاست که از بام افتاده، اما اشاره به چند نکته در این باره را خالی از فایده نمی دانیم.
الف- این گونه اعتراف گیری ها و دادگاههای تشریفاتی را میراث شوم استالین و دیکتاتوریهای بدنامی می دانیم که در زباله دان تاریخ مدفون شده اند و حتی نمایش اعتراف و ندامت مخالفان هم نتوانست بر عمر ننگین آنها بیفزاید. افرادی را بدون اطلاع از محل و شرایط نگهداری از خانه و خیابان می ربایند و بعد از مدتها شکنجه روحی و جسمی ناگهان بر صفحه تلویزیون ظاهر می سازند که از گفتار و کردار سابق خویش ابراز ندامت کنند و آنگاه انتظار دارند که مردم هم این گفته ها را باور کنند! این کارخانه تواب سازی چه ویژگی هایی دارد که هنوز هیچ دانشمند و روانپزشکی موفق به فهم و یا کشف آن نشده است؟!
ب– متن کیفرخواست و اقدامات مرتبط با آن نشان داد که غده سرطانی که در نهادهای نظام ریشه کرده است و بخشی از آن در زمان خاتمی و در رابطه با قتل های زنجیره ای کشف شد، نه تنها ریشه کن نشده است، بلکه بسیار بزرگتر شده و ارکان بیشتری را آلوده کرده است. سعید امامی در سطحی وسیع تکثیر شده و اینک ابایی از افشای اقدامات خود ندارد. متن کیفرخواست که بسیار شبیه لجنپراکنی های کیهان بود بدون شک از سوی این باند تهیه شده است و به نهادی بی اراده و آلت دست به نام قوه قضاییه تحویل شده است. چنانچه برای مبارزه با این غده خطرناک تدابیری اندیشیده نشود، زود باشد که رهبران طراز اول جمهوری اسلامی هم بر جایگاه اعتراف تکیه دهند.
ج- شیوه مواجهه قوه قضاییه با حوادث اخیر نشان می دهد که ویرانه قوه قضاییه هر روز ویرانه تر می شود و جناب شاهرودی یا نمی خواهد و یا نمی تواند این ویرانه را بازسازی کند. آنچه در زندانهای مخوف ایران بر سر جوانان این مرز و بوم آمد، هزاران مرتبه دردناکتر از حوادث ابوغریب و گوانتانامو و... بود و فهمیدن این مساله با یک مقایسه ساده را کار دشواری نمی بینیم. نه در ابوغریب و نه در گوانتانامو هیچ فردی زیر شکنجه جان نداد و ناخنهای کسی را نکشیدند و تا حد مرگ کسی را کتک نزدند. جوانان حق دارند از این زمان به بعد از دیدن هیچ فرد شکنجه شده و کشته شده ای اعم از فلسطینی و لبنانی و عراقی و... متاسف نشوند چرا که دردناکتر از آن را بارها در خیابانهای تهران و نیز در زندانهای قوه قضاییه دیده اند.
د– این دادگاه و این سرکوبها نمی تواند مانع از اعتراض مردم به دیکتاتوری شود و بالعکس مسیر مردم را برای رسیدن به آزادی هموارتر و زمان آن را کوتاهتر می کند. تاریخ به یاد ندارد دورانی را که ظلم و ستم بر عمر هیچ دیکتاتوری افزوده باشد و در مورد ایران نیز همین قانون حکمفرماست. ما بر شهیدان راه آزادی درود می فرستیم و بر ادامه راه آنان یعنی راه سبز آزادی تاکید می کنیم. این جنبش سبز و جهانی را بدون توسل به خشونت ادامه می دهیم و برای مجازات جنایتکاران و قاتلان مردم تلاش می کنیم.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
جبهه دموکراتیک ایران
جبهه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
جبهه متحد دانشجویی
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مانیفست لیبرالیسم |
| |
Wed 29 Apr 2009-1:20 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |

سرانجام پس از گذشت بیش از دو سال فعالیت فکری، "دانشجويان و دانشآموختگان ليبرال دانشگاههای ایران"، به وعدهای که پیشتر دادهبودند، عمل کردند و مانیفستی را منتشر نمودند که به گفته آنها، مبین "مبانی نظری مشترک" كسانی خواهد بود كه "ذیل پرچم لیبرالیسم به ایران و جهانی آبادتر، ثروتمندتر و آزادتر میاندیشند". مانيفست منتشرشده -که به نظر میرسد چه در ميان گروههای فعال دانشجويی و چه در تاريخ جنبش دانشجويی در نوع خود بينظير باشد- شامل رویکرد نظری و تئوريک اين گروه به مسائل مختلف و دغدغههای موجود است. متن کامل این مانیفست که در زیر میآید، به صورت pdf از اینجا قابل دریافت است.
مانیفست لیبرالیسم
مقدمه:
پس از پنجاه سال غلبه گفتمان چپ بر سپهر سیاسی ایران كه نتایجی خسارتبار و گاه جبرانناپذیر نصیب ایران و ایرانیان كرد؛ لیبرالیسم، آن ققنوس خوشخوانیست كه از زیر خاكستر، از پس ویرانههای چپزدگی رخ مینماید و از جانهای مشتاق آزادی دلربایی میكند. لیبرالیسم بر سه اصل فردیت، عقل و آزادی استوار شدهاست. در لیبرالیسم اصالت با فرد و آزادی او است و اداره امور جامعه و مسئولیت هدایت بشر به ساحل آرامش و لذت، بر عهده عقل نهاده شدهاست. آزادی برای ما هم هدف است، هم روش. آزادی مورد نظر ما دارای مرزبندی مشخص با هرج و مرج و بیبندوباریست. آزادی برای ما اگر چه اصل است و هر گونه محدود كردن آن نیازمند استدلالهای موجه، اما دامنه آزادی تنها تا جایی گسترده میشود كه موجب تجاوز به حریم حقوق بنیادین انسان با معیار اعلامیههای جهانی حقوق بشر نشود. از سویی آزادی حق انسان است و از سوی دیگر همه افراد انسانی نسبت به حقوق و آزادیهای یكدیگر مكلفاند.
در جهانبینی لیبرال، انسان موجودی جویای لذت و خردمند است كه با تأكید بر تعقل قادر است به نحو مطلوب امور خویش را تمشیت كند. انسان تنها موجودیست كه میتواند از طریق كنترل عقلانی امیال خود فرهنگسازی كند و فرهنگ و تمدن مهمترین فصل ممیز او با حیوانات است. با تكیه بر همین عقلانیت لیبرالی بودهاست كه دستاوردهای شریفی چون دموكراسی و حقوق بشر، چشماندازی جدید از زندگی را فرا روی انسان رهاشده از عصر بردهداری و فئودالیته قرار داد.
