تبليغاتX
تا آزادی پلی تکنیکی های دربند - چگونه چپها غیر قابل تحمل شدند؟
با بازداشت گروهی دیگر از دانشجویان چپگرا در هفته ای که گذشت،تقریبا تمام اعضای فعال و حتی حاشیه ای این طیف راهی زندان شدند تا موضوع برخورد با چپها برای بازجویان امنیتی جذاب تر از
آنی باشد که در ابتدا تصور می شد.در واقع برخلاف بسیاری از تحلیل ها آنچه شدت برخورد و زمان بازداشت افراد را در پرونده هایی از این دست تعیین می کند،میزان جذابیت موضوع برای تیم کارشناسی پرونده است نه نظر قاضی پرونده!اما اینکه چرا پرونده گروهی کم اثر در فضای دانشگاه که به زحمت توان همراه کردن ۱۰۰ نفر دانشجو را در تجمعات دانشجویی داشته اند اینقدر برای آقایان جذاب بوده است مساله ای است که منطق خاص خودش را می طلبد.مروری بر سابقه فعالین چپ در این سالها نشان می دهد که این گروه از دانشجویان بیش از آنکه خطری برای پایگاههای حکومت در دانشگاه باشند به عنوان اهرمی برای فشار بر سایر نیروهای تاثیرگذار جنبش دانشجویی عمل کرده اند.کافی است تا به نشریات و وبلاگهای فعالین چپ در این سالها نگاهی بیندازید تا ببینید که چگونه همصدا با تشکل های حامی حکومت در دانشگاهها،به پرونده سازی علیه دانشجویان غربگرا چه در انجمنهای دانشجویی و چه در گروه دانشجویان لیبرال می پرداخته اند.در مبارزه با امپریالیسم و برافراشتن پرچم آمریکا ستیزی نیز که گوی سبقت را از برادران بسیجی ربوده بودند.منطق حکم می کند که حکومتی غرب ستیز از چنین بلندگوی غیر رسمی در جهت کاهش توان نیروهای دموکراسی خواه- که بیشتر در انجمن های عضو دفتر تحکیم متمرکز شده اند- استفاده کرده با تشدید دودستگی های موجود نظیر آنچه در ۱۶ آذر امسال و پیشتر اتفاق افتاد به هدف اصلی خود که همان تضعیف جنبش دانشجویی است دست یابد.به نظر می رسد که حکومت تا پیش از برخورد اخیر بر مبنای همین منطق عمل می کرده به طوریکه آزادی عمل نیروهای چپ، آن هم از نوع افراطی مارکسیست-لنینیست،در سالهای اخیر بی سابقه بوده پلاکاردهای سرخ رنگ در تمام تجمعات اعتراضی این سالها بدون هیچگونه مداخله ای از سوی مدیریت دانشگاه،برافراشته می شده است.اما ناگهان درحالیکه قرار بود پس از چند همکاری ناموفق با طیف غالب دانشجویان تحکیمی،برای اولین بار چپ ها در تجمعی جداگانه،وزن سیاسی خود را به همگان نشان دهند،مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار می گیرند تا اتفاقا در نبود دانشجویان بازداشت شده،تجمعی با شکوه تر از آنچه پیش بینی می شد، برگزار گردد.تجمعی که مطمئناً هدف اصلی از دستگیریهای اولیه ممانعت از برگزاری آن بود تا شاید در همان سال اول از برگزاری دو مراسم به مناسبت ۱۶ آذر در دو روز مختلف جلوگیری شود.اما در کنار این هدف اصلی،ادامه بازداشتها که تا هفته قبل نیز ادامه داشته و به نیروهای دسته چندم چپ نیز رسیده است،چند نکته را برجسته می سازد که می تواند در همکاریهای آتی طیف های مختلف دانشجویی مورد توجه قرار بگیرد:

۱)حضور چپ ها در صحنه دانشگاه تا جایی برای حکومت قابل پذیرش بود که به عنوان نیرویی ناهماهنگ در تجمعات دانشجویی ساز خود را بزنند و با ایجاد آشوب و بلوا فضا را در اختیار نیروهای سرکوبگر قرار دهند تا در فضای ایجاد شده نیروهای تاثیرگذار جنبش دانشجویی بازداشت و بایکوت شوند.حضور مستقل و جداگانه در فضای دانشگاه آن چیزی نبود که مورد پسند حکومت باشد.به همین دلیل بود که نخستین و در واقع تنها حرکت اثرگذار جریان چپ خشم نیروهای امنیتی را بر می انگیزد.

۲)برای حکومت سرکوبگر پذیرش این مساله که گروهی از افراد با اکثریت دانشجویی تشکلی ۱۰۰الی۲۰۰ نفره خارج از قواعد رسمی ایجاد کنند که توان سازماندهی تجمعاتی هرچند محدود را داشته باشد،غیر قابل قبول است.دستگیریهای روزهای اخیر نشان می دهد که در ابتدای امر چنین برآوردی از گستردگی فعالیت طیف چپ وجود نداشته و پس از بازجویی های اولیه جذابیت موضوع سبب ادامه بازداشتها شده است.این موضوع می تواند مورد توجه سایر گروههای فعال در دانشگاه قرار بگیرد که در برابر برخوردهای اینچنینی آمادگی لازم را داشته باشند.

۳)به باور من بازداشت فعالین چپ نمی تواند زیان چندانی به کل جریان دانشجویی وارد کند که اصولا این جریان در این سالها با تکروی و تفرقه افکنی بیشتر آب به آسیاب مخالفان آزادی می ریخته است.تجربه زندان و به ویژه سلول انفرادی به من آموخته است که پس از آزادی شاهد تغییراتی بنیادی در دوستانمان خواهیم بود.تغییراتی که شاید به سود کل جریان چپ و در نهایت جنبش دانشجویی تمام شود.

+ نوشته شده توسط امیرحسین اعتمادی در Fri 18 Jan 2008 و ساعت 10:16 PM |