ما ضمن پرهیز از ارادهگرایی خام و با آگاهی نسبت به تواناییها و محدودیتهای نوع بشر، بر این باوریم كه میتوان با تمسك به عملگرایی لیبرال، كه خصوصیتی واقعبینانه دارد، بسیاری از ابعاد نامطلوب جامعه ایرانی در سپهر اقتصاد، سیاست و فرهنگ را با تكیه بر ارزشها و روشهای لیبرالی اصلاح كرد و تغییر داد. درست همین پرهیز از ارادهگرایی خام و غیر عقلانی است كه لیبرالها را از دروغ «مدینه فاضله» و افسون «یوتوپیاگرایی» مصون میدارد. انسان نه اسیر تقدیر تاریخی است و نه زندانی مشیتی فرا زمینی. از این رو لیبرالسیم به هیچ وجه انفعال و بیعملی را برنمیتابد؛ عمل سیاسی مبتنی بر عقلانیت و محاسبه فایده ـ هزینه را تأیید میكند اما افراطگرایی كور را رد میكند. تاریخ لیبرالیسم تاریخ مبارزههای باشكوه لیبرالها با پادشاهیهای مطلقه، كلیسای جبار، ارتجاع مذهبی، فاشیسم، استالینیسم و توتالیتاریسم است. لیبرالها همواره در صف مقدم مبارزه برای تحقق حقوق اساسی آحاد انسانها بودهاند. مبارزه با تبعیض نژادی و هر گونه آپارتاید، دفاع از برابری حقوق زن و مرد، بخشی دیگر از تاریخ پر افتخار مبارزات لیبرالی است. همین مبارزه عملگرایانه و عقلمحور است كه امروز لیبرالیسم را به بدیل ناگزیر انواع نظامهای سیاسیـ اقتصادی بسته و توتالتیر تبدیل كردهاست. ما مصمم هستیم این مبارزه شریف را تا تحقق حقوق بشر و دموكراسی، به عنوان والاترین ارزشهای لیبرالیسم ادامه دهیم و در این راه از فداكاری و پرداخت هزینه ابایی نداریم. به قول جان استیوارت میل، فیلسوف بزرگ لیبرال: «هر چند فقط در اوضاع و احوال بسیار ناقص جهان است كه هركس باید با فداكاری مطلق در مورد خوشبختی خود به خوشبختی دیگران یاری رساند؛ با این همه تا زمانی كه در این وضع ناقص قرار داریم ما با اعتقاد كامل اظهار میكنیم كه آمادگی برای چنین فداكاری، بزرگترین فضیلتی است كه میتواند در آدمی وجود داشتهباشد.» ما در این راه دست یاری همه آنهایی كه خود را همفكر و همراه ما در این مبارزه خطیر میدانند به گرمی میفشاریم. این مانیفست در واقع مبین مبانی نظری مشترك كسانی خواهد بود كه ذیل پرچم لیبرالیسم به ایران و جهانی آبادتر، ثروتمندتر و آزادتر میاندیشند. جهانی مصون از تروریسم، دیكتاتوری، بنیادگرایی، خشونت، جهل و به دور از جلوههای خشن و غیر قابل تحمل فقر. ما از طریق این مانیفست، موضع نظری خود را به صورت شفاف پیرامون مقولات زیر به اطلاع همگان میرسانیم: ادامه مانیفست لیبرالیسم
ادامه مطلب |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران درباره حوادث اخیر دانشگاه امیرکبیر |
| |
Sat 28 Feb 2009-0:24 AM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
دانشگاه و جنبش دانشجویی به مثابه آخرین سنگر آزادی، اگرچه در طول سالیان اخیر هزینه سنگینی را بابت ایستادگیهای خویش پرداخته اما هنوز هم مهمترین دغدغه تمامیتخواهان و اقتدارگرایان است. ازاینروست که پس از حوادث چندی پیش در دانشگاه شیراز، سناریوی خاکسپاری شهدا در دانشگاه امیرکبیر بهانه دیگری شده است برای سرکوب، بازداشت، ضرب و شتم و حتی تحقیر دانشجویان. از این رو، تمامیتخواهان ضمن دستمایه قراردادن شهدا، به دنبال تبدیل دانشگاه به قبرستان و فریاد دموکراسیخواهانه جنبش دانشجویی به سکوت گورستانی هستند تا بساط استبداد دینی- نفتی خویش را بیش از پیش، پهن و گسترده سازند. تجارت سیاسی و استفاده ابزاری از شهدا، آشکارا نشان می دهد که حاکمیت حاضر است هر چیزی را برای استمرار استبداد و سرکوب جنبش های دموکراسی خواهانه مردم قربانی کند و در این راه، حتی از پیکر شهدا نیز چشم پوشی نمی کند. براستی این چه تکریم و پاسداشتی برای شهداست که برگزار کنندگان آن با قمه، باتوم و انواع سلاح های سرد به این کارناوال آمدهاند و در آن، موی دانشجویان را گرفته و به در و دیوار می کوبند و سرانجام آن، چیزی جز بازداشت دهها دانشجو و انتقال آنان از کلاس درس به سلول انفرادی زندان نیست؟ شگفتا که واژه ها نیز در حکومت های استبدادی، از خود رنگ می بازند آنچنانکه «تکریم و پاسداشت» با چماق و دشنه همنشین می شود و دانشگاه با گورستان. حوادث اخیر اما به طور عریان، «دانشگاه مطلوب» اقتدارگرایان را تبیین می کند؛ دانشگاهی که سکوت قبرستانی بر آن حاکم است و دانشجویانی که چیزی جز کالبدهای متحرک نیستند و برای حضور در کلاس درس باید از لابلای سنگهای قبر گذر کنند. ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، ضمن محکوم کردن مصادره سیاسی و استفاده ابزاری از مقام والای شهدا و ابراز تأسف شدید از هتک حرمت دانشگاه و همچنین نگرانی از وضعیت دهها دانشجوی دربند، آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان بازداشت شده را خواستاریم. بی شک، جنبش دانشجویی همچنان زخم خورده اما استوار، رنجور اما بانشاط، وجدان بیدار جامعه باقی خواهد ماند و به مبارزه علیه ظلم و استبداد ادامه خواهد داد. سیاهی شب، پایدار نخواهد ماند. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران نهم اسفندماه یکهزاروسیصدوهشتاوهفت
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران در محکومیت تخریب گورستان خاوران |
| |
Sun 1 Feb 2009-10:34 AM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
تلاش های اخیر برای محو گورستان خاوران، خبر دردناکی است که قلب و روح بسیاری را به درد آورده است. خاوران اگرچه صرفاً قطعه زمینی به مساحت سی در شصت متر است اما بخش هولناکی از تاریخ این سرزمین را در خود جای داده و یادآور کشتار بیرحمانه «انسان» هایی است که بدون تشکیل دادگاه، دسترسی متهمان به وکیل و پایبندی به حداقلی از ساز و کارهای قانونی شفاف، مخفیانه به مسلخ اعدام سپرده شدند و اینک، چه بسیار استعدادها، اندیشه ها، عشق ها و آرزوها که در گورهای دسته جمعی در خاوران آرمیده اند. کاشتن نهال، احداث پارک و فضای سبز نه تنها ننگ خاوران را از تاریخ جمهوری اسلامی پاک نخواهد کرد بلکه بیش و پیش از هر چیز، نشان دهنده هراس آمران، بانیان و حامیان کشتار تابستان 67 از یادآوری و پیگیری این فاجعه انسانی است؛ غافل از اینکه تاریخ هیچگاه تابستان سرد و غم انگیز 67 را از خاطر نخواهد برد همانگونه که آشوویتس و هولوکاست نیز از خاطره ها نرفتند. براستی این چه پارک و فضای سبزی است که ریشه نهال هایش، هم آغوش استخوان انسان ها و گورهای دسته جمعی است؟ آیا بازماندگان قربانیان، از حق سوگواری نیز محرومند؟ کدام آیین، دین و مسلک تجاوز به اجساد و استخوان آنها را مجاز می داند؟ دیر و دور نیست زمانی که پرونده اعدام های سال 67 در کنار سایر قتل های سیاسی، در دادگاهی علنی و عادلانه مورد رسیدگی قرار گیرد؛ چه این سرنوشت محتوم و گریزناپذیر تمامی نظام های استبدادی و ناقضان حقوق بشر است، تا مشخص شود که چه کسانی، آشوویتس ایرانی را به راه انداختند و امروز حتی این گورستان متروک اما ماندگار را نیز برنمی تابند. ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، ضمن اعلام همدردی با خانواده های قربانیان سال 67 ، تلاش های اخیر به منظور تخریب و محو گورستان خاوران را محکوم می کنیم و معرفی و مجازات مسببان این کشتار غم انگیز و فراموش ناشدنی را خواستاریم. تاریخ سرانجام روزی به قضاوت خواهد نشست. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
درخواست از خاتمی برای طرح سوال |
| |
Sun 14 Dec 2008-6:18 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه تهران در نامه سرگشاده ای به محمد خاتمی از او درخواست کرده اند که به دنبال حضور در دانشگاه تهران به نماینده این گروه اجازه طرح سوال داده شود.متن این نامه به این شرح است.
جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران
ما، دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن خیر مقدم به جنابعالی حضور شما را در مهمترین مرکز دانشگاهی کشور مغتنم دانسته و از شما و برگزارکنندگان مراسم تقاضا داریم در برنامه تان فرصتی- ولو کوتاه - جهت طرح پرسشها،پیشنهادها و انتقادات به نماینده ی گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال اختصاص دهید . گمان نمی کنیم تقاضای فرصتی ده دقیقه ی برای طرح پرسشها و دغدغه هایی که مسلما ذهن بسیاری از نخبگان را مشغول داشته است تقاضایی سنگین باشد که جنابعالی و دوستانتان از عهده ی برآورده ساختن آن بر نیایید.
این درخواست کوچک را به این دلیل مستقیما با شخص شما در میان گذاشتیم که تجربه ما و سابقه برگزار کنندگان مراسم نشان می دهد که این دوستان به میل خود چنین فرصتی را فراهم نخواهند کرد. پرسشهای ما از شما نه از موضع دشمنان و مخالفین که از موضع منتقدانی دلسوز است که دل در گروی دموکراسی،حقوق بشر و توسعه و اعتلای میهن دارند و در راه دفاع از اصلاحات دموکراتیک بسیار خوانده اند و نوشته اند و حتی بارها به تیر بلا گرفتار آمده اند :به زندان رفته اند ،کتک خورده اند و از تحصیل محروم گشته اند.
امیدواریم شمایی که شعار زنده باد مخالف من می داده اید تحمل شنیدن صدای منتقدین را داشته باشید پرسشهای ما را بشنوید و ما و دیگر دانشجویان نیز در فضایی آرام و منطقی به پاسخهای شما گوش فرا دهیم شاید که پرسشهای ما شما را به تأمل وادارد و امید داریم که پاسخهای شما ما را قانع سازد ، که اگر چنین فرصتی فراهم نشود مسئول آن خود شمایید مگر آنکه در این برنامه نیز شما تنها تدارکاتچی باشید و گرداننده اصلی کسان دیگر. مسلما شعار گفتگوی تمدنهای شما هنگامی پذیرفتنی تر خواهد بود که جنابعالی در عمل و در داخل مرزهای ملی به گفتگوی برابر با منتقدین دموکراسی خواه خویش تن دهید وگرنه ما اگر گفتگو را در درون خانه نتوانیم پیش ببریم چه کسی ادعاهای ما را در سطح جهان پذیرا خواهد شد؟
بنابراین ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن اعلام اعتقاد قلبی خود به دموکراسی و حقوق بشر و با اعلام وفاداری به شیوه ی مبارزه ی مسالمت آمیز و رفرمیستی جهت تحقق اصلاحات عمیق و بنیادین بار دیگر از جنابعالی می خواهیم که به نماینده ی گروه ما اجازه دهید تا به طرح علنی سوالهای خود در مورد عملکرد هشت ساله ی شما و برنامه ی آینده تان بپردازد. تا شاید از این رهگذر برخی از ابهامات بر طرف گردد و تصمیم گیری برای دانشجویان و روشنفکران ساده تر شود، مسلما پذیرش این درخواست نه تنها نشانه ی پایبندی عملی شما به شعار "گفتگو" خواهد بود بلکه می تواند فتح باب مفاهمه با جامعه دانشجویی و روشنفکری کشور باشد، مفاهمه ای که محتاج گامهای عملی و بلندی از سوی شماست که اولین آن شنیدن دغدغه های این بخش فرهیخته و تاثیر گذار جامعه ی ایران است.
چنین بادا
با تقدیم صمیمانه ترین احترامات
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
اعتراض دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران به قتل مرزبانان به دست گروهک تروریستی و بنی |
| |
Tue 9 Dec 2008-1:31 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
اخیراً گروهک تروریستی و بنیادگرای جندالله که اسلام سیاسی در نسخه وهابیش را نمایندگی میکند، پس از به گروگان گرفتن 16 مأمور نیروی انتظامی به جز یک نفر تمامی گروگانها را به قتل رساندهاست. جندالله پیش از این موکداً اعلام میکرد که تنها به قتل کسانی دست میزند که آنان را مزدوران حکومت اسلامی مینامد و مدعی بوده دستشان به خون مردم بلوچ آلوده است. جدا از نادرستی چنین گزارهای برای ترور افراد، چنانکه در خبرها آمدهاست تمامی یا اکثریت این گروگانها سربازان وظیفه بیگناهی بودهاند که از بد حادثه مجبور به گذراندن خدمت سربازی در منطقه بلاخیز سیستان شدهاند، سربازانی که نه تنها دلبسته حکومت ایران نبودهاند بلکه یقیناً اکثرشان چون اکثریت مردم ایران منتقد این حکومت بودهاند، که اگر از نزدیکان حکومت بودند مجبور به خدمت در آن منطقه نمیشدند. این گروهک منحط وهابی مرتبط با القاعده و شبکههای قاچاق مواد مخدر با قتل فرزندان بیگناه ایران خط بطلان پررنگی بر ادعاهای دروغین خود مبنی بر مبارزه برای آزادی ایران کشیدهاست. ادعایی که پوچی آن از ابتدا معلوم بود و تنها برای آن دسته از حامیانشان که این قاچاقچیان تروریست را جنبش مقاومت مردمی ایران میخواندند خوراک فراهم می کرد. ما دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به آن دسته از رسانههای ارتباط جمعی که با پوشش رسانهای به اخبار این گروهک تروریستی و انجام مصاحبه های اختصاصی با رهبر آن به صورت غیرمستقیم به آنان کمک میکردند اعلام میکنیم. کجایند رسانههایی که میکوشیدند از این بنلادن وطنی ماندلایی بسازند و با بیشرمی تمام او را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران مینامیدند؟ چرا آنان به این سبعیتی که روی حیوانات وحشی را نیز سفید کردهاست پوشش خبری کافی نمیدهند؟ آیا مبارزه با جمهوری اسلامی مجوزی میشود برای گذشتن از هر خط و مرز اخلاقی و انسانی که یک روز رهبر آدمکشان را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران بخوانید و روز دیگری فردی را نماینده جنبش دانشجویی دموکراسیخواه ایران معرفی کنید که کودکان را در کرستان میرباید و فدیهاش را به دلار میستاند تا آن را خرج مبارزات ضدآمریکاییش کند؟ این توشههای بلاهت را کجا اندوختهاید و این کولههای حماقت را به کجا میبرید؟ ما دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به بیکفایتی و بیدرایتی مسئولانی که به جای دفاع از منافع ملی ایرانیان و تأمین آرامش و امنیت آنان مدام به لفاظیهای بیهوده مشغولند اعلام میداریم. ما از آنان میخواهیم به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت از گروههای تروریستی در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان نمایند، به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت بیفایده از دولتهای پوپولیست ضدآمریکایی در آمریکای جنوبی نمایند، به جای اینکه منابع ملت ایران را صرف تهدید دولتهایی در منطقه کنند که اگر درست بنگریم یگانه متحد استراتژیک ما در این منطقه هستند، منابع ملت ایران را در جهت دفاع از منافع ملی ایران، رشد و توسعه و آبادانی مناطق محروم و برخورد قاطع با گروهکهای تروریست مصرف کنند. اما دریغ و درد که یقین داریم اعمال غیر انسانی جندالله تنها سیکل معیوب خشونت در منطقه را پایدارتر میسازد و برخوردهای غیرانسانی عمال حکومت در قبال مردمان بیگناه و محروم منطقه را بیشتر دامن میزند. ما همچنین به بعضی قدرتهای فرامنطقه ای که نسبت به حمایتشان از امثال این گروههای تروریستی در جهت آشوبافکنی و تجزیه ایران مظنونیم هشدار میدهیم که بدانند ایران با تاریخی چند هزار ساله کشوری نیست که بتوان آن را تجزیه کرد. دولتها آمدهاند و رفتهاند و میآیند و میروند؛ ایران و ایرانی اما ماندهاست و میماند. اعتبار سیاسی در اذهان ملتها به دشواری کسب میشود اما به سادگی از کف میرود. همچنان که پس از حادثه 28 مرداد اعتبار به کف آمده در بیش از یک قرن دولت آمریکا به عنوان دولتی آزادیخواه در اذهان ملت ایران نابود شد و نیم قرن طول کشید تا دوباره به کف آید، اعتباری که اکنون بر اثر عملکرد ناصواب جمهوری اسلامی به کف آمده نیز به طرفهالعینی دود میشود و به هوا میرود. بنابراین بهتر است در قبال حوادث ایران رویکردی مسئولانهتر و مدبرانهتر داشته باشند و به جای این شیطنتهای ناشیانه، از جنبش دموکراسیخواهانه ملت ایران حمایت نمایند که ایرانی آزاد و امن، بهترین دوست آنان در منطقه خواهد بود. در پایان، ما قتل مظلومانه این سربازان را به خانوادههای آنان تسلیت گفته و آرزومندیم که مجرمان این جنایت وحشیانه به سزای اعمال خود برسند. دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای تهران |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران به مناسبت سیزده آبان |
| |
Mon 3 Nov 2008-11:12 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
13آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران است. این روز سر منشاء بسیاری از گرفتاریها و مصیبت هایی است که از آن تاریخ به بعد گریبان مردم ایران را گرفت و نقطه آغاز انحرافی بسیار بزرگ در مسیر سیاست خارجی ایران بود. انحرافی که آثار و نتایج آن بعد از گذشت سالها هنوز هم بر پیشانی این سرزمین خودنمایی می کند. آنچه امروزه به عنوان " حماسه بزرگ"، اینگونه توسط حاکمیت اقتدارگرا و پوپولیستی ایران، گرامی داشته می شود و برایش دست افشانی می کنند، حادثه ای غم انگیز بود که نهال آن در کشتگاه مشترک "چپ استکبار ستیز " و " اسلام سیاسی" تولید شد و در زمین جهل و هیجان کاشته شد. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران بر خود لازم می دانند که ضمن یادآوری این روز مصیبت بار، نکاتی را در رابطه با آن متذکر شوند:
سیزده آبان و اتفاقات پس از آن و مهر تایید حکومت که بر تارک آن زده شد، سرآغازی شد برای حرکتهای ضد ملی و افراط گرایانه بعدی و تولید رادیکالیسم سیاسی در مناسبات ایران با جامعه جهانی. تحرکاتی که بعد از این حادثه از جانب نیروهای تندرو و خط امامی در عرصه سیاسی به وقوع پیوست، ایده و گفتمان خطرناک صدور انقلاب و تلاش برای عملی کردن آن که هنوز هم ادامه دارد، تخریب منافع بلندمدت ایران در منطقه و جهان به بهانه دفاع از محرومین و مستضعفین و اقدامات فراوان دیگری از این دست را اگر چه می توان در برهه هایی قبل از این حادثه رد یابی کرد، اما بدون شک عملی شدن و اوج گرفتن آنها را باید از نتایج عینی تسخیر سفارت آمریکا در تهران دانست.به عبارت ساده تر این حرکت، مشروعیت بخشیدن و تقدس گفتمانی افراطی و غیر معقول بود که پس از گذشت سی سال هنوز هم در تکاپوی تخریب وجهه بین المللی و تاریخی ایران است.
این حادثه درس بسیار بزرگی برای نیروهای فعال در عرصه فکری و سیاسی ایران بود. نیروهایی که در حصاری از مدهای روشنفکرانه گرفتار شده و به جای ایفای نقش به اصطلاح تاریخی خود در هدایت توده ها، خود اسیر هیجانات توده ای و بی منطقی شدند که بعدها گریبانگیر آنها هم شد. تایید و پشتیبانی از این حادثه از جانب عده زیادی از نیروهای سیاسی و اپوزیسیون، نقطه تاریکی در کارنامه آنهاست که پاک شدن آن عمر نوح می خواهد و صبر ایوب. از طرفی بسیاری از افراد مرتبط با این حادثه که بعدها دچار دگردیسی عمیق فکری شدند، هنوز هم در تحلیل آن دست به توجیهات ضعیف و غیر قابل قبولی می زنند که تنها نتیجه آن بی اعتمادی مردم نسبت به آنان است. اگر چنانچه آقایان می گویند، این اتفاق در فضای سیاسی آن روزها غیر قابل اجتناب و گریز ناپذیر و حتی لازم بوده است، اما در صورت پذیرش این ایده، باید از حوادث مشابه آن در دیگر نقاط جهان نیز حمایت کرده و یا به راحتی آن را با توجه به شرایط حاکم بر کشورهایشان توجیه کنیم. از یاد نبریم حادثه کشته شدن دیپلماتهای ایرانی به دست طالبان در افغانستان را.
اکنون با گذشت نزدیک به سی سال از 13 آبان 58، همچنان دو ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران و آمریکا از پیامدهای ناگوار آن واقعه متضرر هستند و امکان نزدیکی و تبادلات علمی و فرهنگی میان این دو به حداقل رسیده است.
ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، معتقدیم که در شرایط عادی و بدون وجود فضای سیاسی و ایدئولوژیک، ملت ایران بهترین دوست ملت امریکا در خاورمیانه خواهد بود. از این رو، اکنون می توان چنین استدلال کرد که بیشینه شدن منافع ملی ایران، به گونه ای واقع بینانه و نه از منظر تنگ ایدئولوژیک، مستلزم عادی سازی روابط دو کشور است. |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بيانيه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه های تهران در سالگرد قيام دانشجويی 18 تير |
| |
Sun 6 Jul 2008-8:12 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بيانيه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه های تهران در سالگرد قيام دانشجويی ۱۸ تير
۱۸ تير بي شك، صفحه اي ماندگار در تقويم جنبش دانشجويي كشورمان محسوب مي شود؛ به گونه اي كه تاريخ كوشش هاي دموكراسي خواهانه و اعتراضي دانشجويان در كشورهاي استبدادي، همواره با ديده احترام و بغضي فروخورده به آن مي نگرد.
اگر دوم خرداد را گواهي بر مطالبات سياسي و آرمان هاي دموكراتيك ايرانيان تلقي كنيم اما حوادث تلخ و خونبار تيرماه سال 78 آشكارا نشان داد كه نظام سياسي حاكم، تا چه اندازه اي از ظرفيّت انتقاد و اعتراضات دانشجويي برخوردار است. از اين رو بيراهه نيست اگر استدلال كنيم كه فاجعه 18 تير، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پيشاپيش و به گونه اي آشكار، به تصوير كشيد و سيماي پنهان امّا حقيقي استبداد ديني آغشته به نفت را عيان ساخت. براستي افسوس بر نظامي كه در مواجهه با اعتراض هاي دانشجوياني كه در همين سرزمين پرورش يافته اند، به انواع سلاح هاي گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادي متوسل مي شود.
گرچه پيگيري قضايي اين فاجعه، همچنان كمترين خواسته جنبش دانشجويي و افكار عمومي محسوب مي شود امّا تقليل 18 تير تا حد «دزديده شدن يك ريش تراش» عملاً دهن كجي گستاخانه اي به مجموعه آزادي خواهان، فعالان حقوق بشر و حتي جامعه ايراني است كه به خاطره اي دردناك تر از فجايع آن چند روز تبديل شد.
جامعه ايران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتيك و آزادي خواهانه است و 18 تير نيز، كوششي خونبار و ماندگار در راستاي نيل به همين آرمان هاي پاك و مقدس محسوب مي شود. اگر بپذيريم كه زايش و تكوين دموكراسي، همچون هر تولد ديگر، با رنج و مصائب گريزناپذيري همراه است پس چنين به نظر مي رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوين دموكراسي در جامعه ايراني افزوده مي شود و در اين ميان، جنبش دانشجويي همچنان اين صليب شكسته را به دوش مي كشد و در اين مسير، مظلومانه امّا مصمم، بيشترين هزينه ها را مي پردازد.
ما فعّالان سياسي- دانشجويي ليبرال دانشگاه هاي تهران، ياد و خاطره عزت ابراهيم نژاد و تمامي دانشجويان رنج كشيده اي را كه در سال هاي عشق و شور جواني، به بند در آمدند، گرامي مي داريم و بار ديگر، آزادي بي قيد و شرط ياران دبستاني در بندمان را خواستاريم.
باشد تا روزي نه چندان دور، در همين كوچه هايي كه اينك سرد و استبداد زده اند، در هواي دموكراسي استنشاق كنيم.
دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه هاي تهران
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه ی دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در تحلیل وضعیت جنبش دانشجویی |
| |
Wed 19 Mar 2008-0:43 AM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بیانیه ی دانشجویان لیبرال در تحلیل وضعیت جنبش دانشجویی
سال 86 سال سختی برای دانشگاه و دانشگاهیان بود. سال بازداشت. سال تعلیق و اخراج و توبیخ. سال زندان و شکنجه. سال فشارهای سخت و طاقت فرسا. در عین حال سال 86 سال سربلندی و سرفرازی جنبش دانشجویی بود. دانشجویان ایرانی با پای فشاری بر دو آرمان نهایی خود یعنی دموکراسی و حقوق بشر مبارزات مستقل دانشجویی را علیه حاکمیت بنیاد گرا پیش بردند. سازماندهی اعتراض وسیع دانشجویی علیه حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه تهران، برگزاری با شکوه تجمع روز دانشجو با موفقیت کامل و مقاومت دلیرانه ی دانشجویان در دانشگاههایی مانند پلی تکنیک و علامه علیه فشارهای کمر شکن سربازان و عمله ی استبداد، در کنار برگزاری دهها تجمع اعتراضی دیگر در تهران و شهرستانها تنها بخشی از عملکرد پر افتخار جنبش دانشجویی طی سال گذشته بوده است.
در عین حال روند این مقاومت و مبارزه بی هزینه هم نبود. بدون شک سه دانشجوی زندانی دانشگاه پلی تکنیک بزرگترین قربانیان هجوم بی رحمانه ی بنیادگرایان دینی به دانشگاه بودند. مقاومت قهرمانانه ی این دانشجویان در برابر فشارها و نهایتا دریافت حکم برائت و رسوایی سناریوی نشریات جعلی، پیروزی بزرگ جنبش دانشجویی در سال 86 محسوب می شد. عجبا که به رغم اثبات بی گناهی، این سه عزیز رنج دیده به اقتضای طبع کینه جوی حاکمیت بنیادگرا همچنان به ناحق و بدون در نظر گرفتن معیارها و موازین قانونی به بند کشیده شده اند. آنچه بر این سه دانشجو گذشت برگی بود از قصه ی پر غصه ی نقض حقوق بشر در ایرن و سرکوب آزادی بیان، حالا دیگر کیست که نداند دانشجویان پلی تکنیک تاوان انتقاد از احمدی نژاد را پرداختند و می پردازند؟
بازداشت دست جمعی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و حمله ی مسلحانه به دفتر سازمان دانش آموختگان و بازداشت سخنگو و برخی از اعضای این سازمان در سالگرد جنایت 18 تیر کوی دانشگاه و یورش به تجمع دانشجویان چپگرا و دستگیری فله ای و غیر قانونی فعالین دانشجویی طیف چپ بخشهایی دیگر از سناریوی فشار بر مخالفین و منتقدین حاکمیت از هر طیف و گروه فکری بود.
دانشجویان اما با تمام توان در برابر این فشارها مقاومت کردند و عجز و لابه ی بخشهایی از حاکمیت که مذبوحانه انقلاب فرهنگی دوم را خواستار می شوند در واقع ناشی از شکست سیاستهای سرکوبگرایانه برای وادار کردن دانشجویان به سکوت است. بی شک مهمترین دستاورد این مقاومت بسط و تعمیق پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاهها و حرکت بی تزلزل جنبش دانشجویی در راه تحقق این دو ارزش شریف و والای تمدن مدرن بوده است. دانشجویان در تمامی کنشهای اعتراضی خود نشان دادند که دموکراسی و حقوق بشر دو خواست و آرمان اصلی جنبش دانشجویی است.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن تقدیر از مبارزات خستگی ناپذیر دانشجویی و ضمن اعلام همبستگی با جنبش مقاومت مدنی علیه استبداد دینی همه ی فعالین دانشجویی را به ادامه ی روند مقاومت در سال آینده دعوت می کنند. بدون شک مقاومت در برابر استبداد محتاج درایت نیز هست می بایست با تکیه بر عقلانیت و بازنگری تاکتیکها راه ناهموار آزادی را بپیماییم و بر شانه های نحیف جنبش دانشجویی باری سنگین تر از توان نگذاریم از این رو و با توجه به طراحی سیاست انقلاب فرهنگی دوم و تلاش بری تحقق آن در سال 87 ،دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در سال پیش رو دفاع از آزادیهای آکادمیک و کیان دانشگاه را مهمترین وظیفه ی پیش روی فعالین دانشجویی ارزیابی می کنند، غیر از آن ادامه ی اعتراض به نقض حقوق بشر و سرکوب خواستهای دیگر جنبشهای اجتماعی نظیر جنبشهای زنان، کارگران(و معلمان) می بایست در دستور کار فعالین دانشجویی باشد. همبستگی جنبشهای اجتماعی بدون شک هموار کننده ی راه دموکراسی در ایران خواهد بود.
در پایان دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن تبریک سال جدید به عموم فعالین دانشجویی خواستار آزادی سه دانشجوی مظلوم دانشگاه پلی تکنیک آقایان- احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی- هستند. ما همچنین نسبت به اخبار دلخراش شکنجه ی دانشجویان چپگرا شدیدا ابراز نگرانی نموده و خواهان آزادی باقی دانشجویان چپگرای زندانی از جمله آقایان بهروز کریمی زاده و پیمان پیران هستیم. سعید فیض الله زاده فعال دانشجویی دانشگاه علامه نیز این روزها به تاوان حق طلبی اش در زندان اوین محبوس است آزادی او و دیگر دانشجویان زندانی در آستانه ی سال نو حداقل کاریست که حاکمیت برای جبران ظلم و ستمی که در حق دانشجویان مرتکب شده است می تواند انجام دهد.
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه دانشجویان لیبرال به مناسبت 8 مارس "روزجهانی زن" |
| |
Sat 8 Mar 2008-11:49 AM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بیانیه دانشجویان لیبرال به مناسبت 8 مارس "روزجهانی زن"
8 مارس یادآور یکصد سال مبارزه زنان برای کسب حقوق برابر در اقصی نقاط جهان است. حاکمیت بنیادگرا در ایران، در راستای نابودی نهادهای مدنی برای ایجاد یک جامعه تماماً پوپولیستی انواع فشارها را بر فعالین عرصه جامعه مدنی وارد می کند. جنبش زنان نیز به عنوان یکی از جنبشهای اجتماعی فعال در ایران در کنار جنبش دانشجویی،جنبش کارگری، جنبش سبکهای زندگی و ... مورد هجوم حاکمیت قرار دارد . جنبش زنان ایران با فعالیت در کمپین یک میلیون امضا به گسترش گفتمان برابری خواهی و فعالیت بر ضد تبعیض علیه زنان پرداخته و به مقاومت مدنی در برابر فشارهای حکومت پدرسالار دست زده است. گسترش همین فعالیت ها ست که امروزه یکی از معتبرترین جوایز حقوق بشر را برای خانم پروین اردلان به ارمغان آورده است. فعالیتهایی که استبداد نفتی نه تنها آنها را ارجی نمی نهد بلکه بر سرکوب فعالین جنبش زنان نیز می افزاید. ما دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران با تاکید بر گسترش گفتمان برابری حقوقی میان زن و مرد و میان آحاد شهروندان جامعه که مبنای حقوق بنیادین بشر محسوب شده و به گسترش هر چه بیشتر حقوق بشر در جامعه منجر می شود از فعالیتهای جنبش زنان و نمود برجسته آن در جامعه ایران یعنی کمپین یک میلیون امضا حمایت می کنیم . پس از حاکم شدن هر چه بیشتر ویژگیهای ارتجاعی در سیاستگزاریهای کلان جامعه، حق آموزش زنان به عنوان یکی از پنج شاخص اصلی توسعه یافتگی نیز بیش از پیش مورد تبعیض و تحدید قرار گرفته است. این در حالی است که آموزش از حقوق اولیه هر انسان بوده و محدودیت بر اساس جنسیت یکی از آشکارترین موارد نقض حقوق بشر است که در قالب طرح هایی نظیر سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه توسط ساختار قدرت پدر سالار پی گیری می شود. مقابله با این نوع اندیشه های زن ستیزانه ریشه دار در قرائت بنیادگرا یانه از دین حاکم بر دولت استبدادی نفتی، نیازمند فعالیتی طولانی و مستمر است که می تواند و می بایست مورد حمایت موثر جنبش دانشجویی قرار گیرد. جای تأسف است که چنین تبعیضهایی در سرزمینی رخ می دهد که احترام به حقوق زنان در آیینها و سنتهای باستانی آن سخت مورد توجه بوده است. ما با بیان اعتراض خود نسبت به این طرح ها، از تمامی گروه های دانشجویی می خواهیم اعتراض خود را نسبت به این طرح ها اعلام کنند. کارنامه جنبش زنان در سال گذشته درخشان است و با وجود تمام مشکلات نظیر بازداشت فعالین جنبش زنان طی سال گذشته در مقاطع زمانی گوناگون, گسترش خواسته های زنان در جامعه و آگاهی بخشی به توده مردم توسط اعضای کمپین یک ملیون امضا نتایج درخشانی را به بار آورده است که می توان به مطرح شدن موارد ارث و دیه در مجلس وجلوگیری از تصویب لایحه حمایت از خانواده اشاره کرد. ما با تبریک روز جهانی زن تلاش مسالمت آمیز فعالین جنبش زنان برای دست یابی به آزادی های مدنی را ارج می نهیم و در این راه، خود را همراه آنها می دانیم .
دانشجویان لیبرال دانشگاه های تهران
در همین رابطه:
بیانیه دفتر تحکیم وحدت
مصاحبه عباس عبدی با دویچه وله
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در خصوص ناآرامی های اخیر کوی دانشگاه |
| |
Tue 29 Jan 2008-5:45 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بیانیه دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در خصوص ناآرامی های اخیر کوی دانشگاه
"فيلسوف هرگز كشيشي را نكشته است،كشيش اما فيلسوفان بي شماري راكشته است."
ديدرو
كوي دانشگاه تهران اين روزها بار ديگر شاهد وقايعي تلخ است. وقايعي كه با هجوم عوامل سركوب به داخل كوي دانشگاه وضرب وشتم دانشجويان بر تلخيشان افزوده شده است.جنبش دانشجويي ماههايي سخت و طاقت فرسا را پشت سر مي گذارد . وقايع اخير كوي دانشگاه بيش از هر اقدام ديگر دستگاه سركوب و ارتجاع پرده ريا و تزوير را مي درد و واقعيت زشت پنهان شده در پشت حجاب لفاظيهاي بي پايان عوامل سركوب را در معرض ديد چشمان حقيقت بين قرار مي دهد. بنيادگرايي ديني تمامي نمودها و خواسته هاي سياسي در جنبش دانشجويي را سركوب مي كند و مي كوشد صداهاي اعتراض را با چماق سركوب و هويج وعده معيشت بهتر خفه كند.اينك اما اين خواسته هاي صنفي ومعيشتي دانشجويان است كه با باتوم و چماق سركوب مي شود.اينك اين فقط صداي اعتراض به نبود آزادي نيست كه سركوب مي شود اين صداي قابلمه هاي خاليست كه با هجوم گارد ويژه پاسخ داده مي شود. اينك دولتي كه قرار بود پول نفت را بر سر سفره هابياورد شكمهاي خالي راسيرنمي كند ، صاحبان شكمهاي خالي را موردضرب وشتم قرار مي دهد. هجوم به دانشگاه وضرب و شتم بيرحمانه دانشگاهيان در فصل امتحانات نمادي از دانشگاه ستيزي هيستريك دستگاه سركوب بنيادگرايي است.دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران لازم مي دانند در اين مورد به چند نكته اشاره كنند. ۱)رخ دادن اين اتفاقات در دوران رياست عباسعلي عميد زنجاني بردانشگاه تهران نمادي از رابطه نامتناسب و ظالمانه حوزه و دانشگاه است. از ابتداي انقلاب تاكنون كساني كه سقف معيشت بر ستون شريعت زده اند با شعار وحدت حوزه ودانشگاه تازيانه به گرده اقيانوس دانشگاه و دانشگاهيان زده اند و مي زنند.اينك رواست كه حوزويان آزاده وآزاد ازبندقدرت دربرابر سركوب دانشگاه سكوت نكنندونگذارندتماميت سركوبگري و جفاي دولت در حق دانشگاه به نام تماميت حوزه و به كام باندهاي پنهان قدرت خاتمه يابد. ۲)در اين روزهاي سخت ما ازدانشجويان ساكن كوي دانشگاه مي خواهيم كه بادرك موقعيت دشوار و لرزان جنبش دانشجويي بر مطالبات مشخص صنفي تمر كز كنند ، از دادن شعارهاي سياسي افراطي و ورود به زمين بازي غيرمدني و خشن بپرهيزند.در اين وضعيت دشوار به جاي تأكيد بر خواسته هاي برآورده نشدني مي بايست بر گامهاي كوچك اما معقول ودست يافتني تمركز كرد. ۳)ما دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران از دانشجويان مبارز ساكن كوي دانشگاه مي خواهيم مراقب دستهاي مرموزي باشند كه مي كوشند با اقدامات خلاف شأن دانشجويان مبارز به مشوه ساختن چهره معقول،منطقي ،مدني و دموكراسيخواه جنبش دانشجويي بپردازند .ما همچنين نسبت به بهره برداري گروهها و عناصر بدنام ،مطرود،ماجراجو وشهرت طلب ازمبارزات دانشجويان ساكن كوي دانشگاه تهران هشدار داده و دانشجويان را به هشياري در مقابله با فرصت طلباني كه به انحراف كشيدن هر حركت اصولي و اصيلي را وظيفه خود مي دانند فرامي خوانيم. ۴)ما مسئولان فعلي دانشگاه تهران ،وزارت علوم و دولت را به تجديدنظر دراقدامات غيرمنطقي،غيرقانوني و ضدحقوق بشري در قبال جنبش دانشجويي كه بيشتر انتقامگيريهاي كور وكودكانه را مي ماند تا رفتارهاي مسئولانهودولتمردانه دعوت مي كنيم .ما ازآنان مي خوهيم از تاريخ درس گرفته ودريابند كساني كه امروز بذر كين مي كارند فردا چيزي جز خشونتي بي مهار درو نخواهند كرد و نصيب نخواهند برد.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه ی دانشجویان لیبرال در اعتراض به بازداشت دانشجویان چپ |
| |
Thu 6 Dec 2007-9:46 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بیانیه ی دانشجویان لیبرال در اعتراض به بازداشت دانشجویان چپ
هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد. ماده ی 19 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمنهای مسالمت آميز بهره مند گردد. ماده ی 20 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
هيچ كس را نميتوان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.هر كس حق آزادي بيان دارد. اين حق شامل آزادي تفحص و تحصيل و اشاعه اطلاعات و افكار از هر قبيل بدون توجه به سر حدات خواه شفاهاً يا به صورت نوشته يا چاپ يا به صورت هنري يا بهر وسيله ديگر بانتخاب خود ميباشد. بخشی از ماد ه ی 19 میثاق حقوق مدنی و سیاسی
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار داد. اصل 23 قانون اساسی جمهوری اسلامی
روزهای اخیر برای فعالین دانشجویی و سیاسی کشور روزهای تلخی بودند. بازداشت گسترده ی دانشجویان و فعالین چپگرا که آمار آنها در برخی گزارشها تا بیش از 20 تن ذکر شده، تداوم بازداشت دانشجویان پلی تکنیک و دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، ادامه ی فشار بر فغالین جنبش زنان و بازداشت خانم جلوه جواهری و تکرار دوباره ی نقض حقوق بشر در کردستان و آذربایجان، چشم اندازی نامطبوع از نقض حقوق بشر را در مقابل دیدگان قرار داده است.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران، با اعلام اعتقاد قلبی خود به مفاد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و تلاش در جهت تحقق آن، لازم می دانند برخوردهای صورت گرفته ی اخیر با فعالین دانشجویی، کارگری، صنفی و مدنی را تقبیح کرده و لزوم رعایت حقوق کلیه ی فعالین مدنی- سیاسی با هر گرایش فکری و عقیدتی را یاد آور شوند.
ما خصوصا نسبت به سرنوشت دانشجویان چپگرای بازداشت شده، شدیدا ابراز نگرانی می کنیم و از تمامی مجامع حقوق بشری در داخل و خارج از کشور استدعا می کنیم با حساسیتی ویژه پیگیر سرنوشت این دانشجویان باشند و برای آزادی آنها بکوشند. ما عموم فعالین سیاسی را نیز به حساسیت نسبت به سرنوشت این افراد دعوت می کنیم و هر گونه بی توجهی نسبت به حقوق انسانی این بازداشت شدگان را غیر قابل توجیه می دانیم، نباید گذاشت خطای بی توجهی به حقوق بشر بار دیگر انگونه که در دهه ی 60 اتفاق افتاد دوباره تکرار شود.
ما ضمن اعلام مرزبندی خدشه ناپذیر فکری و سیاسی با دانشجویان چپگرا و به رغم انتقادات شدیدی که نسبت به نوع و روش فعالیت سیاسی دانشجویان چپگرا داریم، دفاع از حقوق انسانی آنها، انگونه که در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر مندرج است را وظیفه ی تخطی ناپذیر خود می دانیم.
ما بار دیگر نومیدانه حاکمیت را به رعایت موازین حقوق بشر (خصوصا مواد 19 و 20 اعلامیه) در مواجهه با فعالین سیاسی و دانشجویی فرا می خوانیم. ما به جد معتقدیم آزادی بیان، عقیده و فعالیت مسالمت آمیز سیاسی می بایست برای تمامی گرایشهای فکری و سیاسی، در محیطی دموکراتیک وجود داشته باشد و از همین منظر برخورد با فعالین چپگرا را محکوم نموده و خواستار آزادی هر چه سریعتر آنها هستیم.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران
پی نوشت۱)دستگیری فعالین دانشجویی چپ- اگر این دستگیری ها به این گستردگی واقعا صورت گرفته باشد - بار دیگر نشان داد که این حکومت تنها به سرکوب فکر می کند و چندان به ماهیت فکری طرف مقابلش فکر نمی کند.اینچنین می شود که رییس حکومتش سالی چند بار برای تحکیم پیوند دوستی با چپ ترین رهبران دنیا به کوبا و ونزوئلا و نیکاراگوئه می رود،با کاسترو و چاوز و اورتگا دیدار می کند و در آن سو،مریدان فکری رفیق فیدل در داخل را به بند می کشد!اینجاست که متهم می تواند بازجو را به چالش بکشد.
پی نوشت۲)پس از جار و جنجال اولیه رفقا مبنی بر دستگیری بیش از ۲۵ نفر در روزهای اخیر،به تدریج اخباری به گوش می رسد که بسیاری از آنها یا اصلا دستگیر نشدند و یا در همان ساعات اولیه پس از دستگیری آزاد گردیده اند.من به شدت از این اخبار آزادی استقبال می کنم.به ویژه در انتظار آزادی دوست خوبم روزبه صف شکن هستم که یادآور خاطرات خوب و بد زیادی برای من است.
پی نوشت۳)معتقدم که همه دستگیر شدگان چپ به زودی آزاد خواهند شد فقط لازم است کمی فضای دانشگاه ها آرام شود.در این میان احتمال بازداشت دوستان لیبرال و اعضای دفتر تحکیم وحدت در آستانه مراسم روز یکشنبه در دانشگاه تهران می رود.باور کنید نیازی نیست در این شرایط به زندان برویم.اینجا،بیرون از زندان کارهای مهم تری داریم.پس مراقب باشیم!
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه تحلیلی دانشجویان لیبرال به مناسبت 13 آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا |
| |
Sun 4 Nov 2007-1:34 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بیانیه تحلیلی دانشجویان لیبرال به مناسبت ۱۳ آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا
۱۳ آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران و سر آغاز ۴۴۴ روز گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی توسط نیرو های موسوم به خط امام است. اکنون با گذشت قریب به سه دهه از این واقعه ی تلخ با فرو نشستن غبار احساسات و سرد شدن تنور «شعار های انقلابی»، می توان به باز خوانی این حادثه ی مهم تاریخی پرداخت. مسلما هر گونه باز خوانی حوادث تاریخی اگر به نیت مچ گیری و تسویه حساب سیاسی صورت گیرد نه تنها مفید نخواهد بود، بلکه مقصود اصلی را در لا به لای مجادلات روزمره ی سیاسی به بوته ی نسیان خواهد سپرد. دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران، لازم می دانند، فارغ از مجادلات روزمره ی سیاسی بین طیفهای مختلف اپوزیسیون و حکومت، با محور قرار دادن منافع ملی، و ارزشهای جهانشمول لیبرالی، به تحلیل این حادثه و پیامدهای آن مبادرت کنند.
۱-به لحاظ حقوقی و بر اساس موازین مصرح حقوق بین الملل در عهدنامه های وین- مربوط به حقوق دیپلماتیک و کنسولی- اقدام دانشجویان معروف به خط امام در اشغال سفارتخانه و گروگانگیری کارکنان و دیپلماتها، عملی مخالف تمامی موازین مسلم حقوق بین الملل بوده است. حتی در صورت پذیرفتن ادعای این دانشجویان مبنی بر دخالت امریکا در امور داخلی ایران، اشغال سفارت به لحاظ حقوقی باز هم توجیه ناپذیراست. دولتها در چنین شرایطی از حق «قطع رابطه » برخوردارند. ولی هیچ دولت و گروهی در هیج شرایطی حق تعرض به سفارتخانه های دول دیگر را ندارد.
۲-دانشجویان پیرو خط امام وگروههای متعدد سیاسی که از اقدام آنان حمایت کردند- طیفی از حزب توده و مجاهدین خلق گرفته تا جناح چپ اپوزیسیون ملی مذهبی- بهانه ی این اقدام را دخالتهای سیاسی و کارنامه ی منفی آمریکا در ایران اعلام می کردند. اگر چه عملکرد و نقش امریکا در ایران طی سالهای پیش از انقلاب محل بحث فراوان است – بحثی که متاسفانه به دلیل وجود جو سانسور و ارعاب و فقدان آزادی بیان سالهاست که یکجانبه و یک طرفه پیش می رود- اما همچنان جای این پرسش باقی است که چرا کسانی که اینگونه از حضور آمریکا در ایران بر آشفته بودند هیچگاه از نقش مخرب و خانمان برانداز کشوری مانند روسیه(که در آن زمان اتحاد جماهیر شوروی و تحت حاکمیت حزب کمونیست بود) به ستوه نیامدند؟ آیا جز این است که مسئله ی اصلی این افراد نه منافع ملی که چیز دیگری بوده است؟
۳-به لحاظ تئوریک پشتوانه ی اصلی این قبیل اقدامات ایده ی منحط و خسارت خیز امپریالیسم ستیزی بوده است. ایده ای که مارکسیستهای آن را پروریدند و انقلابیون بنیادگرا به بهترین وجه ممکن آن را به کار بستند. به راستی از ۳۰ سال امپریالیسم ستیزی چه چیزی عاید ملت ایران شده است؟ چرا کشورهایی که خود زمانی پرچمدار این ایده بودند اکنون یا به جایی در موزه ی تاریخ پیوسته اند یا با سرعتی باور نکردنی مسیر انحطاط و عقب ماندگی را می پیمایند. نه تنها حکومت ایران که برخی روشنفکران ایرانی نیز باید بار دیگر در مبانی این ایده تامل کنند.
۴-حفظ منافع ملی مهمترین کارویژه ی دولت در عرصه ی بین المللی است. سیاست خارجی ایدئولوژیک و یوتوپیا محور نه تنها هیچ حاصلی در بر ندارد بلکه تنها می تواند بخشی مهم از چرخه ی عقب ماندگی اقتصادی و سیاسی باشد. به راستی چرا ایران که زمانی مهمترین قدرت منطقه بود کارش که به جایی کشید که اکنون حتی کشورهای کوچک و ذره ای حاشیه ی خلیج فارس به خاک آن طمع بسته اند؟ آیا جز این است که وضعیت اسفناک کنونی در نتیجه ی ضعف مفرط دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی و حاکمیت نگرشهای غرب ستیز و انزوا گرایانه بر ذهنیت تصمیم گیران اصلی کشور است؟
۵-حادثه ی ۱۳ آبان و به دنبال آن ۴۴۴ روز گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی به غیر از نتایج مصیبت باری که در عرصه ی بین المللی برای منافع ملی ایران داشت در عرصه ی داخلی نیز بهترین محمل و بستر را جهت حاکمیت ارتجاعی ترین نیروهای حاضر در صحنه ی سیاسی کشور مهیا کرد. این حادثه مقدمه و در واقع زمینه ساز سالهای سیاه اختناق و کشتار در دهه ی۶۰ بود. بنیادگرایان سوار بر اسب چوبین آمریکا ستیزی جامعه ی ایران را که فریفته ی یوتوپیاهای ایدئولوژیک – چه اسلامی و چه مارکسیستی- بود به سوی نا کجا آباد وحشت و خشونت بردند. در این میان اما در حالی که قاطبه ی اپوزیسیون ایرانی از اقدام دانشجویان خط امام حمایت کرده بودند. باید از نقش ممتاز سیاستمداران لیبرالی نظیر مهدی بازرگان و همفکرانش که با درک خطر، به سهم خود در مقابله ی هر چند نا موفق با آن کوشیدند تقدیر کرد.
۶-باید از این تجربه آموخت. باید آموخت که حرکت بر امواج احساسات انقلابی جز خسارت بر خسارت نمی افزاید. باید آموخت که دشمنی با آمریکا و سیاستهای انزواگرایانه به سود هیچ ملتی نیست- چیزی که «ویت کنگها» آموختند اما هنوز بخشی از اپوزیسیون ایرانی نیاموخته است- ایران برای بازگشت به مدار توسعه و آبادانی محتاج ارتباط سالم با دنیای آزاد و همه ی کشورهای بزرگ صنعتی از جمله ایالات متحده ی آمریکاست. تصور پیشرفت بدون رابطه ی دوستانه با آمریکا و غرب تنها یک دروغ یا اشتباه بزرگ است.
۷-غرب نیز باید بداند وجود یک ایران دموکراتیک ،توسعه یافته، مقتدر و یکپارچه در منطقه ی خاورمیانه به نفع همه دنیا و مهمترین عامل برقراری صلح و ثبات در منطقه خواهد بود. ایران دموکراتیک و هماهنگ با موازین و ارزشهای دنیای آزاد نه تنها به حاکمیت بنیادگرایان «نه» خواهد گفت بلکه به مهمترین کانون مقابله با بنیادگرایی و تروریسم در خاورمیانه تبدیل خواهد شد.
|
| |
لینک ثابت
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه ی دانشجویان لیبرال درخصوص حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران |
| |
Sun 7 Oct 2007-3:15 PM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
آقای احمدی نژاد،رییس جمهوری اسلامی!
با سلام
با خبر شدیم که حضرتعالی قصد حضور و سخنرانی در دانشگاه تهران – مهمترین دانشگاه کشور را دارید- ما از این حضور استقبال می کنیم نه از آن رو که موافق سیاستهای شما باشیم . بالعکس ما به عنوان منتقدین شما از حضورتان در دانشگاه تهران استقبال می کنیم تا این حضور مقدمه ای باشد جهت طرح پرسشهای اساسی پیرامون وضعیت کشور و سیاستهای نادرست جنابعالی و دولت تان.
سال گذشته در دانشگاه پلی تکنیک دانشجویانی که قصد طرح پرسش از شما را داشتند نه تنها موفق به طرح سئوالاتشان نشدند بلکه با گرفتار آمدن در یک سناریوی رسوا، همگی به زندان رفتند و در حال حاضر نیز 3 تن در شرایطی مشکوک و نا مشخص در زندان به سر می برند. آقای احمدی نژاد آیا تاوان پرسش از شما زندان است؟ شما چگونه می توانید ایران را آزادترین کشور دنیا بنامید در حالیکه دانشجویان و فعالین سیاسی اینجا به دلیل طرح انتقادات و سئوالاتشان به زندان می روند و مجبور به تحمل هفته ها و ماهها زندان انفرادی می شوند.
آقای احمدی نژاد!
شما آیا می دانید سلول انفرادی چیست و چه شکنجه ایست؟ اگر نمی دانید سری به بند 209 زندان اوین – که تحت امر وزیر اطلاعات دولت شما اداره می شود- بزنید و از کسانی که تنها به جرم انتقاد و بیان نظرات در آنجا محبوس شده اند بپرسید. آقای احمدی نژاد با وجود توقیف بیش از صد نشریه، بازداشت مداوم فعالین سیاسی و فعالین حقوق بشر،اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید، سه ستاره شدن دانشجویان و صدور احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویان منتقد، و تحمیل سانسور وقیحانه ی خبری به رسانه های مستقل آیا صحبت کردن از آزادی بیان در ایران بیشتر شبیه یک شوخی نیست؟ وقتی که احزاب همه اینگونه تحت فشارند و مامورین تحت امر شما در روز روشن به دفتر یک حزب قانونی حمله ی مسلحانه می کنند و اعضای ان را به زننده ترین وجه ممکن بازداشت می کنند شما چگونه می توانید مدعی وجود آزادی در کشور شوید؟ شما چگونه خود را یک دانشگاهی می دانید در حالیکه دانشگاه بدترین و مهلک ترین ضربات ضد حقوق بشری را طی یکی دو دهه ی اخیر از ناحیه ی دولت شما متحمل شده است؟
از حقوق بشر گفتیم. آقای احمدی نژاد آیا تا کنون متن اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را مطالعه کرده اید؟ آیا به آن اعتقاد دارید؟ یک بار در اجتماع مردم استان فارس گفته بودید حالتان از شنیدن نام دموکراسی به هم می خورد با توجه به نوع عملکرد شما به نظر می رسد شما با مطالعه ی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نیز به حالت تهوع شدید یا لااقل حساسیت جدی دچار شوید.
آقای احمدی نژاد!
شما اگر ذره ای به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد داشتید هرگز به برخوردهای اینچنینی با مخالفین و منتقدین خود –خواه دانشجو و خواه غیر دانشجو- رضایت نمی دادید.
آقای احمدی نژاد!
مگر شما نبودید که گفتید «مدل مو و پوشش جوانان مسئله ی کشور نیست» پس چطور به سخیف ترین و توهین آمیز ترین برخوردهای نیروی انتظامی با جوانان به بهانه ی مدل مو و نوع پوششان رضایت دادید و بر این برخورهای ضد حقوق بشری مهر تایید زدید؟
آقای احمدی نژاد!
آیا شما یک دروغگو هستید؟ ظواهر اینگونه نشان می دهد.
آقای احمدی نژاد!
ما پرسشهای مهمتری هم از شما داریم. ما پیرامون بیش از 120 میلیارد دلار در آمد نفتی دولت شما طی تنها دو سال و نحوه ی هزینه کردن آنها پرسشهای جدی داریم. آقای احمدی نژاد دولت شما در مدت 2 سال ، برابر با هفت سال دولت آقای هاشمی و شش سال دولت آقای خاتمی بودجه مصرف کرده است. این بودجه به کجا رفته است؟ چرا علیرغم این حجم از درآمد نفتی وضع اقتصادی مردم همچنان رو به وخامت است و بنابر آمار ، تعدا د افراد زیر خط فقر همچنان رو به گسترش است؟
آقای احمدی نژاد!
فرجام ماجرا جوییهای شما در پرونده ی هسته ای به کجا خواهد انجامید. مردم ایران چه گناهی کرده اند که باید با تحمل تحریم و به قیمت فقر بیشتر تاوان بلند پروازیهای هسته ای شما و دوستانتان را بدهند.
آقای احمدی نژاد!
آیا تضمین می دهید که این سیاست خارجی بی ترمز شما به جنگ و بد بختی بیشتر مردم ختم نشود؟ مردم ایران به هیچ وجه از انزوای بیشتر بین المللی استقبال نمی کنندچرا که ایران برای توسعه و آبادانی محتاج روابط عادی و به دور از تنش با جامعه ی بین المللی است، چیزی که شما با دروغ پردازیهایتان در مورد فاجعه ی هولوکاست و تحریک افکار عمومی جهانی هیچ امکانی برای آن باقی نگذاشته اید.
آقای احمدی نژاد!
شما از مهرورزی، عشق و عدالت می گویید در حالیکه معلمانی را که تنها حق خود را می خواستند به خشن ترین شکل سرکوب کردید. کارگرانی را که حق خو را می خواستند به زندان افکندید و دانشجویان و روشنفکرانی را که مخالف شما بودند یا متفاوت از شما می اندیشیدند را در زندانهایتان به زنجیر کشیدید.
آقای احمدی نژاد!
ما مصرانه از شما می خواهیم که به نقض حقوق بشر در ایران و به تعقیب و آزار منتقدین خاتمه دهید. ما از شما می خواهیم که به جای طرح شعارها و ادعا های تو خالی فکری جدی به حال اقتصاد بیمار دولتی و فقر فزاینده ی مردم کنید. ما از شما مصرانه می خواهیم که شبح جنگ و تحریم را از کشو ما دور کنید.
به امید ایرانی آزاد، مرفه و توسعه یافته
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران |
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بیانیه دانشجویان لیبرال به مناسبت هشتمین سالگرد 18 تیر |
| |
Mon 9 Jul 2007-1:46 AM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
بیانیه دانشجویان لیبرال به مناسبت هشتمین سالگرد 18 تیر
هشت سال گذشت. اين هشتمين ساليست كه به خاك و خون كشيده شدن نماد بارز مدرنيته_دانشگاه_ توسط متحجران ديوسيرت و مزدبگيرانشان را به سوگ مي نشينيم.ديو صفتاني كه شبانه، خواب را از چشم دانشجويان ربودند و مغول وار بر آنان تاختند و نعره مستانه سردادند كه" مشتي بي دين و لاابالي را ادب كرديم."
هشت سال است كه باطبي ها چشمشان بر درهاي اوين است تا شايد گشايشي پديد آيد اما چه سود كه نه تنها گشايشي پديد نمي آيد، كه ميهماناني جديد به جمعشان افزوده مي شود.
دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران ضمن گرامي داشت سالگرد فاجعه 18 تير و اعلام انزجار از آمران و عاملان اين واقعه، موج تازه برخورد با جنبش دانشجويي ايران، به ويژه دستگيري دانشجويان پلي تكنيكي را اقدامي در جهت سركوب هرچه بيشتر نداي آزادي خواهي مردم رنج كشيده ايران دانسته و آن را قويا محكوم كرده و حاكمان را به عقلانيت و انسانيت دعوت مي كنند.
دستگیری گسترده اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم و سازمان ادوار
صبح امروز نیروهای امنیتی با هجوم به اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از نخستین ساعات بامداد،در مقابل در ولیعصر دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک) تحصن کرده بودند،تمامی آنان را بازداشت کردند.در میان بازداشت شدگان،نام مهدی عربشاهی،محمد هاشمی،حنیف یزدانی،بهاره هدایت،علی نیکونسبتی و علی وقفی به چشم می خورد.ساعاتی پس از این دستگیری این بار این دفتر سازمان ادوار تحکیم واقع در میدان سپاه بود که مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفت.مهاجمان که لباس شخصی بر تن داشتند،ضمن شليك تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان كردند.عبدالله مومنی،مهدی امینی زاده،بهرام فیاضی از اعضای شورای مرکزی سازمان ادوار از جمله بازداشت شدگان هستند.همچنین مهاجمان،مادر محمد هاشمی را نیز که در دفتر سازمان حضور داشت همراه خود بردند.به نظر می رسد هدف از این بازداشت ها در سالگرد ۱۸ تیر،وادار کردن دانشجویان و نیروهای منتقد به سکوتی همیشگی است.
در همین رابطه:بیانیه دانشجویان لیبرال را در واکنش به این دستگیری ها از اینجا بخوانید.
بیانیه دفتر تحکیم وحدت را مبنی بر اعلام تحصن در پاسداشت ۱۸ تیر در ادامه بخوانید.
ادامه مطلب
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
اعتراض به سرکوب اعتراضات دانشجویی در مازندران |
| |
Tue 17 Apr 2007-2:25 AM
-امیرحسین اعتمادی |
| |
در پی دستگیری شبانه ۱۵ دانشجوی دانشگاه مازندران،جمعی از دانشجویان لیبرال بیانیه ای را به این شرح صادر کرده اند:
با خبر شدیم که در پی اعتراضات دانشجویی روی داده در دانشگاه مازندران ۱۵ تن از دانشجویان این دانشگاه بر خلاف موازین حقوق بشر و نص قوانین جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. ما دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن اعتراض به نقض حقوق شهروندی دانشجویان نام برده خواستار آزادی هر چه سریعتر آنها هستیم.اقتدارگرایان اینک برای سرکوب دانشگاه شمشیر را از رو بستهاند. ما به آنان نسبت به عواقب اعمال خشن و سرکوبگرانهشان هشدار میدهیم. گویا تسامح و تساهل طیف نظامی-امنیتی حاکم تنها شامل حال سربازان انگلیسی میشود و دانشجویان و زنان و کارگران دیگر شهروندان از عطوفت اقتدارگرایان بینصیبند.ما در شرایط کنونی همه فعالین دانشجویی را به بیداری و هوشیاری در برابر تحرکات سرکوبگرانه اقتدارگرایی دعوت میکنیم.
پی نوشت:امروز نیروهای قضایی بار دیگر تعدادی از معلمان را نه در مقابل مجلس اسلامی که این بار بر سر کلاس های درس و در مقابل دیدگان هراسان دانش آموزانشان دستگیر کردند تا استاد و دانشجو در کنار یکدیگر مورد هجوم بی رحمانه قرار گرفته باشند.اینها آخرین نفسهای بیماری است که هر لحظه خود را به مرگ نزدیک تر می بیند.اندکی صبر،سحر نزدیک است...
|
| |
لینک ثابت
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|